X
تبلیغات
طبیب بوشهری - پزشکی

طبیب بوشهری

پزشکی دینی اجتماعی ادبی تاریخی

عقب ماندگی ذهنی اختلالی است كه با عملكرد هوشی زیر حد طبیعی و اختلال در مهارتهای انطباقی مشخص می گردد. سن شروع عقب ماندگی ذهنی زیر 18 سال است و منظور از مهارتهای انطباقی انجام كارهای است كه در هر سن خاص به طور معمول از فرد انتظار می رود .

انواع : عقب ماندگی ذهنی بر اساس میزان بهره هوشی ، از خفیف تا بسیار شدید ( عمیق ) وجود دارد . جدول زیر تقسیم بندی های مربوط به عقب ماندگی ذهنی را با توجه به نوع و مهارت مورد نظر نشان می دهد:

مهارت مورد انتظار

نوع

بهره هوشی

آموزش پذیر

خفیف

70 - 50

تربیت پذیر بالا

متوسط

35 - 50

تربیت پذیر پایین

شدید

25- 25

كمتر از 25

عمیق

ایزوله ، نیازمند نگهداری در مؤسسه

در حالی كه بهره هوش طبیعی در محدوده 90- 110 قرار می گیرد ، به فاصله بین 71- 84 هوش مرزی اطلاق می شود كه این افراد عقب مانده ذهنی نیستند اما از نظر پیشرفت تحصیلی موفقیت چندانی ندارند . خوشبختانه كمترین تعداد این بیماران را عقب مانده ذهنی نوع شدید و بسیار شدید كه عمدتاً نیازمند نگهداری و پرستاری دائم در مؤسسات مربوطه می باشند تشكیل می دهند.

شیوع این اختلال در حدود 1 درصد جمعیت می باشد كه در جنس مذكر حدود 5/1 برابر جنس مؤنث است.

آسبب شناسی عقب ماندگی ذهنی

1- عوامل قبل از تولد : بیشتر شامل تأثیرات ژنتیك و تغییرات كروموزمی می شود . ضمن این كه عفونت های رحمی و ابتلای به بیماری سرخچه و توكسوپلاسموز ( بیماری خطرناكی كه از طریق گربه منتقل می شود ) نیز در بروز عارضه نقش دارند. آنچه مسلم است بیشترین علل عقب ماندگی ذهنی همین عوامل قبل از تولد است كه از نظر پیشگیری نیز اهمیت دارند ، به ویژه عوامل كروموزومی مانند سندرم داون و عوامل عفونی مثل سرخچه و توكسوپلاسموز مادرزادی . در این بین عوامل حین تولد مثل زایمان مشكل و خونریزی جمجمه و اشكالات تنفسی حین زایمان و ..... نیز مؤثر می باشند .

2- عوامل پس از تولد : شامل ضربات شدید به جمجه كودك ( یرقان ) سیانوز ( سیاه شدن )، عفونتهای دوران نوزادی به همراه تب و تشنج ، كم كاری تیروئید و .... است كه با مواظبت از كودك بخصوص قبل از سن چهارسالگی می توان از بروز عقب ماندگی ذهنی تا حدی جلوگیری نمود.

3- عوامل محیطی اجتماعی : تأثیرات محدودتری در بروز عقب ماندگی ذهنی دارند و شامل فقر ، تغذیه ، ناپایداری خانواده ، وضعیت اقتصادی – اجتماعی بد و محرومیت های فرهنگی و استرسهای مكرر و فوق تحمل در محیط زندگی كودك است.

روش های پیشگیری :

پیشگیری اولیه : جلوگیری از ظهور عوامل ایجادكننده عقب ماندگی ذهنی بخصوص عوامل قبل از تولد ، اهمیت ویژه ای دارند. آموزش خانواده ، ممانعت از ازدواجهای فامیلی ، جلوگیری از حاملگی بعد از سنین 35 سالگی ، رعایت بهداشت حاملگی ( پرهیز از اشعه ، دارو ، ضربه به شكم ، تغذیه مناسب مادر ، جلوگیری و كنترل نمودن عفونت های مادرزادی و .... ) در پیشگیری اولیه بسیار مؤثر هستند. محافظت كودك پس از تولد بخصوص در دوره نوزادی و مداخله ی درمانی به موقع در موارد بیماری ، مثل كم كاری تیروئیدی ( هیپوتیروئیدی ) نیز در جلوگیری از بروز عقب ماندگی ذهنی اهمیت دارد .

پیشگیری ثانویه : عقب ماندگی ذهنی درمان ندارد و بهترین راه كنترل آن جلوگیری از بروز آن است . به نظر نمی رسد داروهای خاصی نیز در كنترل پیشرفت اختلال مؤثر باشد. مهمترین روش درمانی افراد عقب مانده ذهنی افزایش میزان سازگازی آنها ، محیط زندگی و تنظیم توقعات محیطی و سطح كارآیی این افراد در خانواده و جامعه است.

پیشگیری سوم : انجام مشاوره خانواده و مشاوره فردی در جهت محدود كردن تأثیرات عقب ماندگی ذهنی ضرورت دارد . استفاده از روشهای توصیه شده توسط افراد متخصص در تقویت و حفظ كارآیی عملی این افراد می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و سازگاری مناسب تر با استرس های معمول زندگی افراد عقب مانده ذهنی گردد. آموزش كودك و خانواده ، آموزش مهارت های كلامی ، محیطی ، ارتباطی ، اجتماعی ، همچنین آموزش های ویژه و فیزیوتراپی و آموزش های مهارت های جسمی همگی می توانند در سازگاری و رشد بهتر این افراد و توانبخشی آنان كمك مؤثری باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:19  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

لب شکري يا لب شکافته يکي از نواقص مادرزادي است. در اين حالت بخشي از لب نوزاد باز مي ماند. ارث، محيط، سيگاري يا الکلي بودن والدين، ديابت مادران، کمبود فوليک اسيد، خود درماني مادران هنگام بارداري از علل اين ضايعه است. حالت لب شکري ممکن است هم زمان با شکاف کام بروز کند. شکاف کام نيز يکي از متداول ترين نقايص مادرزادي در انسان است. در سفيد پوستان شکاف کام همراه با شکاف لب، شيوعي معادل يک در هر هفتصد تا هزار تولد دارد. شکاف کامل لب به داخل سوراخ بيني گسترش مي يابد و تعدادي از دندان ها را تحت تاثير قرار مي دهد.

درمان :

براي درمان شکاف لب و کام انجام جراحي هاي متعدد، گفتار درماني و درمان هاي ارتودنسي و دنداني به خصوص پيش از ۱۸ سالگي ضروري است. ارائه اطلاعات لازم به والدين اين کودکان و انجام درمان هاي پزشکي- دندان پزشکي به هنگام، مي تواند در بهبود وضعيت بسيار موثر باشد. دندان پزشک کودکان، متخصصان ارتودنسي و جراحان فک و صورت مسئول مستقيم مراقبت هاي دنداني- فکي اين بيماران هستند. رابطه قوي بين تعداد و شدت مشکلات دنداني با نوع و شدت شکاف وجود دارد.

نقش ويتامين A:

جذب متعادل ويتامين A در دوران بارداري مي تواند خطر ابتلا به شکاف کام و لب را کاهش دهد. نوزادان مادراني که در دوران بارداري روزانه حدود 8.3 ميلي گرم مکمل ويتامين A مصرف مي کنند نسبت به نوزادان ديگر حدود ۵۰ درصد کمتر در معرض خطر ابتلا به شکاف کام و يا لب شکري قرار دارند

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:16  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 


چنانچه
 آنزیم گلوکز  ۶ - فسفات دهیدروژناز که در تمام سلول های بدن موجود است ، در بدن افراد دچار نقص و یا کمبود شود ، فرد دچار کم خونی می‌شود ؛ زیرا گلبول‌های قرمز خون همولیز و یا تخریب می‌شوند . بنابراین نقص این آنزیم ، گلبول‌های قرمز خون را به مواد اکسیدان حساس کرده و گلبول‌های قرمز به سمت تخریب شدن پیش می‌روند زیرا اکسیداسیون موجب پاره شدن غشاء سلول شده و محتویات آن بیرون می‌ریزد .

فعالیت طبیعی آنزیم گلوکز  ۶ - فسفات دهیدروژناز موجب خنثی کردن اکسیدان‌ها پیش از رسیدن و تماس با گلبول‌های قرمز می‌شود .باقالا از جمله مواد غذایی است که دارای موادی به نام ” ویسین ” و ” کوویسین ” است که در لوله گوارش و در ضمن فرآیندهای شیمیایی عمل هضم ، به ” دی ویسین ” و ” ایزورامیل ” تبدیل می‌شونداین مواد از اکسیدان‌های قوی محسوب می‌شوند ؛ بنابراین به محض تماس با غشاء گلبول قرمز در افرادی که کمبود آنزیم گلوکز  ۶ - فسفات دهیدروژناز را دارند ، آن را منهدم نموده و گلبول قرمز از بین می‌رود و شخص به فاویسم مبتلا می‌شود .بنابراین این افراد باید از خوردن باقالای تازه و خام اجتناب کنند . یونانی‌ها مواردی از فاویسم را بیش از دو هزار سال پیش توصیف کرده‌اند .

)فاویسم) یک بیماری‌ «ارثی خونی» است که به علت کمبود یکی از آنزیم‌های گلبول قرمز ایجاد می‌شود. این بیماری وابسته به جنس بوده و بیشتر در مردان دیده می‌شود و اغلب در نواحی شمالی و جنوبی ایران (سواحل دریا)‌ شیوع بیشتری دارد و تا ۴ درصد جمعیت عمومی نیز گزارش شده است. 
ممکن است این افراد از بدو تولد به زردی و تخریب زودرس گلبول‌های قرمز مبتلا باشند. گاهی وقتی نوزادی به دنیا می‌آید، علت زردی وی کمبود این آنزیم شناخته می‌شود و گلبول‌های قرمز افراد مبتلا به جای عمری ۱۲۰ روزه به‌علت عدم سیستم دفاعی در مقابل عوامل مخرب داخل سلولی و حتی خارج سلولی، ناتوان بوده و عمرشان به ۱۲ روز کاهش پیدا می‌کند که یکی از این عوامل مخرب، گیاه باقلاست.
تشدیدکننده‌های فاویسم :
نه‌تنها باقلا بلکه برخی از داروها همانند مصرف آسپیرین با دوز بالا، داروهای ضدمالاریا، مصرف برخی از آنتی‌‌بیوتیک‌ها، نفتالین، حنا و عوامل عفونی می‌توانند گلبول‌های قرمز را تخریب کنند. کم‌خونی، ضعف و بی‌حالی، زردی ، رنگ‌پریدگی و دفع ادرار به رنگ چای کدر و پررنگ (به دلیل دفع هموگلوبین از طریق لوله‌های ادراری)‌ می‌تواند از علائم این بیماری باشد که معمولا این بیماری کشنده نیست و گهگاه در سنین ۳۰ الی ۴۰ سالگی تشخیص داده می‌شوند؛ ولی در موارد شدید که بیماری از بدو تولد نشان می‌دهد، می‌تواند منجر به بروز برخی از مشکلات جدی شود.

فاویسم درمان ندارد :
این بیماری درمان قطعی ندارد و تنها اقدام موثر، پیشگیری از بروز حمله همولیز با پرهیز از مواجهه با مواد اکسیدان و در صورت بروز حمله مراجعه سریع به پزشک جهت اقدامات نگهدارنده و حمایتی جهت پیشگیری از عوارض همولیز است. فردی که دچار همولیز می‌شود، پس از تخریب گلبول‌های قرمز خونش، گلبول‌های قرمز جوان وارد گردش خونش می‌شوند که همین پدیده جوان شدن گلبول‌های قرمز خون، بیماری را کنترل می‌کنند و افراد بستری در بیمارستان بیشتر از نظر میزان آب و نمک خون، مورد کنترل قرار می‌گیرند و در صورت نیاز، به آنها خون تزریق می‌شود.

ارتباط فاویسم و باقالا :

با‌قالا به انگلیسی faba ,fava bean  , bean خوانده می‌شود و نام علمی آن leguminosae و از خانواده vicia faba L است.

باقالا در حدود شش هزار سال پیش از میلاد جزء رژیم غذایی مردم مدیترانه و آسیا و آفریقا به شمار می‌رفته است . امروز باقالا در سایر نقاط دنیا هم کشت می‌شود . این گیاه حاوی ماده‌ای به نام ” فیتین ” می‌باشد که دارای ارزش غذایی بالایی است . این ماده غنی از کلسیم بوده و تقویت‌کننده به شمار می‌رود .

مردمان شمال ایران آن را با بیشتر غذاها به صورت خام مصرف می‌کنند . استفاده از باقالای خام در کشور چین و تایلند نیز رواج دارد ، دانه آنرا با کمی نمک در روغن تفت می‌دهند و مانند آجیل مصرف می‌کنند .باقالا گیاهی یک ساله با ساقه‌ای محکم و راست ، به طول ۵/۱ - ۵/۰ متر ، دارای برگ‌های متناوب و مرکب با برگچه‌های خاکستری رنگ ، دارای گل‌های درشت سفید با لکه‌های سیاه و ارغوانی پر‌رنگ می‌باشد . میوه آن همان باقالا و دارای غلافی کرکدار است .باقالا علاوه بر مصرف خوراکی برای انسان و دام ، گیاهی دارای خواص دارویی است و در طب سنتی ایران از اعضای هوایی این گیاه استفاده دارویی می‌شود.

باقلا از نظر طبیعت سرد محسوب می‌شود ولی گل باقالا گرم است .دم کرده گل باقالا برای دفع سنگ کلیه و قولنج‌های کلیوی به کار می‌رود . گل باقالا مدر و ضد تشنج بوده و برای ورم مثانه مفید است .مخلوطی از باقالای پودر شده با روغن بادام و کمی قند برای سرفه و خراش‌های گلو مفید است .خوردن باقالا در برخی افراد نوعی مسومیت ایجاد می‌کند که به آن فاویسم گویند .در بعضی از موارد عوارض خیلی شدید و مهلکی ایجاد می‌کند ؛ به این ترتیب که موجب تب ، کم خونی ، یرقان ، اسهال ، اختلالات روانی و ناراحتی‌های قلبی می‌شود . بنابراین از خوردن باقالای تازه و خام باید اجتناب کرد .این بیماری می‌تواند از بوییدن گل و گرده‌های باقالا نیز بوجود آید و بیشتر در افرادی که فاقد آنزیم گلوکز ۶ - فسفات دهیدروژناز هستند ایجاد می‌شود .باقالا در شرایط آب و هوایی معتدل می‌روید و به رطوبت فراوان نیاز دارد . باقالا در آسیا ، اروپا ، آفریقا و آمریکا کشت می‌شود و بزرگترین تولید کننده این محصول کشور چین است. علایم بالینی در فاویسم :

بعد از خوردن ماده اکسیدان( ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد )علایم ناشی از همولیز دیده میشود . زردی / ادرار تیره رنگ به علت دفع بیلی روبین و هموگلوبین از ادرار به علاوه احتمال دل درد و تهوع و بی اشتهایی از شایعترین نشانه های بیماری فاویسم است . باید به این نکته اشاره کرد که با افزایش سن کمبود آنزیم برطرف میشود .

لیست عواملی که در مبتلایان به کمبود آنزیمG6PD همولیز ایجاد می کند:

باقلا به هر شکل موجود : آنالوگهای ویتامین K

داروهای ضد مالاریا : کلروکین / پریماکین / پاماکین / کیناکرین / کینین

سولفونامیدها : کوتریموکسازول ( تری متو پریم  سولفومتوکسازول ) / نالیدیکسیک اسید ( نگرام )/ سولفاستامید / سولفاپریدین /

سولفانیلامید / سولفادیازین / سولفی سوکسازول /

ترکیبات نیتروفوران : فوروکسون / فورودانتین / فورابن / نیتروفورانتوئین / فورازولیدون / نیتروفورازون ( فوراسین ) / سپتاپرین /

داروهای متفرقه : متیلن بلو / پروبنسید / استیل سالیسیلیک اسید / فنازوپریدین / فنیل هیدرازین / بنزن / نفتالین / ایزونیازید / آسپرین /

آنتی پیرتیکها / بلودو متیلن / استامینوفن /

پیشگیری و آموزش به والدین :

والدین باید کاملا بانام داروهایی که ممکن است باعث همولیز خون شوند آگاه شوند برای این کار توصیه میشود لیست داروها به طور کتبی به آنها داده شود و در صورت مراجعه به پزشک دیگر یادآور شوند که فرزندشان به فاویسم مبتلا است .

باقلا در هر نوع آن مصرف نشود و سعی شود کودک از ابتلا به بیماری عفونی حفظ شود زیرا بیماری باعث تشدید لیز گلبولی میشود .

شروع بیماری فاویسم در کودکان به‌ چه ‌صورت است؟

فاویسم در اثر کمبود آنزیمی به نام گلوکز۶ فسفات دی هیدروژناز (G6pd) به‌صورت ارثی معمولا از مادر به پسر منتقل می‌شود . ژن این آنزیم روی کروموزوم X قرار دارد.

چرا بیشتر مبتلایان به این بیماری پسر هستند؟

این بیماری در پسرها شایع‌تر است، چون پسرها فقط دارای یک کروموزوم X و دختران دارای دو تا از این کروموزوم هستند. بنابراین اگر ژن آنزیم نام برده شده نقص داشته باشد، پسران را بیشتر گرفتار می‌کند.

آیا دختران اصلا به فاویسم مبتلا نمی‌شوند؟

چرا، اگر دو کروموزوم X دختران، گرفتار نقص این ژن باشد، یا اگر کروموزوم X سالم شان نتواند دختر را در مقابل X معیوب، سالم نگه‌دارد، دختران هم مبتلا به این بیماری می‌‌شوند، ولی تعداد مبتلایان پسر خیلی بیشتر است.

چرا باقلا بیشتر از همه منجر به بروز علائم بیماری فاویسم در کودک می‌شود ؟

باقلا از جمله مواد اکسیدان است، یعنی موادی که اکسیژن در آنها زیاد تولید می‌شود. همین امر باعث می‌شود که گلبول‌های قرمز فاویسمی‌ها در مقابل مواد اکسیدان از بین بروند یا پاره شوند.

علائمی فاویسم چیست ؟

حاصل این فرآیند به‌صورت کم‌خونی شدید، اسهال و استفراغ، تهوع، زردی سفیده چشم، زردی پوست و خونی شدن رنگ ادرار خواهد بود.

علاوه بر باقلا، چه مواد اکسیدان دیگری در این امر دخیل هستند؟

داروهای اکسیدان مثل کوتریموکسازول و آسپیرین ، ویتامین K ، سولفامیدها، داروهای ضد‌ مالاریا، نفتالین، استامینوفن، حنا و داروهای متفرقه دیگر ممکن است در این بیماران باعث همولیز یا شکسته شدن گلبول‌های قرمز شوند.

آیا می توان به راحتی علائم این بیماری را شناسایی کرد ؟

به هیچ وجه، علائم این بیماری گاهی اوقات به این صراحت و واضحی نیست. حتی ممکن است این بیماری با زردی، هپاتیت و کم‌خونی‌های دیگر اشتباه شود.

آیا ممکن است کودکی که قبلا باقلا خورده حالا بعد از خوردن باقلا دچار علائم بیماری شود؟

نه، خیلی از خانواده‌ها می‌گویند کودکشان قبلا مثلا داروی کوتریموکسازول یا باقلا مصرف می‌کرده، ولی این مشکل را نداشته است، ما هم می‌گوییم نباید خانواده‌ها را نسبت به این بیماری ترساند. چون با اینکه این بیماری تا آخر عمر همراه فرد است، ولی این علائم ممکن است فقط یک بار به سراغ او بیاید. بنابراین ما فقط به خانواده‌ها آگاهی می‌دهیم یعنی باید به آنها گفت که اگر کودکشان این بیماری را دارد، حتی از کنار مزارع باقلا هم رد نشوند، چون همین کار می‌تواند باعث همولیز وشکستن گلبول‌های قرمز کودک شود.

همچنین فاویسمی‌ها نباید در منزل از نفتالین و حشره کش استفاده کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:10  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

غده هيپوتالاموس چه کار مي‌کند؟


هيپوتالاموس قسمتي از مغز انسان مي باشد که در قسمت بالاي ساقه مغز واقع شده است. اندازه هيپوتالاموس در يک انسان بالغ تقريبا به اندازه يک بادام مي باشد.

يکي از مهم ترين وظايف غده هيپوتالاموس، برقراري ارتباط بين دستگاه عصبي و سيستم غدد درون ريز مي باشد. سيستم غدد درون ريز کار ترشح هورمون ها را بر عهده دارد

از ديگر وظايف غده هيپوتالاموس مي توان به انجام فرايند هاي متابوليکي و فعاليت هاي مربوط به سيستم عصبي خودکار اشاره کرد.

غده هيپوتالاموس با غده هيپوفيز ارتباط نزديک عصبي و خوني دارد 
غده هيپوتالاموس هورمون هايي را توليد مي کند که در مهار و تحريک هورمون هاي ديگر بدن موثرند.

ساير اعمال هيپوتالاموس عبارتند از تنظيم:

- ضربان قلب و فشار خون

- دماي بدن

- برقراري تعادل بين مايعات بدن

- اشتها و وزن بدن

- ترشحات غدد معده و روده

- ساعت دروني بدن



هيپوتالاموس وظيفه کنترل بسياري از احساسات پيچيده، خلق‌وخو، رفتارهاي انگيزشي مانند گرسنگي و مصرف غذا و هر چيزي که به نوعي با مفهوم لذت بردن، رضايت و آرامش و فعاليت هاي خلاقانه در ارتباط باشد را بر عهده دارد.

غده هيپوتالاموس و غده هيپوفيز ارتباط نزديکي با هم دارند و مشخص کردن وجود اختلال در يکي از آن دو براي پزشک بسيار پيچيده و دشوار مي باشد

هورمون هاي هيپوتالاموس

هورمون هايي که از هيپوتالاموس ترشح مي شوند، عبارتند از:

- هورمون ضد ادرار : با افزايش ترشح اين هورمون در خون، آب بيشتري توسط کليه ها جذب مي شود و در نتيجه، ادرار کمتري توليد مي شود.


- هورمون آزادکننده کورتيکوتروپين : پس از آن که اين هورمون از هيپوتالاموس ترشح شد، پيام هايي را به قسمت قدامي غده هيپوفيز مي فرستد تا غدد آدرنال (فوق کليه)، کورتيکواستروئيد آزاد کنند. آزاد شدن اين ماده سبب تنظيم سوخت و ساز بدن مي شود و پاسخ هاي ايمني را تنظيم مي کند.



- هورمون آزادکننده گنادوتروپين : آزاد شدن اين هورمون از غده هيپوتالاموس سبب تحريک قسمت قدامي غده هيپوفيز مي شود و غده هيپوفيز هورموني ترشح مي کند تا سبب آزاد شدن هورمون تحريک کننده فوليکول (FSH) و هورمون توليد جسم زرد (LH) در زنان شود. عملکرد منظم اين هورمون، سبب عملکرد طبيعي تخمدان ها در خانم ها و بيضه ها در مردان مي شود.



- هورمون آزادکننده يا بازدارنده هورمون رشد: با تاثير هورمون غده هيپوتالاموس بر غده هيپوفيز هورمون آزادکننده يا بازدارنده رشد، توليد و ترشح مي شود. اين دو هورمون اثراتي عکس يکديگر دارند. توليد هورمون تحريک کننده رشد در سنين کودکي و نوجواني، بسيار ضروري است و سبب حفظ ترکيب سالم بدن مي شود.

اين هورمون ها در افراد بالغ و بزرگسال به حفظ سلامت استخوان ها و توده هاي عضلاني کمک مي کند و بر توزيع چربي بدن تاثير مي گذارد.



- هورمون اکسي توسين : توليد و ترشح هورمون اکسي توسين در بدن، سبب ايجاد فرايند هاي مختلفي مانند اوج لذت جنسي، توانايي در اعتماد کردن به افراد، تنظيم درجه حرارت بدن، تنظيم ساعت دروني بدن و ترشح شير از سينه مادر مي شود.



- هورمون آزادکننده يا بازدارنده پرولاکتين: اين هورمون به نام هورمون دوپامين نيز شناخته مي شود. اين دو هورمون مخالف يکديگر عمل مي کنند. هورمون هاي آزادکننده پرولاکتين سبب توليد شير در مادر مي شود و هورمون هاي باز دارنده پرولاکتين سبب مهار توليد شير در سينه هاي مادر مي شود.



هورمون آزادکننده تيروتروپين: اين هورمون بر روي غده تيروييد تاثير مي گذارد و سبب ترشح هورمون TSHميشود .هورمونهاي تيروئيد سبب تنظيم سوخت و ساز بدن مي شود و رشد و انرژي بدن را نيز کنترل مي کنند



بيمار شدن هيپوتالاموس چه عوارضي دارد؟

بروز بيماري و يا ايجاد اختلال در هيپوتالاموس منجر به بروز بيماري هاي هيپوتالاميکي مي شود. براي مثال اگر آسيب فيزيکي به منطقه اي از سر که جزيي از هيپوتالاموس محسوب مي شود، وارد شود، ممکن است سبب بروز اين نوع اختلال و يا بيماري شود.

ضربه به سر از شايع ترين علل بيماري هاي هيپوتالاموس گزارش شده است.



بيماري هاي مربوط به هيپوتالاموس مي تواند منجر به اختلال در اشتها و بروز اختلالات در ساعت دروني بدن شود.



اما از آنجا که هيپوتالاموس بر بسياري از بخش هاي سيستم غدد درون ريز اثر مي گذارد، مشخص کردن علت اصلي بروز اختلال هيپوتالاموس بسيار دشوار به نظر مي رسد.



به طور کلي بايد گفت غده هيپوتالاموس و غده هيپوفيز ارتباط نزديکي با هم دارند و مشخص کردن وجود اختلال در يکي از آن دو براي پزشک بسيار پيچيده و دشوار مي باشد. با اين حال آزمون هاي مختلفي براي مشخص کردن دقيق علت مشکل وجود دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 18:23  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 


بیماری‌ بِرگر عبارت‌ است‌ از مسدود شدن‌ سرخرگ‌های‌ کوچک‌ و متوسط‌ معمولاً در پا ناشی‌ از التهاب‌ رگهای‌ خونی‌. این‌ باعث‌ تشکیل‌ لخته‌ می‌شود.
سیگار کشیدن‌ یک‌ عامل‌ بسیار مهم‌ در بروز این‌ بیماری‌ است‌. به‌ واقع‌، این‌ بیماری‌ در افراد غیرسیگاری‌ بسیار نادر است‌. حداکثر شیوع‌ این‌ بیماری‌ در مردان‌ سیگاری‌ 40-20 ساله‌ است‌.

درد متناوب‌ در روی‌ پا یا ساق‌ پا به‌ هنگام‌ ورزش‌. درد با استراحت‌ بهبود می‌یابد.
درد، تغییررنگ‌ به‌صورت‌ آبی‌ شدن‌، گرمی‌، و سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ پاها به‌ هنگام‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ سرما
گاهی‌ بروز زخم‌های‌ دردناک‌ روی‌ انگشتان‌ و نوک‌ انگشتان‌ پا




+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 6:29  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

ا شروع فصل بهار از جمله بیماریهایی شایع وخطیر در بین کودکان که موجب وصعیت بحرانی وغالبا بستری در بیمارستان میشود این بیماری است.که آگاهی وتوجه والدین را بخصوص می طلبد.باقالا به انگلیسی faba,favabean,bean خوانده می‌شود و نام علمی‌آن Leguminosae می‌باشد، این سبزی در ایران بیشتر در فصل بهار گسترش پیدا می‌کند.

باقالا از حدود 6000 سال پیش از میلاد جزو رژیم غذایی مردم آسیا، مدیترانه و آفریقا به شمار می‌رفته است اما امروزه در اکثر نقاط دنیا یافت می‌شود. این گیاه حاوی ماده‌ای به نام "فیتین" می‌باشد که دارای ارزش عذایی بالایی است. این ماده غنی از کلسیم بوده و تقویت‌کننده به شمار می‌رود. مردمان شمال ایران آن را بیشتر با غذاها به صورت خام مصرف می‌کنند. استفاده از باقالای خام در کشورچین و تایلند نیز رواج دارد. دانه آنرا با کمی‌نمک در روغن تفت می‌دهند و مانند آجیل مصرف می‌کنند.

باقالا علاوه بر مصرف خوراکی برای انسان و دام، گیاهی دارای خواص دارویی است و در طب سنتی ایران از این گیاه استفاده دارویی می‌کنند. "باقالا از نظر طبیعت سرد محسوب می‌شود ولی گل باقالا گرم است" دم کرده گل باقالا برای دفع سنگ کلیه و قولنج‌های کلیوی به کار می‌رود. گل باقالا مدر و ضد تشنج بوده و برای ورم مثانه مفید است.

خوردن باقالا در برخی افراد نوعی مسمویت ایجاد می‌کند که به آن "فاویسم" می‌گویند. در بعضی ازموراد عوارض خیلی شدید و مهلکی ایجاد می‌کند؛ به این ترتیب که موجب تب، کم‌خونی، یرقان، اسهال، اختلالات‌روانی و ناراحتی‌های قلبی می‌شود. بنابراین این افراد بایستی از خوردن باقالای تازه خام خودداری کنند. این بیماری می‌تواند از بوییدن گل و گرده‌های باقالا نیز به وجود بیاید و بیشتر در افرادی که فاقد آنزیم گلوکز6 فسفات دهیدروژناز هستند ایجاد می‌شود. باقالا در شرایط آب و هوایی معتدل می‌روید و به روطوبت فراوان نیاز درد. باقالا در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا کشت می‌شود و بزرگترین تولید‌کننده این محصول کشور چین است. حال بعد از این توضیحات مقدماتی

به شرح بیماری فاویسم می‌پردازیم:
چنانچه آنزیم گلوکز6 فسفات‌دهیدروژنازکه در تمام سلولهای بدن موجود است، در بدن افراد دچار نقص و یا کمبود شود، فرد دچار کم‌خونی می‌شود، زیرا گلبولهای قرمز خون را به مواد اکسید‌کننده حساس کرده و به سمت تخریب شدن پیش می‌روند و اکسیداسیون موجب پاره شدن غشاء سلول شده و محتویات آن بیرون می‌ریزد، و در این حالت فرد دچار کم‌خونی شده و ادرارش پررنگ می‌شود که به آن فاویسم می‌گویند.

در واقع فعالیت‌های طبیعی آنزیم گلوکز 6 فسفات دهیدروژنازموجب خنثی کردن اکسیدانها پیش از رسیدن و تماس با گلبولهای قرمز می‌شود.

باقالا از جمله مواد غذایی است که دارای موادی به نام "ویسین" و "کوویسین" است که در لوله گوارش و در ضمن فرآیندهای شیمیایی عمل هضم به "دی ویسین" و "ایزورامیل" تبدیل می‌شوند، این مواد از اکسیدان‌های قوی محسوب می‌شوند بنابراین به محض تماس با غشاء گلبولهای قرمز در افرادی که کمبود آنزیم گلوکز فسفات دهیدروژنازرا دارند، آنها را منهدم نموده و از بین می‌برند و شخص به "فاویسم" مبتلا می‌شود.

بنابراین این افراد باید از خوردن باقالای تازه و خام اجتناب کنند. این بیماری بیشتر در پسرها دیده می‌شود تا در دخترها ولی ممکن است در دخترها هم اتفاق بیفتد.

علائم بالینی بیماری فاویسم:
این علائم معمولا 24- 48 ساعت پس از خوردن باقالا و یا سایر داروهای خاص نظیر کوتریموکسازول، آسپرین و... مشخص می‌شود.کودکی کاملا سالم است که بطور ناگهانی دچار رنگ پریدگی شده ورنگ ادرارش تیره شده است.

  • تب خفیف
  • بی‌حالی
  • رنگ‌ پریدگی
  • تهوع و استفراغ
  • قرمز یا تیره شدن رنگ ادرار(اصطلاحاً به رنگ کوکاکولا یا چای پررنگ در می‌آید)
  • گاهی دل درد یا کمر درد

در صورت عدم درمان به موقع و مناسب احتمال آسیب شدید کلیوی و ایجاد نارسایی کلیوی و کم خونی شدید و صدمات حاصله بوجود می‌آید.مهمترین اقدام درمانی در این کودکان بعد از تشخیص اولیه بستری دربیمرستان وتزریق خون است.  یکی از راه‌های درمانی در حال بررسی این بیماران، مصرف ویتامین E به عنوان یک آنتی اکسیدان بسیار قوی، است. این یررسی اثر ویتامین E بر روی افزایش هموگلوبین بعد از تزریق خون در حمله حاد فاویسم را نشان می‌دهد.

ویتامین E یکی از قوی‌ترین آنتی‌اکسیدانهای محلول در چربی است و با استوار کردن و استحکام بخشیدن به غشاء گلبول قرمز، اثر محافظتی در مقابل همولیز داشته و در صورت استفاده بجا و به مقدار مناسب، از کم ضررترین داروها محسوب می‌شود.

اما مهمترین و موثرترین عامل در درمان این بیماری و جلوگیری از عود این بیماری عدم مصرف باقالا و داروهای غیر مجاز است.در واقع در صورتیکه از بیماری و علایم حمله حاد آگاه باشید و از مصرف مواد مضر پرهیز کنید و یا در صورت بروز حمله حاد سریعاً به نزدیکترین مرکز درمانی مراجعه کنید خطری شما را تهدید نخواهد کرد. در ضمن این بیماری ارثی است.

عواملی که موجب حمله فاویسم می‌شود:
داروهای ضد باکتری: کوتریمکسازول، سولفونامیدها، نالیدیکسیک اسید، کلرآمفنیکل، نیتروفورانتوئین.
داروهای ضد مالاریا: پریما کین، پاماکین، کلروکین، کیناکرین.
سایر داروها: فناسیتین، مشتقات ویتامینK، متیلن بلو، پرو بنسید، فنازوپریدین و آسپرین.
واد شیمیایی: نفتالین، متیل هیدرازین، بنزن
بیماری: هپاتیت، اسیدوزدیابتی
مصرف باقالا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 15:6  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

تهویه مکانیکی به طور معمول به صورت کنترل فشاری و یا کنترل حجمی انجام می شود. این تهویه به صورت حمایت ونتیلاتوری کامل یا نسبی است. در واقع می توان گفت در زمينه تهویه مکانیکی چهار واژه ی اساسی به كار مي رود: مد فشاری یا حجمی، حمایت ونتیلاتوری کامل یا نسبی . در مد حجمی مقدار معینی از حجم بدون توجه به حجم پذيري و مقاومت راه هوائی به ریه تحویل داده می شود که این امر ممکن است منجر به صدمات ناشي از فشار[1] و یا پنوموتوراکس[2] شود. در مقابل، مد فشاری حمایت تهویه ای را تا رسیدن به فشار از پیش تعیین شده ادامه می دهد و از بروز صدمات ناشي از فشار پیشگیری می کند، اما در صورت حجم پذيري نامناسب، ریه ممکن است خيلي سریع به فشار از پیش تعیین شده برسد و بیمار دچار هیپوونتیلاسیون[3] و اسیدوز تنفسی شود . مدهای فشاری و حجمی هر کدام دارای فوائد و مضرات خاص خود هستند و انتخاب یکی از آنها به عنوان یک مد هميشه معمول امکان پذیر نیست، لذا جهت سود بردن از فوائد هر دو مد شرکت های سازنده تصمیم گرفتند مد هایی را طراحی کنند که دو مولفه کنترلي فشار و حجم را به طور توام داشته باشند . در این مقاله تلاش شده است تعدادی از این مدها مورد بحث و بررسی قرار گیرند. این مدها به منظور پیشگیری از آسیب ریه، عدم هماهنگی بیمار و ونتیلاتور، بهبود اکسیژناسیون، جداسازی راحت تر از دستگاه تهویه مکانیکی و استفاده راحت تر در بالین بیماران طراحی شده اند.

Pressure Regulated Volume Control (PRVC)
یکی از نگرانی های تهویه با مدهای فشاری این است که نمی توان تهویه حداقل دقیقه ای[4]MMV) را تضمین نمود و این امکان وجود دارد که مریض دچار هیپوونتیلاسیون و اسیدوز تنفسی شود. شركت زیمنس سرو 300[5]PRVC را معرفی کرد. در این مد قرار است حجم مشخصي به بيمار داده شود و بر همين اساس دستگاه با تنظيم فشار اين حجم را تضمين مي كند، بدين معني كه دستگاه ممكن است براي رسيدن به حجم مورد نظر، فشار را بالا ببرد. اين مد به عنوان [6]APC هم شناخته می شود. در واقع، این الگوي تهویه ای به منظور حفظ حداقل حجم جاری در طول تهویه در مد کنترل فشاری (PCV[7]) و همچنین، هماهنگی بیشتر بیمار و ونتیلاتور در طی جریان دمی طراحی شده است و یکی از مدهای کاهش خودبخودي حمایت ونتیلاتور است، به این صورت که بسته به مکانیک ریه (حجم پذيري و مقاومت) و تلاش دمی بیمار حمایت ونتیلاتور به صورت خود به خودی کم می شود. زماني كه حجم جاری با تغییر در فیزیولوژی ریه كاهش مي يابد، دستگاه به منظور غلبه بر این وضعيت، حمایت فشاری را تا رسیدن به حجم جاری مورد نظر ادامه می دهد و اگر حجم جاری افزایش پیدا کند (به دليلي نوسانات در فيزيولوژي ريه) دستگاه فشار دمی ارائه شده را کاهش می دهد و بدين ترتيب در هر دو حالت تنظيم فشار توسط دستگاه منجر به ارائه حجم حداقل مورد نظر شده است.. يكي از مزاياي این مد اين است كه نسبت به الگوي تهویه ای با کنترل حجمی فشار حداکثر دمی کمتری دارد.از دیگر فوائد استفاده از این الگوي تهویه ای، هماهنگی جریانی[8]، دستکاری کمتر دستگاه توسط اپراتور و کم شدن خودبخودی حمایت ونتیلاتور می باشند .. از معایب این مد این است که نمی تواند بهبود مکانیک ریه را از افزایش تلاش تنفسی بیمار افتراق دهد، لذا ممکن است زماني كه بيمار افزایش تلاش تنفسی دارد و هنوز مكانيك ريه بهبود نيافته است کاهش حمایت ونتیلاتوری رخ دهد . پیامد بالینی بیماراني كه توسط اين مد درمان شده اند به خوبی بررسی نشده است . در سال 1991 برای حل این مشکل مد (
Aadaptive Supportive Ventilation (ASV)
شکلی از الگوي تهویه ی حداقل دقیقه ای است که در واقع تكميل كننده مد APC است . این مد دارای سیستم کنترل میکروپروسسوری است و به صورت خودكار بیمار را از تهویه با مد کنتروله به سمت تهویه کمکی و سپس خودبخودی پیش می برد و ونتیلاتور را بر اساس مکانیک ریه و تلاش تنفسی بیمار تنظيم مي كند. این مد بر اساس وضعیت بالینی بیمار دامنه اي از حمايت تهويه اي شامل حمایت کامل تهویه ای (مد Automatically Managed PCV)، تهویه کمکی (مد Automatically managed pressure control SIMV[9]) یا تهویه با تنفس های خودبخودی (مد Automatically managed PSV[10]) را ارائه می دهد . این مد به اپراتور اجازه می دهد ميزان تهویه دقیقه ای هدف را بر اساس وزن ایده آل تعیین و تنظيم کند . در اين حالت، اگر تنفس های خودبخودی بیمار حجم دقیقه ای کمتر از میزان تنظيم شده ایجاد کنند، ونتیلاتور تنفس های تضمینی را تحویل ریه ها می دهد که می تواند حجمی یا فشاری باشد . ASV ابتدا حجم تنفس های خودبخودی و تضمینی را بر اساس مکانیک سیستم ریوی و تهویه دقیقه ای آلوئولی هدف محاسبه می کند و به صورت خودكار حجم جاری و تعداد تنفس مناسب برای بیمار را ارائه مي دهد. بنابراين، در این مد تنفس ها بر اساس یک طرح بهینه به بیمار تحویل داده می شوند، بدين معني که دستگاه حجم جاری و تعداد تنفسي را به بیمار ارائه می کند که اگر سالم بود و به دستگاه متصل نبود، توسط مغز تنظیم می شد.
این مد به این منظور طراحی شده است که بیمار را به انجام تنفس های خودبخودی تشویق کند. ونتیلاتور تهویه ی دقیقه ای را بر اساس وزن ایده آل بیمار و حجم فضای مرده محاسبه می کند. این محاسبه، صددرصد تهویه ی دقیقه ای مورد نياز بيمار را تعيين مي كند. در شرایطی مثل سپسیس که نیاز به تهويه بيشتر از 100 درصد مي شود، اپراتور درصد را افزایش می دهد و در مواقع جداسازی، درصد توسط اپراتور قابل كاهش است. در اين مد ونتیلاتور به طور مداوم مکانیک سیستم تنفس را مانیتور می کند و تنظیمات خود را بر اساس آن تغییر می دهد. ونتیلاتور با دادن زمان کافی به بیمار جهت انجام بازدم از به دام افتادن هوا در آلوئول ها جلوگیری میکند. در اين مد برای پیشگیری از هیپوونتیلاسیون، حجم جاری بيشتر از فضای مرده ارائه مي شود و برای جلوگیری از صدمات ناشي از فشار، حجم های جاری بالا ارائه نمي گردد . از مزایای استفاده این مد مي توان به انجام تنظیمات ونتیلاتور به طور خودكار، هماهنگی خودكار ونتيلاتور با تغییرات مکانیک ریه، نیاز کمتر به دستکاری ونتیلاتور توسط اپراتور، بهبود هماهنگی بیمار با دستگاه و جداسازی و کم کردن حمایت تهویه ای به صورت خودكار اشاره كرد.
مطالعاتی جهت بررسی تاثیر این مد در بالین بیماران انجام شده است. در مطالعه ای این مد باعث بهبود مکانیک ریه در بیماران مبتلا به سندرم دیسترس تنفسی شد اما تغییری در گاز های خون شریانی دیده نشد . مطالعه دیگري نشان دهنده کاهش مدت تهویه مکانیکی و اقامت در بخش مراقبت های ویژه هنگام استفاده از اين مد بود و دیده شده است که این مد باعث اکستیوب شدن زودرس با حداقل دستکاری در تنظیمات می شود . در مقایسه با PCIMV کار تنفس کمتر است و هماهنگی بیمار و ونتیلاتور بهتر است. دو مطالعه نشان داد که ASV ممکن است زمان تهویه مکانیکی را کاهش دهد . اما تاثیر این مد بر روی مرگ و میر به خوبی بررسی نشده است .
Proportional assist ventilation (PAV): تهویه کمکی نسبتی
بیمارانی که تلاش تنفسی طبیعی دارند ولی نمی توانند تهویه دقیقه ای كافي داشته باشند، تحت تهویه PSV (pressure support ventilation) قرار می گیرند که در آن، دستگاه بدون توجه به تلاش تنفسی بیمار، حمایت فشاری را حین دم بیمار ارائه می کند.. در مد PSV فشار حمايتي براي بيمار از قبل تنظيم شده است و بنابراين، نوسانات در وضعيت تنفسي بيمار قابل شناسايي و مداخله توسط دستگاه نيست. از سال 1992 مد PAV به منظور هماهنگی بهتر دستگاه با بيمار در تنفس های خودبخودی معرفي گردید .در این مد ميزان حمایت تنفسی بر اساس تلاش تنفسی بیمار ارائه می شود . این مد همانند مد حمایت فشاری است، اما میزان حمایت فشاری از قبل تنظیم نشده است و جریان دمی و حمایت فشاری بر اساس تنفس های خودبخودی بیمار و پايش لحظه به لحظه تلاش تنفسی بیمار ارائه می شود . همچنین، تغییر از فاز دم به بازدم همانند مد PSV جریانی نیست و در این مد با توقف تلاش دمی بیمار ارائه حمایت فشاری متوقف می شود . به همین دلیل به نظر می رسد این مد باعث راحتی بيمار و هماهنگی بهتر دستگاه با بيمار شود . ونتیلاتور به طور متناوب میزان حجم پذيري و مقاومت سیستم تنفسی بیمار را محاسبه می کند و بر اساس میزان جریان و حجم توليد شده توسط بيمار به وي میزان متناسبي از فشار دمی ارائه می کند. در PAV نيز مانندPSV همه تنفس ها خودبخودی هستند و بیمار زمان، تعداد و حجم تنفس را تعیین می کند. در PAV فشار، جریان یا حجم از قبل تنظيم شده وجود ندارد (هر چند دامنه اي قابل قبول توسط اپراتور براي دستگاه تعريف شده است)، اما میزان بی خطري از حجم و جریان بسته به پايش وضعيت بيمار توسط دستگاه ارائه مي شود . این مد باعث هماهنگی بهتر دستگاه با بیمار، کاهش کار تنفسی، هماهنگی خودکار با تغییرات مکانیک ریه و تلاش تنفسی بیمار، کاهش نیاز به مداخلات روی ونتیلاتور، کاهش نیاز به آرام سازی و بهبود کیفیت خواب می شود .
مد PAV براي بیماران دچار ضعف تنفسی توصيه نمي شود و در بیماران با میزان زیاد نشت هوا (فیستول برونکو پلورال)، بیماران دچار هیپر اینفلاسیون و بیماران با تلاش دمی بالا بايد با احتیاط استفاده شود، زیرا در اين وضعيت ها، ونتیلاتور میزان مکانیک سیستم تنفسی را بالا تخمین می زند و به بیماری که هنوز نیاز به حمایت فشاری دارد حمایتي کمتر از میزان مورد نیاز ارائه مي کند(4). این مد میزان کار تنفسی را بهتر از PSV کاهش می دهد. بیمار در این مد در مقایسه با PSV راحت تر است . مد PAV در مقایسه با PSV باعث بهبود گازهای خون شریانی و عملکرد عضلات تنفسی می شود(26)، اما برخی مطالعات دیگر برتری مد PAV نسبت به PSV را ذکر نکرده اند.
APRV:
ARDS هنوز به عنوان يكي از موارد معمول در بخش های مراقبت های ویژه ديده می شود و علی رغم پیشرفت در تکنولوژی و درمان بیماران هنوز 30 تا 50 درصد مرگ و میر دارد. تحقیقات در مورد اینکه ونتیلاتور می تواند منجر به آسیب ریه شود منجر به ارائه مد های تهویه ای شده است که باعث حمایت ریوی می شوند و آسیب کمتری به ریه وارد می کنند. یکی از این مد ها APRV است که در سال 1987 به منظور تهویه در بیماران مبتلا به آسیب حاد ریه برای پیشگیری از ايجاد فشارهای بالا در راه هوائی ارائه گردید. این مد در واقع CPAP به همراه آزاد شدن فشار راه های هوائی به صورت متناوب، کوتاه و منظم است. APRV ترکیبی از دو حالت فشار بالاي راه هوائی به طور مداوم (كه باعث بهبود اکسیژناسیون و بهبود به کارگیری آلوئول ها می شود) و کاهش متناوب فشار (كه باعث بازدم و تهویه بهتر آلوئولی و برداشت دی اکسید کربن می شود) می باشد. در واقع این مد هم باعث بهبود اکسیژناسیون و هم بهبود ونتیلاسیون می شود و به طور اولیه به عنوان یک روش ارتقاء یافته در بیماران مبتلا به آسیب حاد ریه و احتباس دی اکسید کربن مطرح گردید. چهار واژه ی اصلی در این مد مطرح می شوند: فشار بالا(Phigh)، فشار پائین (Plow)، مدت زمان فشار بالا(Thigh)، مدت زمان فشار پائین(Tlow) می باشند. فشار بالا فشار پایه ی راه هوائی است وبعضي مواقع به عنوان CPAP مطرح می شود، فشار پايين میزان فشاری است که در نتیجه كاهش فشار راه هوائی ایجاد می شود و ممکن است به عنوان PEEP خوانده شود. مدت زمان فشار بالا مدت زمانی است که فشار در سطح بالا باقی می ماند و مدت زمان فشار پاين مدت زمانی است که فشار در سطح پائین باقی می ماند. به عبارتی دیگر APRV یک مد فشاری است که زمان دم طولانی و زمان بازدم کوتاه دارد و تنفس های خود بخودی در هر جای سیکل امکان پذیر است.
BIPAP مد دیگری است که در سال 1989 به عنوان مدي که تنفس خود به خودی در هر جای سیکل تهویه ای می تواند اتفاق بیفتد (دم یا بازدم) معرفی گردید. هدف از ارائه این مد اجازه دادن به تنفس نا محدود خود به خودی برای کاهش نیاز به آرام سازی و جداسازی سریع تر از دستگاه تهویه مکانیکی بود. در واقع، اين مد با مد APRV از نظر مفهومی یکسان هستند، اما مهمترین تفاوت آن ها مدت زمانی است که بیمار در فشار پائین به سر می برد (( ، بدين ترتيب که در APRV مدت زمان فشار پايين كمتر از مدت زمان فشار بالا است، اما در BIPAP مدت زمان فشارهاي پايين و بالا تقریبا مساوی هستند. به عبارت دیگر، هر دستگاهی که قادر به دادن APRV باشد می تواند به بیمار تنفس BIPAP هم بدهد. در مد APRV نسبت مدت دم به بازدم معمولا 4 به 1 است، بدين معني كه بیمار بیشتر زمان را در فشار بالا سپری می کند و بازدم کوتاه است (PLOW, TLOW). در مقابل BIPAP از نسبت های قدیمی دم به بازدم استفاده می کند. همانند هر کدام از مد های فشاری حجم جاری به وسیله میزان فشار بالاتر از میزان پایه فراهم می شود. به خاطر اینکه تنفس های نامحدود در هر کجای سیکل تنفسی اجازه داده می شود، معمولاً بیمار 10 تا 40 درصد در تهویه دقیقه ای شرکت میکند. هدف نهائی APRV افزایش فشار متوسط راه هوائی و در نتیجه به کارگیری بیشتر آلوئول ها است، اما هدف نهائی BIPAP هماهنگی ونتیلاتور با بيمار است.
می توان در ونتیلاتور های قدیمی در مد PC با دادن مدت زمان فشار بالا به زمان دم و مدت زمان فشار پايين به زمان بازدم، فشار بالا به فشار دمی و فشار پايينبه PEEP این مد را شبیه سازی کرد، با اين محدوديت كه بيمار نمي تواند در هر جاي سيكل تهويه، تنفس خودبخودي داشته باشد.
مدهاي APRV و BIPAP نباید در بیماران انسدادی ریه یا در بیماران با افزایش تلاش تنفسی استفاده شوند. BIPAP هم برای تهویه و هم برای جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی مناسب است. APRV باعث افزایش و حفظ کاربرد آلوئول ها، بهبود اکسیژناسیون، کاهش فشار دمی و کاهش اینفلیشن بيش از حد آلوئول ها می شود. APRV و BIPAP با اجازه به تنفس خودبخودی باعث هماهنگی تهویه و پرفیوژن و بهبود همودینامیک می شوند. اخیرا در مطالعه اي مشخص شد تفاوتی بین PCV و APRV از نظر ايجاد راحتي براي بيمار وجود ندارد. این مد ها در مطالعات کوچک باعث ایجاد تفاوت در مرگ و میر نشده اند، اما زمان تهویه ی مکانیکی را کاهش داده اند. اگر چه این مد ها به وفور استفاده می شوند اما شواهد باليني کافی به نفع برتري آنها نسبت به مدهای سنتی حجمی و فشاری با حجم جاری پائین برای ARDS ,ALI وجود ندارد .
نتیجه گیری:
مدهای جدید از نظر تئوری فوائد و برتری هائی بر مدهای سنتی تهویه مکانیکی دارند اما هنوز مطالعات کافی جهت بررسی تاثیر این مدها در بالین بیماران انجام نشده است. هر کدام از این مدها فوائد و مضرات خاص خود را دارند و انتخاب یک مد به عنوان بهترین مد تهویه ای امکان پذیر نیست. نکته ی دیگری که باید به خاطر بسپاریم این است که بهترین مد جهت استفاده و به کارگیری در بالین بیماران، مدی است که پرسنل بخش دانش و تجربه ی کافی کار کردن با آن را داشته باشند.

[1]Barotrauma
[2]pneumothorax
[3]hypoventilation
[4]Minimum minute ventilation
[5]Siemens Servo 300
[6] Adaptive pressure control
[7] Pressure control ventilation
[8]flow synchronity
[9] Synchronized intermittent mandatory ventilation

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 12:23  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

صداهای طبیعی:
1.صداهای وزیکولار:درتمام ریه غیر از استخوان جناغ و بین کتف ها شنیده می شود. مانند صدای نسیم و باد در بین شاخه های درختان است. در زمان دم نسبت به بازدم طولانی تر است .
2. صداهای برونشیال(توبولر) :روی تراشه و برونشهای اصلی شنیده می شود . در اثر عبور هوا از راههای بزرگ هوایی می باشد.حالت زبر و خشن داردو مانند عبور هوا از لوله می باشد.مرحله بازدم طولانی تر است.
3. صدای برونکووزیکولار:دم و بازدم تقریبا برابرند.بدون فاصله بین دم و بازدم.در محل بین دو اسکاپولا در خلف و فضای بین دنده ای ۱ و ۲ در قدام شنیده میشوند.شبیه وزش باد است.

صداهای غیر طبیعی:
1- صداهای continuous مثل:رونکای و ویزینگ

2- صداهای discontinuous مثل کراکل(لفظ فرانسه ی آن= رال)
- رال یا کراکل:بصورت ناپیوسته بوده و در اثر تاخیر در باز شدن راههای هوایی است .رال نشانه تجمع مایع در ریه ها بوده و بیشتر درمرحله دم شنیده می شود. رال به دو نوع تقسیم میشود. الف : کراکل خشن:که رال خشن هم گفته میشود شبیه قل قل یاترق تروق است.با سرفه ممکن است از بین رود در برونشیت و ادم حاد ریه شنیده می شود.
ب . کراکل نرم: که رال نرم یا کریپیتان هم گفته میشود شبیه صدای راه رفتن در برف می باشد. رال ظریف ناشی از تجمع مایع در آلوئلهاست. در پنومونی و احتقان ریوی شنیده میشود

-رونکای (خس خس):بصورت پیوسته و بیشتر از رال ادامه دارد.گاهی اوقات ممکن است که رونکای در اثر تجمع ترشح ایجاد شده و با سرفه برطرف گردد.در دم و بازدم شنیده می شود و در بازدم طولانی تر است.

- ویزینگ(سوت زدن) :صدایی مداوم و موزیکال و high pitch است که در راههای هوایی کوچک در بازدم شنیده میشود.این صدا را در موارد تنگی راههای هوایی مثل آسم و آمفیزم میتوانیم بشنویم.

-Pleural rub frictionفریکشن راب :در التهاب پلور و زبری آن و در افراد داری چست تیوب شنیده می شود .این صدا شبیه مالش دو لایه چرم یا صدای مالیدن انگشست شست و اشاره به هم نزدیک گوش است .در قسمت تحتانی ، قدامی و طرفی قفسه سینه بهتر شنیده میشود .با فشار گوشی زوی قفسه سینه شدیدتر شنیده میشود. و با سرفه شدت آن زیادتر میشود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 12:21  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

مراقب گرمازدگي كودكان باشيم



كودكان كمتر از دو سال و افراد مسن در برابر گرماي هوا و كاهش آب و املاح بدن مقاومت كمتري دارند و در فصل تابستان بايد آب و املاح بدن آنان تامين شود. در هواي گرم تابستان، تبخير آب بدن افزايشمي يابد و در صورتي كه آب از دست رفته تامين نشود، بدن دچار تشنج شده و حتي خطر مرگ وجود دارد. مصرف ميوه هاي تابستاني در فصل گرما كه بدن به مايعات و املاح معدني بيش از ساير فصل ها نياز دارد، نقش اساسي در ايجاد تعادل سيستم بدن انسان ايفا مي كند.



كودكان مبتلابه نوعي اختلال پركاري تيروئيد موسوم به بيماري `گريوز` تحمل گرما را ندارند و دماي هوايي كه براي عموم متعادل تلقي مي شود، براي آنان گرم است.كودكان تيروئيدي، تحمل گرما را ندارند.



بيماري `گريوز` شايع ترين علت پركاري غده تيروئيد به دليل مشكلات ايمني بدن است.در اين بيماري، غده تيروئيد از حد طبيعي بزرگ تر مي شود و بيش از اندازه هورمون ترشح مي كند، گاهي غده تيروئيد آنچنان بزرگ مي شود كه موجب اختلال در بلع كودك مي شود.كودكان مبتلابه گريوز دچار كمبود وزن همراه با اشتهاي فراوان مي شوند.



تغييرات رفتاري شامل بي قراري و تمركز نداشتن، بد خوابيدن، خستگي و خواب آلودگي و افت درسي را از جمله نشانه هاي بروز بيماري گريوز در كودك برشمرد. گاهي والدين، كودكان مبتلابه بيماري گريوز را با علائم بيش فعالي و تمركز نداشتن نزد متخصصان مي برند.



نكته ديگر در خصوص گرمازدگي نوزادان است.افزايش حجم ادرار در نوزادان منجر به كم آبي بدن آنها مي شود.دماي محيط زندگي نوزاد در هفته هاي نخست تولد بايد بين 26 تا 27 درجه سانتي گراد باشد؛ براي اين اندازه گيري مي توان دماسنج را در محل خواب نوزاد قرار داد.در فصل تابستان بهتر است نوزادان پوشش معمولي داشته باشند و استفاده از يك كلاه نازك پارچه اي توصيه مي شود، اگر دماي اتاق گرم شد، مي توان از وسايل خنك كننده نيز استفاده كرد اما بايد دقت شود كه نوزاد نبايد در مسير جريان هوا قرار گيرد.فراموش نكنيم كه نوزادان نسبت به گرما حساس هستند.



اگر درجه حرارت بدن نوزاد بالارود، آب بدن وي كم خواهد شد و همين مسئله اختلال در شير خوردن را براي نوزاد به وجود مي آورد؛ افزايش حجم ادرار، بي حالي و بي قراري از علائم گرمازدگي در نوزادان است و افزايش حجم ادرار منجر به كم آبي بدن نوزاد مي شود. حجم شير و دفع ادرار نوزاد يكي از نكاتي است كه بايد مورد توجه والدين قرار گيرد؛ از اين رو اگر در روز 6 تا 8 پوشك را خيس كرد، مشخص مي شود كه ميزان دريافت شير و دفع ادرار نوزاد مناسب است؛ اگر اين ميزان بيشتر شد، بايد مورد بررسي قرار گيرد چرا كه اين مسئله موجب كم آبي بدن نوزاد مي شود.



قرار دادن ترومتر در زير بغل نوزاد يكي ديگر از اقداماتي است كه مي تواند به اندازه گيري درجه حرارت بدن نوزاد كمك كند؛ درجه حرارت بدن نوزاد بايد 37 درجه سانتي گراد باشد و هر چقدر دماي محيط بالاباشد، دماي بدن نوزاد نيز بالامي رود. پزشكان راهكارهايي نيز براي جلوگيري از گرمازدگي و در نتيجه جلوگيري از سردردها پيشنهاد مي كنند . اولين نكته مهم اين است كه تا حد امكان بدن تان را خنك نگه داريد و در محيط هاي خنك بيشترين ساعات روز را سپري كنيد.



سعي كنيد خيلي با تحرك و به شدت كار نكنيد و حتي المقدور در فضاهاي سرپوشيده بمانيد. آلاسكا و بستني يخي كمتر بخوريد. تا حد امكان به استخر برويد و شنا كردن را در برنامه خود قرار دهيد. بيشتر از لباس هاي نخي آزاد با رنگ روشن استفاده كنيد. وقتي در ترافيك در خيابان و پشت چراغ قرمز قرار گرفته ايد تا حد امكان زيرسايه درختان توقف كنيد. از مجادله و بحث كردن با مردم و اطرافيان خود پرهيز كنيد چون اين كار دماي بدن شما را افزايش مي دهد. مي توانيد براي اينكه خنك تر شويد هندوانه بخوريد و روي هندوانه مقدار زيادي شربت سرد و يخ دار بريزيد.



در صورت امكان بعد از ساعت 8 شب دوش آب سرد بگيريد. همچنين اگر برايتان مقدور است مدتي از وقت خود را در اماكني كه دستگاه تهويه و خنك كننده هوا هميشه روشن است بگذرانيد.تعريق و بي حالي از علائم گرمازدگي در كودكان است بنابراين توصيه مي شود كودكان بعدازظهرها بازي و فعاليت كنند.اگر كودك بر اثر گرمازدگي ضعف كرده باشد، ابتدا بايد وي را در جاي خنك خواباند؛ به طوري كه سر او پايين تر قرار گيرد تا خون به مغز برسد. سپس با حوله آغشته به آب سرد دماي بدنش را پايين آورد و اگر به هوش آمد مايعات خنك به او خوراند وگرنه با فوريتهاي پزشكي تماس بگيريد.گرمازدگي اختلال خطرناكي است كه هنگامي كه شخص درمعرض گرماي بيش از حد قرارگيرد به او دست مي دهد و در جريان آن درجه حرارت بدن بالامي رود و بدن توانايي خود را دركاهش آن از دست مي دهد. نوزادان و خردسالان خيلي نسبت به گرمازدگي حساس هستند.



اگر نوزاد شما بيش از حد در هواي خيلي گرم قرارگيرد ممكن است دچار گرمازدگي شود بخصوص اگر آب بدن را ازدست بدهد و يا لباسهاي گرمي به او پوشانده شود. سواركردن او در اتومبيل خيلي گرم و يا قراردادن او در اتومبيل پارك شده - كاري كه هرگز نبايد انجام دهيد - نيز او را در معرض خطر قرار مي دهد. (در حقيقت از آنجايي كه درجه حرارت اتومبيل به سرعت مي تواند بالارود و خيلي از دماي بيرون گرمتر شود، گرمازدگي در عرض چند دقيقه رخ مي دهد).



نوزاد شما ممكن است در ابتدا علائم افزايش درجه حرارت را نشان دهد كه علائم خفيف تري است. ممكن است متوجه شويد كه بيش از حد تشنه يا خسته است و يا پوستش سرد و مرطوب است. اگر كودك درسني باشد كه قادر به حرف زدن باشد ممكن است از انقباض ساق پا يا شكم شكايت داشته باشد.در اين خصوص بايد هرچه سريعتر درجه حرارت بدن كودك را پايين آوريد. زمان اهميت زيادي دارد – كودكي كه دچار گرمازدگي شده است ممكن است به راحتي به كما برود.ابتدا با اورژانس تماس بگيريد. سپس لباسهاي كودك را از تنش خارج كنيد و او را در يك محل خنك بخوابانيد. (اگر خارج از منزل در زير آفتاب قرار داريد يك محل سايه بيابيد ويا او را به يك محل خنك منتقل سازيد. درمدتي كه منتظر آمبولانس هستيد بدن او را با اسفنج يا پارچه نرمي كه به آب سرد آغشته كرده ايد ماساژ داده او را جلوي پنكه بگذاريد (مي توانيد از يك پنكه برقي استفاده كنيد و يا او را باد بزنيد).

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 11:21  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

کاهش شنوایی در کودکان؛ یک بیماری بدون علامت ولی بسیار ناتوان کننده است
 

کاهش شنوایی در کودکان می تواند منجر به اختلال در تکلم، اختلال در یادگیری کودک و عقب ماندگی رفتار اجتماعی کودک شود. این بیماری به راحتی می تواند هر کودک باهوش و با استعداد را به یک کودک کند ذهن و بی استعداد تبدیل کند. کودک مبتلا به کاهش شنوایی اغلب از هیچ علامتی شکایت ندارد و این مساله باعث می شود والدین متوجه مشکل کودک نشوند. به طور کلی هر کودکی که کمرو، خجالتی و منزوی باشد و هر کودکی که کم هوش یا کند ذهن باشد باید از نظر شنوایی مورد بررسی قرار گیرد. به دلیل هوش بالایی که در بعضی از بچه وجود دارد ممکن است کودک با وجود کاهش شنوایی از نظر یادگیری مانند همسالان خود باشد و کاملا نرمال جلوه کند، بدیهی است که با درمان کاهش شنوایی این کودکان، استعداد واقعی آنها آشکار خواهد شد.
 

از هر هزار کودکی که به دنیا می آید 1 تا 3 کودک در بدو تولد دچار کاهش شنوایی می باشد. درمیان بچه هایی هم که با شنوایی نرمال متولد می شوند، 8/1 درصد بعدها دچار کاهش شنوایی با شدتهای مختلف می شوند. اگر به این آمارها توجه کنیم متوجه می شویم که کودکان بسیاری (از هر 50 کودک یک کودک) در اطراف ما از کاهش شنوایی رنج می برند که نیازمند درمان می باشند.
 

با وجود اینکه کاهش شنوایی در کودکان می تواند علت ژنتیکی داشته باشد ولی 50% بچه هایی که دچار کاهش شنوایی هستند در هیچکدام از بستگان خود سابقه این بیماری را ندارند و چون والدین آنها انتظار کاهش شنوایی در کودک خود را ندارند، اغلب این دسته از کودکان دیرتر تشخیص داده می شوند.
 

در حال حاضر بر اساس برنامه وزارت بهداشت، کودکان در بدو تولد و در بدو ورود به مدرسه (شش سالگی) تحت سنجش شنوایی قرار می گیرند. هر چند این بررسیها بسیار مفیدند ولی باید به خاطر داشته باشیم که کافی نیست. با توجه به مطالب فوق حتی اگر کودکی در بدو تولد شنوایی طبیعی داشته باشد، ممکن است بعدها دچار کاهش شنوایی شود. پس اگر هر زمان در کودکی علائم ذکر شده در بالا مشاهده شد، فورا باید بررسی شنوایی صورت گیرد. در این حالت صبر کردن تا شش سالگی می تواند عوارض جبران ناپذیری داشته باشد.
 

علل کاهش شنوایی در بچه ها بسیار متفاوت است ولی به طور خلاصه می توان گفت در صورتی که عصب شنوایی کودک ضعیف باشد بوسیله تجویز سمعک یا کاشت حلزون شنوایی، درمان انجام می گیرد. جالب اینجاست که با درمان درست، فردی که به طور مادرزادی کاملا کر است، مانند افراد عادی جامعه شنوایی نرمال پیدا می کند و زندگی عادی خواهد داشت.
 

جمع شدن مایع در پشت پرده گوش و عفونتهای مکرر گوش میانی نیز یکی از علل شایع و مهم کاهش شنوایی در کودکان است که خوشبختانه با درمان درست و به موقع، شنوایی به حالت نرمال برمی گردد. از علائم مهمی که در این افراد دیده می شود می توان گوش درد های مکرر، سرماخوردگی مکرر، گرفتگی بینی و تنفس دهانی، عفونت مکرر گلو و بزرگی لوزه ها را نام برد.
 

تجمع جرم در مجرای گوش نیز می تواند تا 30 در صد شنوایی را کاهش دهد. چون جرم به آهستگی جمع می شود هیچگونه درد و علامتی برای کودک ایجاد نمی کند. در اغلب موارد تجمع جرم گوش به طور اتفاقی در کودک تشخیص داده می شود. خوشبختانه با خارج کردن جرم، شنوایی به حالت نرمال برمی گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 23:36  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

تفسیر گازهای خون شریانی

پارامترهاي اصلي جهت تفسير گازهاي خون شرياني

علاوه بر PaO2 و O2 Sat ، ساير مقادير لازم براي تفسير اختلالات اسيد و باز شامل PH، PaCO2، HCO3، Base Excess (BE)، Total CO2 Conent ، BD و Anion Gap است.

PH

PH طبيعي خون بين 7.35 تا 7.45 است. PH بالاتر از 7.45 آلكالمي و PH زير 7.35 اسيدمي گفته ميشود. بطور متوسط ميزان آن 7.40 در نظر گرفته مي شود.

PaCO2

نمايانگر ميزان دي اكسيد كربن موجود در خون شرياني است. ميزان طبيعي آن 35-45 ميلي متر جيوه است. افزايش بيش از 45 mmHg اسيدوز تنفسي و كاهش آن از 35mmHg آلكالوز تنفسي ناميده مي شود.

HCO3

ميزان طبيعي يون بيكربنات بين 22 تا 28 ميلي اكي والان در ليتر است. افزايش آن از 28 ميلي اكي والان در ليتر بيانگر آلكالوز متابوليك و كاهش آن از 22 ميلي اكي والان درليتر بيانگر اسيدوز متابوليك است.

افزايش باز Base Excess (BE)

در شرايطي كه PaCO2 در حرارت 37 درجه سانتيگراد، معادل 40 mmHg بوده و كمبود اكسيژن نيز وجود نداشته باشد، BE به مقدار اسيد يا بازي اطلاق مي گردد كه براي حفظ PH در حد طبيعي و نيز حفظ بيكربنات به ميزان 24 ميلي اكي والان در ليتر مورد نياز است. مقدار طبيعي BE بين 2+ و2- متغيير بوده و بر حسب ميلي اكي والان در ليتر بيان مي شود. افزايش BE از 2+ نمايانگر احتباس باز غير فرار و يا به عبارت ديگر آلكالوز متابوليك و كاهش BE از 2- نمايانگر احتباس اسيد غير فرار و يا به عبارت ديگر اسيدوز متابوليك است.

Buffer Base (BB)

يك معيار تشخيصي براي تغييرات متابوليك اسيد و باز است. BB حاصل جمع آنيونهاي پلاسما يعني بيكربنات، پروتئين، هموگلوبين و فسفاتها بوده و مقدار آن معادل 42 ميلي مول در ليتر است (BB = BE +42). از آنجا كه BE پلاسما در حال تعادل تقريبا برابر با صفر است، BB = 42 خواهد بود كه در صورت آلكالوز متابوليك مقدار آن افزايش يافته و در صورت اسيدوز متابوليك، از ميزان آن كاسته مي شود. تغييرات CO2 شرياني بر BB بي تاثير مي باشد.

روش تفسير برگه آزمايش گازهاي خون شرياني (ABG)

مرحله اول ..............................................................................................

مشاهده مقدار PaO2 و O2 Sat : ابتدا به PaO2 توجه شود كه آيا بيمار دچار هايپوكسمي است؟ PaO2 به اكسيژن محلول در خون بر ميگردد و در حالت طبيعي مقدار آن بين 100 - 80 ميلي متر جيوه است. PaO2 بين 60 تا 79 ميلي متر جيوه را هايپوكسي خفيف، بين 40 تا 59 ميلي متر جيوه را هايپوكسي متوسط و كمتر از 40 ميلي متر جيوه را هايپوكسي شديد مي نامند. مقادير زير 40 ميلي متر جيوه بسيار مخاطره آميز است.

O2 Sat يا درصد اشباع هموگلوبين از اكسيژن مي باشد كه به مقدار PaO2 و عوامل موثر بر منحني شكست اكسي ـ هموگلوبين وابسته است. بجز در افراد مبتلا به COPD ميزان O2 Sat زير 80% احتمال خون وريدي را مطرح مي نمايد.

مرحله دوم ........................................................................................................

با توجه به PH مشخص مي شود كه در وضعيت نرمال يا اسيدي يا بازي قرار داريم. PH زير 7.40 اسيدي و پايين تر از 7.35 اسيدوز خوانده مي شود همچنين PH بالاي 7.40 قليايي و بالاتر از 7.45 آلكالوز تلقي مي شود.

مرحله سوم ......................................................................................................

با توجه به PaCO2 مشخص شود كه اسيدوز تنفسي يا آلكالوز تنفسي يا حالت نرمال وجود دارد. PaCO2 كمتر از 35 آلكالوز تنفسي و بالاتر از 45 اسيدوز تنفسي است.

مرحله چهارم ....................................................................................................

به يون بيكربنات HCO3- توجه مي شود تا مشخص گردد كه اسيدوز متابوليك يا آلكالوز متابوليك يا حالت نرمال وجود دارد. مقادير بيش از 28 ميلي اكي والان در ليتر نمايانگر آلكالوز متابوليك و كمتر از 22 ميلي اكي والان در ليتر نشان دهنده اسيدوز متابوليك است.

مرحله پنجم ......................................................................................................

به مقدار BE توجه شود، اين معيار براي تفسير اسيدوز و آلكالوز با منشا متابوليك دقيق تر از يون بيكربنات است. در صورتيكه بيش از 2+ باشد نمايانگر آلكالوز متابوليك و اگر كمتر از 2- باشد نمايانگر اسيدوز متابوليك است.

مرحله ششم ...................................................................................................

آيا PH جبران شده است يا بدون جبران؟ در بدن مكانيزمهاي جبراني (بافري، تنفسي، متابوليك) در زمان اختلالات اسيدو باز فعال ميشوند پس يكي از سه حالت زير وجود دارد :

الف) بدون جبران

در اين حالت PH غير طبيعي بوده، PaCO2 يا HCO3 نيز غير طبيعي هستند. در اين حالت با توجه به PH. نوع اختلال (اسيدوز يا آلكالوز) مشخص مي گردد و PaCO2 بيانگر اختلال تنفسي و HCO3 نمايانگر اختلال متابوليك خواهد بود.

مثال:

PaO2 = 60mmHg PH = 7.25 , PaCO2 = 50mmHg , HCO3 = 22meq/l

با توجه به PH و بر اساس PCO2 تشخيص اسيدوز تنفسي جبران نشده ميباشد.

قانون I :

اگر تغييرات PH و PaCO2 در جهت مخالف يكديگر باشد، يك بيماري تنفسي وجود دارد :

PH = 7.32 PaCO2 = 50 mmHg HCO3 = 24 meq/l

قانون II :

اگر تغييرات PH و HCO3- هم جهت باشند، يك بيماري متابوليك وجود دارد :

PH = 7.32 PaCO2 = 40 mmHg HCO3- = 18 meq/l

ب ) جبران ناقص

در اين حالت PH ، HCO3 و PaCO2 هر سه غير طبيعي هستند. بدين معني كه مكانيسمهاي جبراني فعال شده اند اما موفق به اصلاح كامل PH نشده اند. براي تشخيص اختلال اوليه و مكانيسم جبراني، ابتدا به مقادير HCO3 و PaCO2 توجه مي شود و سپس PH مد نظر قرار مي گيرد و قانون سوم مطرح ميشود :

قانون III :

اگر تغييرات PaCO2 و HCO3- هم جهت باشند، بدن در حال جبران عدم تعادل است :

PH = 7.30 PaCO2 = 25 mmHg HCO3- = 12 meq/l

در اين مثال يك بيماري متابوليك وجود دارد. كاهش PaCO2 يك مكانيسم جبراني است و تشخيص اسيدوز متابوليك با جبران ناقص سيستم تنفسي مي باشد.

ج ) جبران كامل

در اين حالت PH طبيعي، ولي PaCO2 و HCO3- هر دو غير طبيعي هستند.

قانون IV :

در وضعيت جبران كامل، براي تشخيص اختلال اوليه و مكانيسم جبراني ابتدا با نگاه كردن به مقادير HCO3- BE و PaCO2 نوع اختلال را مشخص كرده، سپس به مقدار PH توجه مي كنيم :

1ـ در صورتيكه ميزان PH بين 7.35 – 7.40 بود، علت اوليه اسيدوز است.

2ـ در صورتيكه ميزان PH بين 7.40 – 7.45 بود، علت اوليه آلكالوز است. مثال :

PH = 7.42 PaCO2 = 50 mmHg HCO3- = 32 meq/L

تشخيص : آلكالوز متابوليك، اسيدوز تنفسي، جبران كامل

بيماري اوليه : آلكالوز متابوليك (با جبران كامل)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 5:2  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

انتخاب صحیح آزمون آماری

آیا قصد دارید تحقیقی را انجام دهید؟ و یا اینکه در حال مطالعه یک تحقیق می باشید؟

چگونه میتوانید از صحت روش تجزیه و تحلیل داده ها اطمینان حاصل فرمائید؟ 

شاخه های مختلف علوم برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های مختلفی مانند روش های ذیل استفاده می نمایند:

الف) روش تحلیل محتوا

ب) روش تحلیل آماری

ج) روش تحلیل ریاضی

د) روش اقتصاد سنجی

ه) روش ارزشیابی اقتصادی

و) ... 

تمرکز این نوشتار بر روش های تجزیه و تحلیل سیستمهای اقتصادی اجتماعی و بویژه روش های تحلیل آماری می باشد. 

آمار علم طبقه بندی اطلاعات، علم تصميم گيری های علمی و منطقی، علم برنامه ريزي های دقيق و علم توصيف و بيان آن چيزي است که از مشاهدات می توان فهميد. 

هدف ما آموزش درس آمار نیست زیرا اینگونه مطالب تخصصی را میتوان در مراجع مختلف یافت، هدف اصلی ما ارائه یک روش دستیابی سریع به بهترین روش آماری می باشد. 

يكي از مشكلات عمومی در تحقبقات ميداني انتخاب روش تحلیل آماري مناسب و یا به عبارتی انتخاب آزمون آماری مناسب براي بررسي سوالات يا فرضيات تحقيق مي باشد. 

در آزمون های آماری هدف تعیین این موضوع است که آیا داده های نمونه شواهد کافی برای رد یک حدس یا فرضیه را دارند یا خیر؟

انتخاب نادرست آزمون آماری موجب خدشه دار شدن نتایج تحقیق می شود. 

دکتر غلامرضا جندقی استاد یار دانشگاه تهران در مقاله ای كاربرد انواع آزمون هاي آماري را با توجه به نوع داده ها و وبژگي هاي نمونه آماري و نوع تحليل نشان داده است که در این بخش به نکات کلیدی آن اشاره می شود:

قبل از انتخاب یک آزمون آماری بایستی به سوالات زیر پاسخ داد:

1- چه تعداد متغیر مورد بررسی قرار می گیرد؟

2- چند گروه مفایسه می شوند؟

3- آیا توزیع ویژگی مورد بررسی در جامعه نرمال است؟

4- آیا گروه های مورد بررسی مستقل هستند؟

5- سوال یا فرضیه تحقیق چیست؟

6- آیا داده ها پیوسته، رتبه ای و یا مقوله ای Categorical هستند؟

قبل از ادامه این مبحث لازم است مفهوم چند واژه آماری را یاد آور شوم که زیاد وقت گیر نیست. 

1- جامعه آماری: به مجموعه كاملي از افراد يا اشياء يا اجزاء كه حداقل در يك صفت مورد علاقه مشترك باشند ،گفته می شود.

2- نمونه آماری: نمونه بخشي از يك جامعة آماری تحت بررسي است كه با روشي كه از پيش تعيين شده است انتخاب مي‌شود، به قسمي كه مي‌توان از اين بخش، استنباطهايي دربارة كل جامعه بدست آورد.

3- پارامتر و آماره: پارامتر يك ويژگي جامعه است در حالي كه آماره يك ويژگي نمونه است. براي مثال ميانگين جامعه يك پارامتر است. حال اگر از جامعه نمونه‌گيري كنيم و ميانگين نمونه را بدست آوريم، اين ميانگين يك آماره است.

4- برآورد و آزمون فرض: برآوردیابی و آزمون فرض دو روشی هستند که برای استنباط درمورد پارامترهای مجهول دو جمعیت به کار می روند.

5- متغير: ويژگي يا خاصيت يک فرد، شئ و يا موقعيت است که شامل يک سری از مقادير با دسته بنديهای متناسب است. قد، وزن، گروه خونی و جنس نمونه هايي از متغير هستند. انواع متغير می تواند کمی و کیفی باشد.

6- داده های کمی مانند قد، وزن يا سن درجه بندی مي شوند و به همين دليل قابل اندازه گيری می باشند. داده های کمی نیز خود به دو دسته دیگر تقسیم می شوند:

الف: داده های فاصله ای (Interval data)

ب: داده های نسبتی (Ratio data)

7- داده های فاصله ای: به عنوان مثال داده هایی که متغیر IQ (ضریب هوشی) را در پنج نفر توصیف می کنند عبارتند از: 80، 110، 75، 97 و 117، چون این داده ها عدد هستند پس داده های ما کمی اند اما می دانیم که  IQ نمی تواند صفر باشد و صفر در اینجا فقط مبنایی است تا سایر مقادیر  IQ در فاصله ای منظم از صفر و یکدیگر قرار گیرند پس این داده ها فاصله ای اند.

8- داده های نسبتی: داده های نسبتی داده هایی هستند که با عدد نوشته می شوند اما صفر آنها واقعی است. اکثریت داده های کمی این گونه اند و حقیقتاً دارای صفر هستند. به عنوان مثال داده هایی که متغیر طول پاره خط بر حسب سانتی متر را توصیف می کنند عبارتند از: 20، 15، 35، 8 و 23، چون این داده ها عدد هستند پس داده های ما کمی اند و چون صفر در اینجا واقعاً وجود دارد این داده نسبتی تلقی می شوند.

9- داده های کيفی مانند جنس، گروه خونی يا مليت فقط دارای نوع هستند و قابل بيان با استفاده از واحد خاصی نيستند. داده های کیفی خود به دو دسته دیگر تقسیم می شوند:

الف: داده های اسمی  (Nominal data)

ب: داده های رتبه ای  (Ordinal data)

10- داده های رتبه ای Ordinal: مانند کیفیت درسی یک دانش آموز (ضعیف، متوسط و قوی) و یا رتبه بندی هتل ها ( یک ستاره، دو ستاره و ...)

11- داده های اسمی (nominal ) که مربوط به متغير يا خواص کيفی مانند جنس يا گروه خونی است و بيانگر عضويت در يک گروها category  خاص می باشد. (داده مقوله ای)

12- متغیر تصادفی گسسته و پیوسته: به عنوان مثال تعداد تصادفات جاده‌اي در روز يك متغير تصادفي گسسته است ولی انتخاب يك نقطه‌ به تصادف روي دايره‌اي به مركز مبدأ مختصات و شعاع 3 يك متغير تصادفي پيوسته است.

13- گروه: یک متغیر می تواند به لحاظ بررسی یک ویژگی خاص در یک گروه و یا دو و یا بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. نکته 1: دو گروه می تواند وابسته و یا مستقل باشد. دو گروه وابسته است اگر ویژگی یک مجموعه افراد قبل و بعد از وقوع یک عامل سنجیده شود. مثلا میزان رضایت شغلی کارکنان قبل و بعد از پرداخت پاداش و همچنین اگر در مطالعات تجربی افراد از نظر برخی ویژگی ها در یک گروه با گروه دیگر همسان شود.

14- جامعه نرمال: جامعه ای است که از توزیع نرمال تبعیت می کند.

15- توزیع نرمال: یکی از مهمترین توزیع ها در نظریه احتمال است. و کاربردهای بسیاری در علوم دارد.

فرمول این توزیع بر حسب دو پارامتر امید ریاضی و واریانس بیان می شود. منحنی رفتار این تابع تا حد زیادی شبیه به زنگ های کلیسا می باشد. این منحنی دارای خواص بسیار جالبی است برای مثال نسبت به محور عمودی متقارن می باشد، نیمی از مساحت زیر منحنی بالای مقدار متوسط و نیمه دیگر در پایین مقدار متوسط قرار دارد و اینکه هرچه از طرفین به مرکز مختصات نزدیک می شویم احتمال وقوع بیشتر می شود.

سطح زیر منحنی نرمال برای مقادیر متفاوت مقدار میانگین و واریانس فراگیری این رفتار آنقدر زیاد است که دانشمندان اغلب برای مدل کردن متغیرهای تصادفی که با رفتار آنها آشنایی ندارند، از این تابع استفاده می کنند. به عنوان  مثال در یک امتحان درسی نمرات دانش آموزان اغلب اطراف میانگین بیشتر می باشد و هر چه به سمت نمرات بالا یا پایین پیش برویم تعداد افرادی که این نمرات را گرفته اند کمتر می شود. این رفتار را بسهولت می توان با یک توزیع نرمال مدل کرد.

اگر یک توزیع نرمال باشد مطابق قضیه چی بی شف 26.68 % مشاهدات در فاصله میانگین، مثبت و منفی یک انحراف معیار قرار دارد. و  44.95 % مشاهدات در فاصله میانگین، مثبت و منفی دو انحراف معیار قرار دارد. و 73.99 % مشاهدات در فاصله میانگین، مثبت و منفی سه انحراف معیار قرار دارد.

نکته 1: واضح است که داده های رتبه ای دارای توزیع نرمال نمی باشند.

نکته 2: وقتی داده ها کمی هستند و تعداد نمونه نیز کم است تشخیص نرمال بودن داده ها توسط آزمون کولموگروف – اسمیرنف مشکل خواهد شد.

 16- آزمون پارامتریک: آزمون هاي پارامتريک، آزمون هاي هستند که توان آماري بالا و قدرت پرداختن به داده  هاي جمع آوري شده در طرح  هاي پيچيده را دارند. در این آزمون ها داده ها توزيع نرمال دارند. (مانند آزمون تی).

17- آزمون هاي غيرپارامتري: آزمون هائی مي باشند که داده ها توزیع غیر نرمال داشته و در مقايسه با آزمون های پارامتري از توان تشخیصی کمتري برخوردارند.  (مانند آزمون من – ویتنی و آزمون کروسکال و والیس)

نکته3: اگر جامعه نرمال باشد از آزمون های پارامتریک و چنانچه غیر نرمال باشد از آزمون های غیر پارامتری استفاده می نمائیم.

نکته 4: اگر نمونه بزرگ باشد، طبق قضیه حد مرکزی جتی اگر جامعه نرمال نباشد می توان از آزمون های پارامتریک استفاده نمود.

حال به کمک جدول زیر براحتی می توانید یکی از 24 آزمون مورد نظر خود را انتخاب کنید:

هدفداده کمی و دارای توزیعنرمالداده رتبه ای و یا داده کمی غیر نرمالداده های کیفی اسمی
Categorical
توصیف یک گروهآزمون میانگین و انحراف معیارآزمون میانهآزمون نسبت
مقایسه یک گروه با یک مقدار فرضیآزمون یک نمونه ایآزمون ویلکاکسونآزمون خی – دو یا آزمون دو جمله ای
مقابسه دو گروه مستقلآزمون برای نمونه های مستقلآزمون من - ویتنیآزمون دقیق فیشر ( آزمون خی دو برای نمونه های بزرگ)
مقایسه دو گروه وابستهآزمون زوجیآزمون کروسکالآزمون مک - نار
مقایسه سه گروه یا بیشتر (مستقل)آزمون آنالیز واریانس یک راههآزمون والیسآزمون خی - دو
مقایسه سه گروه یا بیشتر (وابسته)آزمون آنالیز واریانس با اندازه های مکررآزمون فریدمنآزمون کوکران
اندازه همبستگی بین دو متغیرآزمون ضریب همبستگی پیرسونآزمون ضریب همبستگی اسپرمنآزمون ضریب توافق
پیش بینی یک متغیر بر اساس یک یا چند متغیرآزمون رگرسیون ساده یا غیر خطیآزمون رگرسیون نا پارامتریکآزمون رگرسیون لجستیک
 

در رویکردی دیگر بر مبنای تعداد متغیر، تعداد گروه و نرمال بودن جامعه نیز می توان به الگوریتم آزمون آماری مورد نظر دست یافت:

یک متغیر:

انتخاب آزمون آماری براییک متغیریک متغیر در یک گروهیک متغیر دردو گروهیک متغیر در سه گروه یا بیشتر
متغیر نرمالآزمون میانگین و انحراف معیارآزمون تیآزمون آنالیز واریانسANOVA
متغیر غیر نرمالآزمون نسبت (دو جمله ای)آزمون خی -دوآزمون ناپارامتریک

دو متغیر

انتخاب آزمون آماری برای دو متغیرهر دو متغیرپیوسته هستندیک متغیر پیوسته و دیگریگسسته استهر دو متغیر مقوله ای هستند
 آزمون همبستگیآزمون آنالیز واریانسANOVAآزمون خی - دو

سه متغیر و بیشتر:

انتخاب آزمون آماری برای سه متغیرو بیشتریک گروهدو گروه و بیشتر
 

آنالیز کواریانس

تحلیل ممیزی

 

آنالیز واریانس با اندازه های مکرر

آنالیز واریانس چند متغیره
 

تحلیل عاملی

و

رگرسیون چند گانه

 
 

قابل ذکر است قبل از ورود به الگوریتم انتخاب آزمون آماری بهتر است به سوالات زیر پاسخ دهیم:

1- آیا اختلافی بین میانگین (نسبت) یک ویژگی در دو یا چند گروه وجود دارد؟

2- آیا دو متغیر ارتباط دارند؟

3- چگونه می توان یک متغیر را با استفاده از متغیر های دیگر پیش بینی کرد؟

4- چه چیزی می توان با استفاده از نمونه در مورد جامعه گفت؟

پس از انتخاب آزمون آماری مناسب حال می توان با هر یک از آزمون ها به صورت تخصصی برخورد کرد: 

آزمون كي دو (خي دو يا مربع كاي) 

اين آزمون از نوع ناپارامتري است و براي ارزيابي همقوارگي متغيرهاي اسمي به كار مي‌رود. اين آزمون تنها راه حل موجود براي آزمون همقوارگي در مورد متغيرهاي مقياس اسمي با بيش از دو مقوله است، بنابراين كاربرد خيلي زيادتري نسبت به آزمونهاي ديگر دارد. اين آزمون نسبت به حجم نمونه حساس است.

آزمون  z  -  آزمون خطاي استاندارد ميانگين 

اين آزمون براي ارزيابي ميزان همقوارگي يا يكسان بودن و يكسان نبودن (Goodness of fit) ميانگين نمونه اي و ميانگين جامعه به كار مي رود. اين آزمون مواقعي به كار مي رود كه مي خواهيم بدانيم آيا ميانگين برآورد شده نمونه اي با ميانگين جامعه جور مي آيد يا نه.  اگر این تفاوت کم باشد، اين تفاوت معلول تغيير پذيري نمونه اي شناخته مي شود، ولي اگر زياد باشد نتيجه گرفته مي شود كه برآورد نمونه اي با پارامتر جامعه يكسان (همقواره) نيست.  اين آزمون پارامتري است يعني استفاده از آن مشروط به آن است كه دو پارامتر جامعه كه میانگین و انحراف معیار معلوم باشند. همچنين براي آزمون متغيرهاي پيوسته (مقياس فاصله اي) كاربرد دارد. تعداد نمونه بزرگتر  و يا مساوي 30  باشد و نيز توزيع متغير در جامعه نرمال باشد.

آزمون استيودنت t

اين آزمون براي ارزيابي ميزان همقوارگي يا يكسان بودن و نبودن ميانگين نمونه اي با ميانگين جامعه در حالتي به كار مي رود كه انحراف معيار جامعه مجهول باشد. چون توزيع t  در مورد نمونه هاي كوچك (کمتر از 30) با استفاده از درجات آزادي تعديل مي‌شود، مي‌توان از اين آزمون براي نمونه هاي بسيار كوچك استفاده نمود. همچنين اين آزمون مواقعي كه خطاي استاندارد جامعه نامعلوم و خطاي استاندارد نمونه معلوم باشد، كاربرد دارد.  

براي به كاربردن اين آزمون، متغير مورد مطالعه بايد در مقياس فاصله اي باشد، شكل توزيع آن نرمال و تعداد نمونه کمتر از 30 باشد.

آزمون t در حالتهاي زير كاربرد دارد:

- مقايسه يك عدد فرضي با ميانگين جامعه نمونه

- مقايسه ميانگين دو جامعه

- مقايسه يك نسبت فرضي با يك نسبتي كه از نمونه بدست آمده

- مقايسه دو نسبت از دو جامعه

آزمون F

اين آزمون تعميم يافته آزمون t است و براي ارزيابي يكسان بودن يا يكسان نبودن دو جامعه و يا چند جامعه به كار برده مي‌شود. در اين آزمون واريانس كل جامعه به عوامل اوليه آن تجزيه مي‌شود. به همين دليل به آن آزمون آناليز واريانس (ANOVA) نيز مي‌گويند. 

وقتي بخواهيم بجاي دو جامعه، همقوارگي چند جامعه را تواما با هم مقايسه نماييم از اين آزمون استفاده مي‌شود، چون مقايسه ميانگين هاي چند جامعه با آزمون t  بسيار مشكل است.  مقايسه ميانگين ها و همقوارگي چند جامعه بوسيله اين آزمون (F   يا ANOVA) راحت تر از آزمون t  امكان پذير است.   

آزمون كوكران 

آزمون كوكران تعميم يافته آزمون مك نمار است. اين آزمون براي مقايسه بيش از دو گروه كه وابسته باشند و مقياس آنها اسمي يا رتبه اي باشند به كار مي‌رود و همچون آزمون مك نمار، جوابها بايد دوتايي باشند. 

براي آزمون تغييرات يك نمونه در زمان ها و يا موقعيت هاي مختلف (مثل آراء راي دهندگان قبل از انتخابات در زمانهاي مختلف) به كار مي‌رود. مقياس مي‌تواند اسمي يا رتبه اي باشد. به جاي چند سوال مي‌توان يك سوال را در موقعيت هاي مختلف ارزيابي نمود. همه افراد بايد به همه سوالات پاسخ گفته باشند. چون پاسخ ها دو جوابي است، در بعضي از انواع تحقيقات ممكن است اطلاعات بدست آمده از دست برود و بهتر است از رتبه بندي استفاده كرد كه در اين صورت «آزمون ويلكاكسون» بهتر جوابگو خواهد بود. 

در صورت كوچك بودن نمونه ها آزمون كوكران مناسب نيست و بهتر است از «آزمون فريد من» استفاده شود.

آزمون فريدمن 

اين آزمون براي مقايسه چند گروه از نظر ميانگين رتبه هاي آنهاست و معلوم مي‌كند كه آيا اين گروه ها مي‌توانند از يك جامعه باشند يا نه؟

مقياس در اين آزمون بايد حداقل رتبه اي باشد. اين آزمون متناظر غير پارامتري آزمون F است و معمولا در مقياس هاي رتبه اي به جاي F به كار مي‌رود و جانشين آن مي‌شود (چون در F بايد همگني واريانس ها وجود داشته باشد كه در مقياسهاي رتبه اي كمتر رعايت مي‌شود). 

آزمون فريدمن براي تجريه واريانس دو طرفه (براي داده هاي غير پارامتري) از طريق رتبه بندي به كار مي‌رود و نيز براي مقايسه ميانگين رتبه بندي گروه هاي مختلف. تعداد افراد در نمونه ها بايد يكسان باشند كه اين از معايب اين آزمون است. نمونه ها بايد همگي جور شده باشند.

آزمون كالماگورف- اسميرانف 

اين آزمون از نوع ناپارامتري است و براي ارزيابي همقوارگي متغيرهاي رتبه اي در دو نمونه (مستقل و يا غير مستقل) و يا همقوارگي توزيع يك نمونه با توزيعي كه براي جامعه فرض شده است، به كار مي‌رود (اسميرانف يك نمونه اي). اين آزمون در مواردي به كار مي‌رود كه متغيرها رتبه اي باشند و توزيع متغير رتبه اي را در جامعه بتوان مشخص نمود. اين آزمون از طريق مقايسه توزيع فراواني هاي نسبي مشاهده شده در نمونه  با توزيع فراواني هاي نسبي جامعه  انجام مي‌گيرد. اين آزمون ناپارامتري است و بدون توزيع است اما بايد توزيع متغير در جامعه براي هر يك از رتبه هاي مقياس رتبه اي در جامعه بطور نسبي در نظر گرفته شود كه آنرا نسبت مورد انتظار مي نامند.

آزمون كالماگورف- اسميرانف دو نمونه اي Two- Sample Kalmogorov- Smiranov Test 

اين آزمون در مواقعي به كار مي‌رود كه دو نمونه داشته باشيم (با شرايط مربوط به اين آزمون كه قبلا گفته شد) و بخواهيم همقوارگي بين آن دو نمونه را با هم مقايسه كنيم.

آزمون كروسكال- واليس

اين آزمون متناظر غير پارامتري آزمون F  است و همچون آزمون F ، موقعي به كار برده مي‌شود كه تعداد گروه ها بيش از 2 باشد. مقياس اندازه گيري در كروسكال واليس حداقل بايد ترتيبي باشد.

اين آزمون براي مقايسه ميانگين هاي بيش از 2 نمونه رتبه اي (و يا فاصله اي) بكار مي‌رود. فرضيات در اين آزمون بدون جهت است يعني فقط تفاوت را نشان مي‌دهد و جهت بزرگتر يا كوچكتر بودن گروه ها را از نظر ميانگين هايشان نشان نمي دهد. كارايي اين آزمون 95 درصد آزمون F است.

آزمون مك نمار

اين آزمون از آزمونهاي ناپارامتري است كه براي ارزيابي همانندي دو نمونه وابسته بر حسب  متغير دو جوابي استفاده مي‌شود. متغيرها مي‌توانند داراي مقياس هاي اسمي و يا رتبه اي باشند. اين آزمون در طرح هاي ماقبل و مابعد مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد (يك نمونه در دو موقعيت مختلف). اين آزمون مخصوصا براي سنجش ميزان تاثير عملكرد تدابير به كار مي‌رود.

ويژگي ها: اگر متغيرها اسمي باشند، اين آزمون بي بديل است اما اگر رتبه اي باشد مي‌توان از آزمون t نيز استفاده كرد (در صورت وجود شرايط آزمون t) ، و يا آزمون ويلكاكسون استفاده نمود. از عيوب اين آزمون اين است كه جهت و اندازه تغييرات را محاسبه نمي‌كند و فقط وجود تغييرات را در نمونه ها در نظر مي‌گيرد.  

آزمون ميانه

اين آزمون همتاي ناپارامتري آزمون هاي t – Z – F  است و وقتي دو يا چند گروه از ميان دو يا چند جامعه مستقل با توزيع هاي يكسان انتخاب شده اند به كار برده مي‌شود. در اين آزمون مقياس اندازه گيري ترتيبي است و بين داده ها نبايد همرتبه وجود داشته باشد. اين آزمون، هم براي گروه هاي مستقل و هم وابسته كاربرد دارد و لزومي ندارد كه حتما حجم گروه هاي نمونه با يكديگر برابر باشند.

آزمون تك نمونه اي دورها 

اين آزمون مواقعي به كار مي‌رود كه توالي مقادير متغيرها را بخواهيم آزمون نماييم كه آيا تصادفي بوده و يا نه. در واقع آزمون كي دو و يا آزمون هاي ديگر كه در آنها توالي متغيرها بي اهميت است، در اين آزمون مهم و اصل انگاشته مي‌شود. به عبارت ديگر، براي اينكه بتوانيم در يك نمونه كه در آن رويدادهاي مختلف از طرف فرد و يا واحد آماري رخ داده است، آزمون نماييم كه آيا اين رويدادها تصادفي است يا نه، به كار برده مي‌شود. هيچ آزمون ديگري همچون اين آزمون نمي تواند توالي را مورد نظر قرار دهد. بنابراين براي اين منظور منحصر به فرد مي‌باشد.

آزمون علامت

اين آزمون از انواع آزمونهاي غير پارامتري است و هنگامي به كار برده مي‌شود كه نمونه هاي جفت، مورد نظر باشد (مثل زن و شوهر و يا خانه هاي فرد و زوج و . . . ). زيرا در اين آزمون يافته‌ها به صورت جفت جفت بررسي مي‌شوند و اندازه مقادير در آن بي اثر است و فقط علامت مثبت و منفي و يا در واقع جهت پاسخ ها و يا بيشتر و كمتر بودن پاسخ هاي جفت‌هاي گروه مورد تحقيق (نمونه آماري) در نظر گرفته مي‌شود. 

هنگامي كه ارزشيابي متغير مورد مطالعه با روشهاي عادي قابل اندازه گيري نباشد و قضاوت در مورد نمونه هاي آماري (كه به صورت جفت ها هستند) فقط با علامت بيشتر (+) و كمتر (-) مورد نظر باشد ، از اين آزمون مي‌توان استفاده كرد. شكل توزيع مي‌تواند نرمال و يا غير نرمال باشد و يا از يك جامعه و يا دو جامعه باشند (مستقل و يا وابسته). توزيع بايد پيوسته باشد. اين آزمون فقط تفاوت هاي زوجها را مورد بررسي قرار مي‌دهد و در صورت مساوي بودن نظرات هر زوج (مشابه بودن) آنها را از آزمون حذف مي‌كند. چون مقادير در اين آزمون نقشي ندارند، شدت و ضعف و اندازه بيشتر يا كمتر بودن نظرات پاسخگويان (جفت ها) در اين آزمون بي اثر است و در واقع نقص اين آزمون حساب مي‌شود.

آزمون تي هتلينگ (T)

آزمون T هتلينگ تعميم يافته t استيودنت است. در آزمون t يك نمونه اي، ميانگين يك صفت از يك نمونه، با يك عدد فرضي كه ميانگين آن صفت از جامعه فرض مي‌شد، مورد مقايسه قرار مي‌گرفت، اما در T  هتلينگ K متغير (صفت) از آن جامعه (نمونه هاي جامعه) با k  عدد فرضي، مورد مقايسه قرار مي‌گيرند. در واقع اين آزمون از نوع آزمونهاي چند متغيره است كه همقوارگي (Goodness of fit) را بين صفت هاي مختلف از جامعه بدست مي‌دهد. در T  هتلينگ دو نمونه اي نيز همچون T استيودنت دو نمونه اي، مقايسه دو نمونه است اما در اين آزمون K صفت از يك جامعه (نمونه) با K صفت از جامعه ديگر (نمونه ديگر) مورد مقايسه قرار مي‌گيرد.  

آزمون مان وايتني U  

هر گاه دو نمونه مستقل از جامعه اي مفروض باشد و متغيرهاي آنها به صورت ترتيبي باشند، از اين آزمون استفاده مي‌شود. اين آزمون مشابه t استيودنت با دو نمونه مستقل است و آزمون ناپارامتري آن محسوب مي‌شود. 

هرگاه شرايط استفاده از آزمونهاي پارامتري در متغيرها موجود نباشد، يعني متغيرها پيوسته و نرمال نباشند از اين آزمون استفاده مي‌شود. دو نمونه بايد مستقل بوده و هر دو كوچكتر از 10 مورد باشند. در صورت بزرگتر بودن از 10 مورد بايد از آماره هاي ‌‌Z  استفاده كرد (در محاسبات كامپيوتري، تبديل به Z  به طور خودكار انجام مي‌شود). در اين آزمون شكل توزيع، پيش فرضي ندارد يعني مي‌تواند نرمال و يا غير نرمال باشد.  

آزمون ويلكاكسون  

اين آزمون از آزمونهاي ناپارامتري است كه براي ارزيابي همانندي دو نمونه وابسته با مقياس رتبه اي به كار مي‌رود. همچون آزمون مك نمار، اين آزمون نيز مناسب طرح هاي ماقبل و مابعد است (يك نمونه در دو موقعيت مختلف)، و يا دو نمونه كه از يك جامعه باشند. اين آزمون اندازه تفاوت ميان رتبه ها را در نظر مي‌گيرد بنابراين متغيرها مي‌توانند داراي جوابهاي متفاوت و يا فاصله اي باشند. اين آزمون متناظر با آزمون t دو نمونه اي وابسته است و در صورت وجود نداشتن شرايط آزمون t جانشين خوبي براي آن است. نمونه هاي به كار برده شده در اين آزمون بايد نسبت به ساير صفت هايشان جور شده (جفت شده) باشند.   

آزمون لون Levene

آزمون لون همگنی واریانس ها را در نمونه های متفاوت بررسی می نماید. به عبارتی فرض تساوی متغیر وابسته را برای گروه هائی که توسط عامل رسته ای تعیین شده اند، آزمون می کند و نسبت به اکثر آزمونها کمتر به فرض نرمال بودن وابسته بوده و در واقع به انحراف نرمال مقاوم است.

این آزمون در نظر می گیرد که واریانس جمعیت آماری در نمونه های مختلف برابر است. فرض صفر همگن بودن واریانس ها می باشد یعنی واریانس جمعیت ها با هم برابر است و اگر مقدار P-VALUE در اماره لون کمتر از 0.05 باشد تفاوت بدست آمده در واریانس نمونه بعید است که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی رخ داده باشد. بنابراین فرض صفر که برابری واریانس ها می باشد رد می شود و به این نتیجه می رسیم که که بین واریانس ها در نمونه تفاوت وجود دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 4:52  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

بانک اطلاعات ISI مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجلات علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد. شمار مجلات ISI ثابت نیست. یک مجله ممکن است در یک زمان٬ از مجلات ISI محسوب شود٬ اما به دلیل کاهش بار علمی٬ بعدا از لیست مجلات ISI کنار گذاشته شود. در حال حاضر بیش از ۱۶۰۰۰ مجله٬ در لیست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و حدود ده درصد آنها به لیست ISI اضافه می شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 4:49  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 


" تب در نوزادان زیر 3 ماه: مورد اورژانسی!"
اگر کودکتان زیر 3 ماه سن دارد، ترس از تبِ او موجه است. درجه حرارت 38 یا بالاتر در یک نوزادِ زیرِ 3 ماه یک موردِ اورژانسی است.
بلافاصله با پزشک کودک خود تماس بگیرید و مطمئن شوید که او می داند که کودک شما کمتر از 3 ماه سن دارد. اگر توصیه های پزشکی در دسترس نیست، به اورژانس بروید، حتی اگر نیمه شب باشد. از دارو های تب بُر استفاده نکنید (مگر آن که پزشک آن ها را تجویز کند)- شما نمی خواهید علائمِ کودک را قبل از آن که توسطِ پزشک موردِ بررسی قرار بگیرد، بپوشانید.
دو دلیل برای اورژانسی بودن تب در نوزادانِ زیرِ سه ماه وجود دارد. اول اینکه لایۀ محافظ کنندۀ سلول های بین جریان خون و سیستم عصبی مرکزی در نوزادان کوچک بسیار نازک است. این به این معنی است که در عفونت های باکتریایی، باکتری ها می توانند از سلول ها عبور کرده و به راحتی واردِ جریانِ خون و سپس سیستمِ عصبی مرکزی شوندو به سرعت به نوزاد آسیب برسانند.
دوم این که نوزادانِ کوچک علائم عفونت شدید را به همان گونه که کودکانِ بزرگتر نشان می دهند، نشان نمی دهند. فکر کردن به این مسأله ترسناک است، اما یک کودک کم سن می تواند یک عفونت خون کامل (سپسیس) داشته باشد اما علائمِ معمول را نشان ندهد!
اگر تب ویروسی باشد نیازی به نگرانی در مورد سپسیس (عفونت خون) وجود ندارد. اما مشکل این است تمییزِ تب های باکتریایی و تب ویروسی با چشم غیر مسلح دشوار است. به همین دلیل، کودکان کوچکی که تب دارند به انجامِ آزمایش خون و ادرار نیاز دارند تا مشخص شود عفونتشان باکتریایی است یا خیر و همچنین آزمایش شیره نخاعی نیز برایِ تعیین یا ردِ مننژیت ممکن است مورد نیاز باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 5:48  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 


در اولین ویزیت بارداریFBSدرخواست شود..

نتیجه: کمتر مساوی 92 = طبیعی
بین 93-125= پره دیابتیک
بیشتر مساوی 126=غیرطبیعی

*در موارد پره دیابتیک رژیم غذایی و ورزش توصیه میشود.
*در موارد غیرطبیعی تکرار ازمایش توصیه و اگر مجدد بالا بود فرد دیابتیک است و باید درمان شود.

ازمایش مجدد در هفته 24-28 با تست FBSو GTTبا 75 گرم گلوکز برای همه خانم های طبیعی و پره دیابتیک

نتیجه:FBS بیشتر مساوی 92
GTT یک ساعت بعد بیشتر مساوی 180
دو ساعت بعد بیشتر مساوی 153

در صورتی که یکی از نتایج بالا مشاهده شود تشخیص دیابت بارداری قطعی است و اقدام و درمان الزامی است...

توصیه بعد از زایمان:همه خانم های مبتلا به دیابت بارداری به منظور کشف دیابت پایدار در هفته های 6-12 پس از زایمان با تست GTT با 75 گرم و FBS ازمایش شود.

نتیجه:FBS کمتر مساوی 99 طبیعی است 
بین 100-125 پره دیابتیک است
بیشتر مساوی 126 دیابتیک است

GTTکمتر از 140 طبیعی است 
140-199 پره دیابتیک است
بیشتر مساوی 200 دیابتیک است

*برای خانم های پره دیابتیک اصلاح سبک زندگی و یا متفورمین توصیه میشود.
*برای دیابتیک درمان دیابت شود.
*برای مواردی که ازمایش طبیعی است غربالگری هر 3 سال توصیه میشود.
Photo: ‎دستورالعمل جدید غربالگری دیابت بارداری

در اولین ویزیت بارداریFBSدرخواست شود..

نتیجه: کمتر مساوی 92 = طبیعی
بین 93-125= پره دیابتیک
بیشتر مساوی 126=غیرطبیعی

*در موارد پره دیابتیک رژیم غذایی و ورزش توصیه میشود.
*در موارد غیرطبیعی تکرار ازمایش توصیه و اگر مجدد بالا بود فرد دیابتیک است و باید درمان شود.

ازمایش مجدد در هفته 24-28 با تست FBSو GTTبا 75 گرم گلوکز برای همه خانم های طبیعی و پره دیابتیک

نتیجه:FBS بیشتر مساوی 92
GTT یک ساعت بعد بیشتر مساوی 180
دو ساعت بعد بیشتر مساوی 153

در صورتی که یکی از نتایج بالا مشاهده شود تشخیص دیابت بارداری قطعی است و اقدام و درمان الزامی است...

توصیه بعد از زایمان:همه خانم های مبتلا به دیابت بارداری به منظور کشف دیابت پایدار در هفته های 6-12 پس از زایمان با تست GTT با 75 گرم و FBS ازمایش شود.

نتیجه:FBS کمتر مساوی 99 طبیعی است 
بین 100-125 پره دیابتیک است
بیشتر مساوی 126 دیابتیک است

GTTکمتر از 140 طبیعی است 
140-199 پره دیابتیک است
بیشتر مساوی 200 دیابتیک است

*برای خانم های پره دیابتیک اصلاح سبک زندگی و یا متفورمین توصیه میشود.
*برای دیابتیک درمان دیابت شود.
*برای مواردی که ازمایش طبیعی است غربالگری هر 3 سال توصیه میشود.‎
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 4:25  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

معاینه سینه را جدی بگیریم...

در مقابل آینه 

1- بالا تنه خود را لخت کرده و در اتاقی با نور کافی در برابر یک آینه بزرگ بایستید. به سینه های خود نگاه کنید. در صورتی که از نظر شکل یا اندازه با هم تفاوت دارند، نگران نباشید. سینه بیشتر زنان دارای این حالت است. با قرار دادن بازوی خود در پهلویتان به آرامی شروع
به بررسی هرگونه تغییر در اندازه، شکل، موقعیت یا پوست سینه نمایید. پوست سینه را از نظر تراکم، افتادگی، زخم یا تغییر رنگ به دقت بررسی کنید. نوک سینه ها را به دقت بازرسی کرده و به دنبال زخم، پوست پوست شدن یا تغییر جهت آنها باشید. 

2- سپس دستان خود را بر روی ران هایتان قرار داده و به شدت به سمت پایین فشار وارد کنید تا عضلات قفسه سینه در پشت سینه هایتان سفت گردد. به سمت دیگر بچرخید تا بتوانید بخشهای بیرونی تر سینه را نیز بررسی کنید. 

3- در این مرحله رو به سمت آینه خم شوید. شانه ها و آرنج خود را برای سفت کردن عضلات قفسه سینه بچرخانید. سینه هایتان به سمت جلو خواهند افتاد. تغییرات در اندازه و حد فاصل بین سینه ها را در این حالت بررسی کنید.

4- اکنون دستها را پشت سر قلاب کرده و به سمت جلو فشار وارد کنید. مجددا برای بررسی بخشهای بیرونی سینه بچرخید تا اشراف کامل بر روی آنها داشته باشید. بررسی مرز زیرین سینه ها را فراموش نکنید. ممکن است نیاز باشد برای دیدن این منطقه سینه های خود را بالا ببرید.

5- نوک سینه های خود را برای خروج مایع مورد بررسی قرار دهید. انگشت شست و اشاره خود را اطراف بافت نوک سینه قرار داده و به سمت بیرون بکشید. هرگونه خروج مایع را به دقت بررسی نمایید. این عمل را برای سینه دیگر نیز تکرار کنید. در زیر دوش 

6- اکنون زمان آن رسیده تا تغییرات موجود در سینه را احساس کنید. استفاده از آب و صابون جهت بررسی سینه ها می تواند کمک کننده باشد. وجود توده یا ضخیم شدگی را در ناحیه زیر بغل مورد بررسی قرار دهید. دست چپ را روی ران قرار داده و با دست راست زیر بغل ناحیه چپ بدن را احساس نمایید. کار را در سمت دیگر بدن نیز تکرار کنید. 

7- قسمت های فوقانی و تحتانی ترقوه را از جهت وجود توده یا هرگونه بخش ضخیم شده مورد معاینه قرار دهید. 

8- با دستان کف آلود، یکی از بازوها را پشت سر خود ببرید تا بافت سینه پراکنده گردد. از بخشهای مسطح انگشتان دست دیگر خود استفاده کرده و به آرامی بر روی سینه فشار وارد کنید. حرکت رو به بالا و رو به پایین را در راستای سینه از زیر سینه ها تا ترقوه انجام دهید. این الگوی حرکتی را تا پوشش کامل تمامی سینه ادامه دهید. همین روند را برای سمت دیگر بدن تکرار کنید. در حالت دراز کش 

9- دراز کشیده و یک بالش کوچک یا حوله تا شده زیر شانه راست خود قرار دهید. دست راست خود را پشت سرتان ببرید. دست چپ را بر روی بخش فوقانی سینه راست قرار داده و با انگشتان و کف دست شروع به بررسی این بخش نمایید. لوسیون بدن می تواند برای تسهیل معاینه این بخش از بدن کمک کننده باشد.

10- سینه خود را به صورت صفحه ساعت در نظر بگیرید. از موقعیت ساعت 12 شروع کرده و با حرکات دایره ای کوچک به سمت ساعت 1 بروید. این کار را تا رسیدن مجدد به ساعت 12 ادامه دهید. انگشتان خود را به صورت مسطح و در تماس دائم با سطح سینه نگه دارید. پس از کامل شدن دایره، به اندازه 2.5 سانتی متر به سمت نوک سینه حرکت کرده و دایره دیگری را حول ساعت فرضی ایجاد کنید. تا پوشش کامل تمامی سینه این الگو را ادامه دهید. از بررسی بخش های بالایی و بیرونی که تا ناحیه زیر بغل گسترده شده اند، اطمینان حاصل کنید. 

11- انگشتان را مجددا به صورت صاف و مستقیما بر روی بالای نوک سینه قرار دهید. زیر ناحیه نوک سینه را از نظر وجود هرگونه تغییر بررسی کنید. به آرامی نوک سینه ها را به سمت داخل فشار دهید. این کار بایستی به آسانی انجام پذیرد. 

مراحل 9، 10 و 11 را بر روی سینه دیگر خود تکرار کنید. جالب توجه است که احتمال وجود تومورهای سرطانی در بخش های معینی از سینه نسبت به سایر بخش ها بیشتر است. در صورت تقسیم سینه به 4 قسمت، احتمال تقریبی سرطانهای سینه در هر بخش (به صورت پادساعتگرد) عبارت است از: - 41 درصد، یک چهارم بیرونی و فوقانی - 14 درصد، یک چهارم درونی و فوقانی - 5 درصد، یک چهارم درونی و تحتانی - 6 درصد، یک چهارم بیرونی و تحتانی - 34 درصد، در ناحیه پشت نوک سینه تقریبا نیمی از سرطانها در بخش بیرونی و فوقانی سینه به سمت زیر بغل رخ می دهد. برخی از پزشکان این ناحیه را «دُم» سینه نامیده و از بیماران زن خود درخواست می کنند تا این ناحیه را به دقت مورد معاینه قرار دهند. 

اقدامات لازم در صورت شناسایی توده در سینه در صورت تشخیص هرگونه تغییر جدید در سینه به پزشک و یا مامامراجعه کنید. شرایطی که توسط پزشک و یا ماما باید مورد بررسی قرار گیرد عبارتند از: - ناحیه کاملا متمایز از سایر بخش ها در هر دو سینه - توده یا ضخیم شدگی نزدیک یا در خود سینه، یا در ناحیه زیر بغل که در دوران قاعدگی نیز ادامه پیدا می کند - تغییر در اندازه، شکل یا حد فاصل بین سینه ها - جرم یا توده که ممکن است به اندازه یک نخود کوچک باشد - ناحیه مرمری مانند زیر پوست - تغییر در نوع لمس یا ظاهر پوست سینه یا نوک آن (گودی، چروک، پوست پوست شدن یا تورم) - مایع روشن یا خونی رنگ خارج شده از نوک سینه - قرمز شدن پوست در ناحیه نوک سینه یا خود سینه
Photo: ‎معاینه سینه را جدی بگیریم...

در مقابل آینه 

1- بالا تنه خود را لخت کرده و در اتاقی با نور کافی در برابر یک آینه بزرگ بایستید. به سینه های خود نگاه کنید. در صورتی که از نظر شکل یا اندازه با هم تفاوت دارند، نگران نباشید. سینه بیشتر زنان دارای این حالت است. با قرار دادن بازوی خود در پهلویتان به آرامی شروع
به بررسی هرگونه تغییر در اندازه، شکل، موقعیت یا پوست سینه نمایید. پوست سینه را از نظر تراکم، افتادگی، زخم یا تغییر رنگ به دقت بررسی کنید. نوک سینه ها را به دقت بازرسی کرده و به دنبال زخم، پوست پوست شدن یا تغییر جهت آنها باشید. 

2- سپس دستان خود را بر روی ران هایتان قرار داده و به شدت به سمت پایین فشار وارد کنید تا عضلات قفسه سینه در پشت سینه هایتان سفت گردد. به سمت دیگر بچرخید تا بتوانید بخشهای بیرونی تر سینه را نیز بررسی کنید. 

3- در این مرحله رو به سمت آینه خم شوید. شانه ها و آرنج خود را برای سفت کردن عضلات قفسه سینه بچرخانید. سینه هایتان به سمت جلو خواهند افتاد. تغییرات در اندازه و حد فاصل بین سینه ها را در این حالت بررسی کنید.

4- اکنون دستها را پشت سر قلاب کرده و به سمت جلو فشار وارد کنید. مجددا برای بررسی بخشهای بیرونی سینه بچرخید تا اشراف کامل بر روی آنها داشته باشید. بررسی مرز زیرین سینه ها را فراموش نکنید. ممکن است نیاز باشد برای دیدن این منطقه سینه های خود را بالا ببرید.

5- نوک سینه های خود را برای خروج مایع مورد بررسی قرار دهید. انگشت شست و اشاره خود را اطراف بافت نوک سینه قرار داده و به سمت بیرون بکشید. هرگونه خروج مایع را به دقت بررسی نمایید. این عمل را برای سینه دیگر نیز تکرار کنید. در زیر دوش 

6- اکنون زمان آن رسیده تا تغییرات موجود در سینه را احساس کنید. استفاده از آب و صابون جهت بررسی سینه ها می تواند کمک کننده باشد. وجود توده یا ضخیم شدگی را در ناحیه زیر بغل مورد بررسی قرار دهید. دست چپ را روی ران قرار داده و با دست راست زیر بغل ناحیه چپ بدن را احساس نمایید. کار را در سمت دیگر بدن نیز تکرار کنید. 

7- قسمت های فوقانی و تحتانی ترقوه را از جهت وجود توده یا هرگونه بخش ضخیم شده مورد معاینه قرار دهید. 

8- با دستان کف آلود، یکی از بازوها را پشت سر خود ببرید تا بافت سینه پراکنده گردد. از بخشهای مسطح انگشتان دست دیگر خود استفاده کرده و به آرامی بر روی سینه فشار وارد کنید. حرکت رو به بالا و رو به پایین را در راستای سینه از زیر سینه ها تا ترقوه انجام دهید. این الگوی حرکتی را تا پوشش کامل تمامی سینه ادامه دهید. همین روند را برای سمت دیگر بدن تکرار کنید. در حالت دراز کش 

9- دراز کشیده و یک بالش کوچک یا حوله تا شده زیر شانه راست خود قرار دهید. دست راست خود را پشت سرتان ببرید. دست چپ را بر روی بخش فوقانی سینه راست قرار داده و با انگشتان و کف دست شروع به بررسی این بخش نمایید. لوسیون بدن می تواند برای تسهیل معاینه این بخش از بدن کمک کننده باشد.

10- سینه خود را به صورت صفحه ساعت در نظر بگیرید. از موقعیت ساعت 12 شروع کرده و با حرکات دایره ای کوچک به سمت ساعت 1 بروید. این کار را تا رسیدن مجدد به ساعت 12 ادامه دهید. انگشتان خود را به صورت مسطح و در تماس دائم با سطح سینه نگه دارید. پس از کامل شدن دایره، به اندازه 2.5 سانتی متر به سمت نوک سینه حرکت کرده و دایره دیگری را حول ساعت فرضی ایجاد کنید. تا پوشش کامل تمامی سینه این الگو را ادامه دهید. از بررسی بخش های بالایی و بیرونی که تا ناحیه زیر بغل گسترده شده اند، اطمینان حاصل کنید. 

11- انگشتان را مجددا به صورت صاف و مستقیما بر روی بالای نوک سینه قرار دهید. زیر ناحیه نوک سینه را از نظر وجود هرگونه تغییر بررسی کنید. به آرامی نوک سینه ها را به سمت داخل فشار دهید. این کار بایستی به آسانی انجام پذیرد. 

مراحل 9، 10 و 11 را بر روی سینه دیگر خود تکرار کنید. جالب توجه است که احتمال وجود تومورهای سرطانی در بخش های معینی از سینه نسبت به سایر بخش ها بیشتر است. در صورت تقسیم سینه به 4 قسمت، احتمال تقریبی سرطانهای سینه در هر بخش (به صورت پادساعتگرد) عبارت است از: - 41 درصد، یک چهارم بیرونی و فوقانی - 14 درصد، یک چهارم درونی و فوقانی - 5 درصد، یک چهارم درونی و تحتانی - 6 درصد، یک چهارم بیرونی و تحتانی - 34 درصد، در ناحیه پشت نوک سینه تقریبا نیمی از سرطانها در بخش بیرونی و فوقانی سینه به سمت زیر بغل رخ می دهد. برخی از پزشکان این ناحیه را «دُم» سینه نامیده و از بیماران زن خود درخواست می کنند تا این ناحیه را به دقت مورد معاینه قرار دهند. 

اقدامات لازم در صورت شناسایی توده در سینه در صورت تشخیص هرگونه تغییر جدید در سینه به پزشک و یا مامامراجعه کنید. شرایطی که توسط پزشک و یا ماما باید مورد بررسی قرار گیرد عبارتند از: - ناحیه کاملا متمایز از سایر بخش ها در هر دو سینه - توده یا ضخیم شدگی نزدیک یا در خود سینه، یا در ناحیه زیر بغل که در دوران قاعدگی نیز ادامه پیدا می کند - تغییر در اندازه، شکل یا حد فاصل بین سینه ها - جرم یا توده که ممکن است به اندازه یک نخود کوچک باشد - ناحیه مرمری مانند زیر پوست - تغییر در نوع لمس یا ظاهر پوست سینه یا نوک آن (گودی، چروک، پوست پوست شدن یا تورم) - مایع روشن یا خونی رنگ خارج شده از نوک سینه - قرمز شدن پوست در ناحیه نوک سینه یا خود سینه‎
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 4:22  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

وقتی کلیه ها پروتئین دفع می کنند.

کلیه یکی از مھم ترین اندام ھای درونی بدن انسان است. اکثر اعضای بدن برای عملکرد مطلوب وابسته به کلیه ھا ھستند، بنابراین عملکرد مناسب این عضو حیاتی برای ما بسیار مھم است. یکی از مشکلاتی که برخی افراد با آنروبه رو ھستند، دفع پروتئین است.

کلیه ھا در بدن وظایف بسیار مھمی بر عھده دارند؛ از جمله شرکت در فعالیت خون سازی بدن، تنظیم متابولیسم ویتامین D .، دخالت در متابولیسم کلسیم و سیستم استخوانی، کنترل سیستم اسید و باز بدن و دفع سموم.

این صافی باعث می شود مواد .برای دفع سموم بدن، خون از گلومرول کلیه ھا کھ نقش صافی را دارند، عبور می کند ضروری برای اعضای مختلف بدن، بازجذب شده و در عین حال، سموم و مواد زائد دفع شوند

زمانی که کلیه دچار اختلال می شود، موادی که در حالت عادی نباید از صافی گلومرول ھا رد شوند مثل پروتئین ھا، از آنھا عبور کرده و برعکس بازجذب مواد لازم مختل می گردد. البته در حد خیلی کم ( کمتر از ١۵٠ میلی گرم در ٢۴ ساعت) بعضی از انواع پروتئین ھا ، می توانند در ادرار دیده شوند و طبیعی است

.فردی که مشکل پروتئین اوری (دفع پروتئین در ادرار) دارد، دفع پروتئین در ادرارش به طور غیرعادی انجام می شود.

پروتئین اوری می تواند نشانه خیلی مھم از بیماری ھای زمینه ای کلیه باشد. در واقع بھتر است بگوییم پروتئین اوری بیماری نیست، بلکه نشانه ای مھم است کھ ممکن است به دلیل سوءاثر برخی داروھا بر کلیه یا در جریان برخی بیماری ھای عفونی به وجود آید. در اثر دیابت و فشار خون ھم ممکن است پروتئین اوری پیدا شود.

به طور کلی پروتئین اوری موردی است که نباید به راحتی از کنارش گذشت و مراجعه به پزشک و انجام آزمایشات و معاینات در این مواقع لازم است

اولین قدم در معاینات این است که ثابت شود بیمار پروتئین اوری دارد یا نه.

 این مورد با آزمایش ادرار معمولی مشخص می شود. پس از آن باید مشخص کنیم که میزان دفع پروتئین در ٢۴ ساعت چقدر است و نوع آن را مشخص کنیم.


اگر فرد پروتئین اوری پیدا کند و حجم پروتئین دفعی زیادتر از حد مشخص باشد،

.جایگزینی این پروتئین برای بدن مشکل می شود.

خوب است بدانیم پروتئین ھا مولکول ھایی ھستند که در داخل رگ ھا ایجاد فشار اسمزی می کنند و با این کار باعث میشوند که آب از درون رگ به درون بافت ھا نشت پیدا نکند.

به ھمین دلیل یکی از نشانھ ھای پروتئین اوری، نشت آب به خارج از عروق است که این مورد را به صورت ورم میتوانیم ببینیم. این حالت (اِدِم) در قسمت ھایی کھ پوست شل است، مانند زیر چشم، سریع تر ایجاد می شود. در این شرایط ادم اندام ھا به وجود می آید، به صورتی که اگر فرد انگشتر دست می کند، برایش تنگ می شود.

البته ھر ورمی نشانه بیماری کلیوی نیست. خیلی از بیماران ھنگام مراجعه به 
پزشک بھ دلیل ورم دست و پا نگرانبیماری کلیوی ھستند. ولی این طور نیست که ھر کسی با وجود ورم زیر چشم، لزوما پروتئین اوری داشته باشد


افراد باید حتما ھر ۶ ماه یک بار به پزشک مراجعه کنند و آزمایشات لازم را انجام دھند، اما چنانچه فردی

 دچارعلائمی نظیر پرادراری، سوزش ادرار، تکرر ادرار و خون ادراری شد، باید فورا به پزشک مراجعه کند.


مصرف پروتئین راه حل نیست.

گاھی مردم تصور می کنند با مصرف پروتئین می توانند این مشکل را رفع کنند. اما قضیه این گونه نیست. پروتئینی که در ادرار دفع می شود، می تواند در بافت ھای گلومرول خسارات برگشت ناپذیری ایجاد کند و موجب از بین رفتن عملکرد طبیعی کلیه ھا شود. بنابراین خوردن پروتئین کاری اشتباه است و باید برای درمان، به دستورات پزشک متخصص عمل شود.

مواردی مانند عفونت ادراری و سنگ کلیھ علائمی دارند، ولی پروتئین اوری نشانه ای است که بیمار در مراحل اولیه متوجه آن نمی شود. نشانه ھای اولیه ممکن است پرادراری، بیدار شدن در شب برای دفع ادرار و ادم اندام ھا باشد.

.پس از تشخیص بیماری ممکن است توسط پزشک رژیم غذایی خاصی تجویز شود.

البته ممکن است برای تشخیص دقیق بیماری نیاز به نمونه برداری از کلیه نیز وجود داشته باشد، زیرا ھر بیماری کلیه درمان و داروی خاص خود را دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 7:36  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

آفت نوعی از زخم‌های دهان محسوب می‌شود. برخی اصطلاحات متداول که برای این زخم‌ها به کار می‌رود عبارتند از: زخم‌های کوچک راجعه آفتی و نیز استوماتیت آفتی راجعه.
علت ایجاد آفت چیست؟
مکانیسم دقیق ایجاد آفت هنوز به درستی روشن نیست. ولی به نظر می‌رسد واکنش‌های ایمنی بدن بیمار در ایجاد آن دخیل باشد. زخم‌های آفتی وقتی ایجاد می‌شوند که به دلایل نامشخص سیستم ایمنی بیمار وجود یک مولکول ناشناخته را اعلام می‌دارد. حضور این مولکولها باعث حمله لنفوسیت‌ها خواهد شد. (همانند حمله همین سلولها به بافت پیوند شده به بیمار). نتیجه این فرآیند پیدایش زخم‌های آفتی خواهد بود.
چه عواملی باعث پیدایش آفت دهان می‌شوند؟
عوامل مختلفی باعث پیدایش زخم‌های آفتی می‌شوند. هر یک یا ترکیبی از این موارد می‌تواند در پیدایش زخم‌های آفتی نقش داشته باشد:
1 - استرس‌های روحی روانی(مثلاًافزایش زخم‌های آفتی نزدیک امتحانات دانشجویان)
2 - کمبودهای ویتامینی (مثلاً کمبود ویتامین‌های B1, B2, B6, Bو C)
3 - کمبود سایر مواد تغذیه‌ای: مثل کمبود روی, اسید فولیک, آهن, کلسیم, سلنیم
4 - آلرژی (حساسیت): مثلاً آلرژی‌های غذایی(مثل آلرژی به گلوتن و یا میوه‌هائی مثل لیمو, پرتقال, سیب, گوجه‌فرنگی و یا توت‌فرنگی, پنیر و سایر لبنیات, شکلات, گردو)و یا, افزودنی‌های خوراکی(مثل سینامون آلدئید و یا بنزوئیک اسید)و یا سایر مواد مثل آدامس, مواد دندانپزشکی, داروها و غیره 
5 - تغییرات هورمونی: مثلاً افزایش زخم‌های آفتی در خانمها در زمان عادت ماهیانه و یا کاهش زخمهای آفتی در دوران بارداری
6 - مسائل ژنتیکی: شیوع بیشتر آفت در فرزندان بیماران مبتلا در مقایسه با افراد سالم 
7 - عوامل عفونی
8 - شرایط پزشکی خاص و بیماریهای مشخص مثل اختلال عمل نوتروفیلی, بیماری بهجت, بیماری التهابی روده, بیماری سیلیاک و کراون و بیماران مبتلا به ایدز
9 - خمیر دندانها یا دهانشویه‌های حاوی سدیم لوریل سولفات (SLS)
10 - تروما یا آسیب به مخاط دهان (مثلاً تحریک مخاط در اثر یک دندان تیز یا بعضی غذاها)
داروها: مثل داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی, بتابلاکرها, داروهای شیمی‌ درمانی که همگی ارتباطی با بروز آفت‌های دهان دارند.
درمان آفت دهان
هرچند درمان قطعی برای آفت وجود ندارد ولی روشهایی هست که در کاهش مدت زمان حضور زخم و نیز کاهش درد و ناراحتی بیمار مؤثر است.
1- استفاده از خمیردندانهایی که حاوی سدیم لوریل‌سولفات نباشند.
2- استفاده از محصولاتی که مثل Orabase با ایجاد یک لایه محافظ روی زخم‌ها مانع تحریک آنها توسط عوامل محیطی می‌شوند.
3- محصولات بی‌حس کننده موضعی (مثل لیدوکائین, بنزوکائین)
4- داروهای ضدباکتریایی (مثل سولفات مس و ...)
5- داروهایی که سطح زخم‌های آفتی را شستشو می‌دهند (مثل پراکسید هیدروژن و کار با میدپراکسید)
6- ترکیب شیر منیزی و دیفن‌هیدرامین با نسبت مساوی 4 تا 6 بار در روز
7- داروهای گیاهی: برخی عصاره‌های گیاهی باعث تخفیف علائم بیماران آفتی می‌شوند
8- مصرف مرتب وروزانه ماست که محتوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس باشد
9- کاهش عوامل آسیب زننده(تروماتیک) دهان مثل دندانهای شکسته, جرم زیاد, پرکردگی‌های تیز و ...
10- رعایت بهداشت دهان به صورت دقیق و منظم
11- عدم مصرف غذاهایی که ایجاد آفت را تشدید می‌نمایند. (مثل غذاهای آلرژیک)
12- درصورت کمبود تغذیه‌ای بایستی مکمل مولتی‌ویتامین مصرف شود.
13- عدم مصرف غذاها و مایعات محرک مثل آب‌لیمو یا رب‌گوجه‌ و ...
14- کاهش استرس
15- داروهای ضدالتهابی که توسط پزشک تجویز می‌شوند: مثل آفتازولAphthasol, Kenalog in orabase که همان تریامسینولون استوناید بوده و به نام تجاری Adcortyl در بازار ایران وجود دارد.
16- داروهای مهارکننده کلاژناز مثل تتراسایکلین و Peridex یا کلرهگزیدین گلوکانات .درمان با کلرهگزیدین می‌تواند سرعت بهبود زخم‌های آفتی را بهبود بخشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 0:23  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

طبابت حرفه‌ای است که تمام عواطف، احساسات و زندگی آدمی را تحت‌تاثیر خودش قرار می‌دهد و در زندگی شخصی او تغییراتی ایجاد می‌کند. تردیدی ندارم که بهترین زمان در طبابت موقعی است که بیماری را درمان می‌کنیم و سلامت او را بازمی‌گردانیم. زمانی که رضایت او در گفتار و کردارش دیده می‌شود، عالی‌ترین لحظه برای هر پزشک است. همان‌طور که بهترین لحظات، زمانی است که بیماری را از مرگ نجات می‌دهیم، بدترین لحظات نیز زمانی است که با وجود تلاش و زحمات زیادی که می‌کشیم، بیداری‌های مختلفی داریم و لحظات پراسترس را پشت‌سر می‌گذاریم، متاسفانه بیمار از دست می‌رود. هر بیماری که از دست می‌دهیم، یک تکه از روح و بدنمان را ‌کنده و با خود می‌برد. این بدترین و دردناک‌ترین لحظات زندگی ماست. مردم شاید این را متوجه نشوند، ولی باید بدانند که طبیب همان‌طور که در شادی آنان شریک است، در غم آنان نیز شراکت خواهد داشت.

حرفه پزشکی چیزهای بسیاری به من داده و در عوض چیزی هم از من نگرفته است. ساعات بی‌شمار و روزها و شب‌های بی‌شماری که اگر در حرفه دیگری بودیم در آسایش بیشتری زندگی می‌کردیم، اما به‌عنوان پزشک باید در ساعت‌هایی که دیگران استراحت می‌کنند، به دیگران خدمت کنیم، ولی من از همه این لحظات هم لذت بردم. بنابراین می‌گویم طب همه چیز به من داده و چیزی از من نگرفته است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 23:33  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

سوال :برای شیرخواران شش ماه به بالا که هنوز تا صبح چندین مرتبه بیدار میشوند چه باید کرد؟!
شیردهی شبانه برای کودکی که غذاخور شده است از شش تا 9 ماهگی به یکبار در شب بایستی کاهش پیدا کرده و تا یکسالگی کلا حذف گردد. اگر هر بار که کودک بیدار میشود شیر به او بدهیم به مرور این مساله بیشتر و بیشتر شده و حتی روی غذا خوردن کودک تاثیر میگذارد.

1. به کودک خود اطمینان بدهید که در کنار او هستید. ولی به او بفهمانید که اکنون زمان خواب است.
2.علت گریه کودک را تشخیص دهید. گریه مداوم همراه با جیغ که مثل موج فراز و نشیب دارد که فقط برای جلب توجه میباشد یا گریه ای آهسته و پر از ناله که نشانه درد و ناراحتیست وحتما باید به پزشک مراجعه شود.
راه حل:
-سریع عکس العمل نشان ندهید.نوع گریه راتشخیص دهید.
-چراغ را روشن نکنید و با وی حرف نزنید حتی به چشمهای او نگاه نکنید.اندکی پشت بچه را ماساژ دهید و با صدای ش ش ش او را ارام کنید.
-اگر دوباره بیدار شد دو برابر دفعه قبل صبر کنید و بعد دوباره همان کارها را انجام دهید.
- هر بار که گریه میکند دوبرابر دفعه قبل درنگ کنید هرچند که واکنش به گریه او امری غریزیست و مقاومت در برابر آن کاریست دشوار.
- پشتکار داشته باشید بالاخره پیام شما را دریافت خواهد کرد و پس از یکهفته متوجه تغییرات خواهید شد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 7:18  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

در واقع لکنت عبارت است از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد. در اینجامعمولا همراه با تلاش برای بیان درست کلمات، تغییراتی نیز در سر گردن به شکل پلک زدن، شکلک در آوردن، لرزش فک، لبها و یا کج کردن سر دیده می شود.

لکنت از چه زمانی شروع می شود؟
شروع لکنت به طور شایع در سنین 7 – 2 سالگی می باشد.معمولا بعد از 12 سالگی ابتلابه لکنت زبان دیده نمی شود، مگر در مواردیکه سانحه مغزی جدی اتفاق افتاده باشد. 
چرا کودک من لکنت دارد؟

متغیرهایی شامل عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی که روی هم تاثیر متقابل دارند به وجود می آید. بعضی کودکان برای ابتلا به لکنت زمینه آسیب پذیری موروثی دارند. اضطراب و تنش، باعث تشدید لکنت می شود ولی به نظر نمی رسد که در ایجاد آن نقشی داشته باشد. 

برای کمک به کودک، ما به عنوان والدین چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟

با آرامش کامل به آنچه کودک می گوید گوش دهید نه به اینکه چگونه می گوید.

بگذارید خودش حرفش را تمام کند، شما جمله او را کامل نکنید.

هنگام صحبت کردن با او تماس چشمی داشته باشید.

کودک زمانی که خودش آغاز به صحبت می کند، راحت تر از زمانی است که از او سوالی پرسیده می شود، پس برای اینکه خودبخود سر صحبت را باز کند، با او در مورد فعالیتهایی که به آن ها علاقه مند است صحبت کنید و در فواصل چند لحضه سکوت کنید و در فواصل چند لحظه سکوت کنید تا اگر مطلبی دارد بیان کند.

برای پاسخ دادن به سوال به کودک فشار نیاورید.

پس از اینکه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به کار بردن تعدادی از لغات خودش به او پاسخ دهید.

هرگز هنگام صحبت کوکدک از عباراتی چون زودباش، الان صحبت نکن کار دارم استفاده نکنید.

هرگز به او نگوییدکه چه کار کند تا لکنت نداشته باشد. عباراتی نظیر یواش، آهسته، نفس عمیق بکش، آرام تر صحبت کن از این قبیلند.

حداکثر روزی 15 دقیقه را به صحبت آرام با کودک اختصاص دهید. مثلا برای او کتاب بخوانید.

کودک را در فعالیت هایی که به خوبی از عهده آن ها بر می آید شرکت دهید و توانایی های او را تشویق کنید.

کودکانی که لکنت دارند، معمولا وقتی در گروه قرار می گیرند و همراه سایرین مطالبی را بیان می کنند یا شعر یا آوازی را از بر می خوانند، مشکلی ندارند، این موقعیت ها را برای کودک فراهم کنید.

کودک را در بهترین شرایط بدنی نگه دارید، بیماری جسمی به احتمال زیاد باعث افزایش لکنت می شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 6:5  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 


مهم ترين عواملي که مي توانند بر رشد کودک تأثير بگذارند عبارتند از :

1) عامل وراثت ( ژنتيک ) _ عامل ژنتيک مهم ترین عامل موثر در رشد است زيرا علاوه بر سرعت رشد ، حد نهايي رشد را نيز تعيين مي کند بنابراين براي قضاوت در مورد اندازه هاي بدن يک کودک بايد جثه والدين و ساير افراد فامیل را در نظر گرفت .
2) وزن هنگام تولد
3) تغذيه : کيفيت و کميت تغذيه به ويژه در ماه هاي اول زندگي تأثير زيادي در رشد و تکامل کودک دارد .
4) بيماري هاي مزمن : در برخي به دليل افزايش سوخت و ساز بدن ، حتي اگر مواد غذايي به مقدار کافي در اختيار کودک قرار داده شود باز هم رشد کافي و مناسبي پيدا نخواهد کرد.
5) هورمون ها : هورمون تيروئيد از زمان زندگي داخل رحمي در رشد جنين تأثير دارند که اين اثر تا سال هاي بعد هم پايدار هستند . بعد از حدود 5/1 سالگي هورمون رشد بر رشد کودک موثر است و در سن بلوغ و زمان " جهش رشد " هورمون هاي جنسي بيشترين اثر را بر رشد مي گذارند.
6) عوامل محيطی
7) مسايل عاطفي ، رواني
8) عوامل بهداشتي ( از جمله واکسيناسيون ) و عوامل اجتماعي
Photo: ‎عوامل موثر بر رشد

مهم ترين عواملي که مي توانند بر رشد کودک تأثير بگذارند عبارتند از :

1)    عامل وراثت ( ژنتيک ) _ عامل ژنتيک مهم ترین عامل موثر در رشد است زيرا علاوه بر سرعت رشد ، حد نهايي رشد را نيز تعيين مي کند بنابراين براي قضاوت در مورد اندازه هاي بدن يک کودک بايد جثه والدين و ساير افراد فامیل را در نظر گرفت .
2)    وزن هنگام تولد
3)    تغذيه : کيفيت و کميت تغذيه به ويژه در ماه هاي اول زندگي تأثير زيادي در رشد و تکامل کودک دارد .
4)    بيماري هاي مزمن : در برخي به دليل افزايش سوخت و ساز بدن ، حتي اگر مواد غذايي به مقدار کافي در اختيار کودک قرار داده شود باز هم رشد کافي و مناسبي پيدا نخواهد کرد.
5)    هورمون ها : هورمون تيروئيد از زمان زندگي داخل رحمي در رشد جنين تأثير دارند که اين اثر تا سال هاي بعد هم پايدار هستند . بعد از حدود 5/1 سالگي هورمون رشد بر رشد کودک موثر است و در سن بلوغ و زمان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 6:3  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

زردی یکی از بیماری‌های شایع نوزادان است، به طوری که نیمی از نوزادان سالم و 80 درصد نوزادان نارس به درجاتی دچار زردی شده و باعث نگرانی و تشویش والدین خود در نخستین روزها و هفته‌های عمرمی‌شوند.

اماچرا نوزادان به زردی مبتلا می‌شوند و نشانه‌ها و روش‌های درمان آن چیست؟ هموگلوبین موجود در گلبول‌های قرمز بدن ما در نهایت تبدیل به رنگدانه زردرنگی به نام «بیلی روبین» می‌شود که کبد مسئول دفع این ماده از طریق صفرا به خارج از بدن است. 

بالا بودن میزان بیلی روبین خون می‌تواند ارثی یا نشانه‌ای از بیماری‌های کبدی باشد. بتدریج و با افزایش عدد «بیلیروبین» مناطق دیگر پوست مانند شکم و اندامها زرد میشود. بنابراین تشخیص زردی بر اساس مشاهده زردی در پوست و چشمان نوزاد است.


زردی از شیر مادر

گاهی زردی ناشی از شیر مادر است که در هفته اول تولد نوزاد ایجاد شده و به علت کم بودن شیر مادر و تغذیه ناکافی نوزاد به وجود میآید. این نوع زردی ربطی به ترکیبات شیر مادر ندارد، در این نوع زردی درمان براساس تغذیه مکرر و بیشتر شیر مادر است. البته در مواردی زردی مربوط به ترکیبات نامطلوب در شیر مادر است که پس از هفته اول ایجاد می‌شود و تشخیص این نوع زردی فقط با مشاوره با پزشک متخصص اطفال امکانپذیر است.

زردی ناشی از ناسازگاریهای خون

گاهی نیز زردی ناشی از ناسازگاریهای خون است و در صورت تطابق نداشتن گروه خونی مادر و نوزاد این نوع زردی به وجود میآید. به طور معمول در مادرانی که گروه خونی O دارند، اگر نوزادشان گروه خونی A یا B داشته باشد، احتمال این نوع زردی وجود دارد. البته این حالت در تمامی مادران که گروه خونی O دارند اتفاق نمیافتد. 

این نوع زردی شدید بوده و حتما از سوی متخصص اطفال نیاز به بستری و درمان دارد.البته در موارد دیگر نیز زردی ناشی از RH است یعنی در صورتی که RH مادر (فاکتور موجود در گلبول قرمز خون) منفی و RH نوزاد مثبت باشد، احتمال ایجاد این نوع زردی وجود دارد. هم‌اکنون با تزریق آمپول «روگام» از ایجاد این نوع زردی در حاملگی بعدی جلوگیری میکنند.

فاویسم یا زردی ناشی از پرخونی

این نوع زردی معمولا در نوزادانی که مادران‌شان دیابتی یا نوزادان دچار تاخیر رشد داخل رحمی در زمان بارداری باشند، دیده میشود که این زردی به ویزیت متخصص و درمان نیازدارد. زردی ناشی از کم‌کاری تیروئید نیز وجود دارد که این نوع زردی به علت کاهش هورمون تیروئید در بدن نوزاد ایجاد میشود و با تشخیص بموقع و درمان کمکاری تیروئید میتوان این نوع زردی را معالجه کرد.

عوامل خطرساز

اما از میان علل بروز زردی که بگذریم، وزن کم نوزاد در زمان تولد، نارس بودن، جنس پسر، نوزاد مادر دیابتی، سابقه زردی در نوزاد اول، عدم تطابق گروه خونی و RH مادر و نوزاد، تغذیه ناکافی نوزاد بخصوص در روزهای اول زایمان به روش سزارین همگی از عواملی است که میتواند خطر بروز زردی در نوزادان را بیشتر کند.

زردی و عوارضش

«در صورتی که مقدار بیلیروبین از حد مجاز تجاوز کند ممکن است عوارض جبرانناپذیری برای نوزاد در پی داشته باشد. ازجمله آنها، عوارض مغزی شنوایی است.» هر نوزاد زرد باید حتما از سوی پزشک اطفال ویزیت و معاینه شود و در صورت صلاحدید پزشک آزمایش بیلیروبین خون انجام و براساس آن تصمیمگیری بر اساس درمان انجام میشود.

چه موقع درمان انجام میشود؟

در مورد درمان زردی تاکید متخصصان اطفال به تمام خانواده ها این است که ظاهر نوزاد ملاکی برای تشخیص زردی نیست و در صورت احتمال زردی مراجعه به پزشک الزامی است. با این حال به یکی از اصول درمان استفاده از لامپهای مخصوص به نام لامپ فتوتراپی است.
طول موج این لامپ نور سفید است که با مکانیسمهای پیچیدهای سبب کاهش زردی میشود. البته این متخصص اطفال توصیه میکند که بهتر است فتوتراپی در بیمارستان و تحت نظر کادر درمان انجام شود تا از عوارض احتمالی پیشگیری شود.

نورهای مهتابی کمترین نقشی ندارند

«نور آفتاب یا نور مهتابی‌های معمولی هیچگونه تاثیری در کاهش زردی و درمان آن ندارد. همچنین در مورد نوع تغذیه مادر، مصرف غذاهای گرم مانند ادویه یا خرما تاثیری در زردی نوزاد ندارد.»

تنها عامل موثر در کاهش زردی تغذیه مکرر نوزاد با شیر مادر و افزایش دفع ادرار نوزاد است. البته در زردی شیر مادر، پزشک ممکن است استفاده از شیر مادر را به طور موقت قطع و شیر خشک را جایگزین کند، اما ترنجبین و شیر خشت بیشتر سبب افزایش دفع مدفوع شده و تاثیر بسزایی در کاهش میزان زردی ندارد و هیچ گاه نباید نوزاد را صرفا با این مواد تحت درمان قرار داد و حتما باید با پزشک مشاوره شود.

پیشگیری کنید

راه پیشگیری نیز تغذیه مکرر نوزاد با شیر مادر پس از تولد است. حتی در روزهای اول تولد که شیر مادر کم است نیز تغذیه مکرر نوزاد در پیشگیری از زردی موثر است. در انتخاب رنگ لباس نوزاد هم از طیف زرد استفاده نشود، چون تشخیص زردی را از سوی والدین به تاخیر میاندازد.

تغذیه مادران باردار اهمیت دارد؟

نقش واقعی نوع تغذیه مادر در دوران بارداری بر روی زردی نوزاد آینده وی به اثبات نرسیده است ولی در مجموع پیشنهاد می شود مادران از زیاده روی در خوردن غذا های گرم بپرهیزند و همچنین با دریافت کالری و ریز مغذی های لازم احتمال تولد نوراد نارس و وزن کم نوزاد را به حد اقل برسانند.

نوزاد را حجامت کنیم؟

اما در مورد انجام حجامت در نوزاد برای کاهش زردی، به هیچ عنوان این کار توصیه نمیشود. چون به گفته عضو هیات علمی دانشگاه شاهد، حجامت برای افراد بزرگسال کاربرد دارد،ولی در نوزادان با عوارض زیادی همراه است، اما دکتر رفعتی به این نکته هم اشاره میکند که تعویض خون در صورتی که میزان بیلیروبین از حد مجاز بالاتر باشد، با تشخیص پزشک انجام میشود.

چون تعویض خون عارضه خاصی برای نوزاد در پی ندارد، اما انجام ندادن آن عوارض جبرانناپذیری مانند عقبماندگی ذهنی یا کاهش شنوایی یا سایر عوارض عصبی را احتمالا به دنبال خواهد داشت.
Photo: ‎زردی یکی از بیماری‌های شایع نوزادان است، به طوری که نیمی از نوزادان سالم و 80 درصد نوزادان نارس به درجاتی دچار زردی شده و باعث نگرانی و تشویش والدین خود در نخستین روزها و هفته‌های عمرمی‌شوند.

اماچرا نوزادان به زردی مبتلا می‌شوند و نشانه‌ها و روش‌های درمان آن چیست؟ هموگلوبین موجود در گلبول‌های قرمز بدن ما در نهایت تبدیل به رنگدانه زردرنگی به نام «بیلی روبین» می‌شود که کبد مسئول دفع این ماده از طریق صفرا به خارج از بدن است. 

بالا بودن میزان بیلی روبین خون می‌تواند ارثی یا نشانه‌ای از بیماری‌های کبدی باشد. بتدریج و با افزایش عدد «بیلیروبین» مناطق دیگر پوست مانند شکم و اندامها زرد میشود. بنابراین تشخیص زردی بر اساس مشاهده زردی در پوست و چشمان نوزاد است.


زردی از شیر مادر

 گاهی زردی ناشی از شیر مادر است که در هفته اول تولد نوزاد ایجاد شده و به علت کم بودن شیر مادر و تغذیه ناکافی نوزاد به وجود میآید. این نوع زردی ربطی به ترکیبات شیر مادر ندارد، در این نوع زردی درمان براساس تغذیه مکرر و بیشتر شیر مادر است. البته در مواردی زردی مربوط به ترکیبات نامطلوب در شیر مادر است که پس از هفته اول ایجاد می‌شود و تشخیص این نوع زردی فقط با مشاوره با پزشک متخصص اطفال امکانپذیر است.

زردی ناشی از ناسازگاریهای خون

گاهی نیز زردی ناشی از ناسازگاریهای خون است و در صورت تطابق نداشتن گروه خونی مادر و نوزاد این نوع زردی به وجود میآید. به طور معمول در مادرانی که گروه خونی O دارند، اگر نوزادشان گروه خونی A یا B داشته باشد، احتمال این نوع زردی وجود دارد. البته این حالت در تمامی مادران که گروه خونی O دارند اتفاق نمیافتد. 

این نوع زردی شدید بوده و حتما از سوی متخصص اطفال نیاز به بستری و درمان دارد.البته در موارد دیگر نیز زردی ناشی از RH است یعنی در صورتی که RH مادر (فاکتور موجود در گلبول قرمز خون) منفی و RH نوزاد مثبت باشد، احتمال ایجاد این نوع زردی وجود دارد. هم‌اکنون با تزریق آمپول «روگام» از ایجاد این نوع زردی در حاملگی بعدی جلوگیری میکنند.

فاویسم یا زردی ناشی از پرخونی

 این نوع زردی معمولا در نوزادانی که مادران‌شان دیابتی یا نوزادان دچار تاخیر رشد داخل رحمی در زمان بارداری باشند، دیده میشود که این زردی به ویزیت متخصص و درمان نیازدارد. زردی ناشی از کم‌کاری تیروئید نیز وجود دارد که این نوع زردی به علت کاهش هورمون تیروئید در بدن نوزاد ایجاد میشود و با تشخیص بموقع و درمان کمکاری تیروئید میتوان این نوع زردی را معالجه کرد.

عوامل خطرساز

اما از میان علل بروز زردی که بگذریم، وزن کم نوزاد در زمان تولد، نارس بودن، جنس پسر، نوزاد مادر دیابتی، سابقه زردی در نوزاد اول، عدم تطابق گروه خونی و RH مادر و نوزاد، تغذیه ناکافی نوزاد بخصوص در روزهای اول زایمان به روش سزارین همگی از عواملی است که میتواند خطر بروز زردی در نوزادان را بیشتر کند.

زردی و عوارضش

«در صورتی که مقدار بیلیروبین از حد مجاز تجاوز کند ممکن است عوارض جبرانناپذیری برای نوزاد در پی داشته باشد. ازجمله آنها، عوارض مغزی شنوایی است.» هر نوزاد زرد باید حتما از سوی پزشک اطفال ویزیت و معاینه شود و در صورت صلاحدید پزشک آزمایش بیلیروبین خون انجام و براساس آن تصمیمگیری بر اساس درمان انجام میشود.

چه موقع درمان انجام میشود؟

در مورد درمان زردی تاکید متخصصان اطفال به تمام خانواده ها این است که ظاهر نوزاد ملاکی برای تشخیص زردی نیست و در صورت احتمال زردی مراجعه به پزشک الزامی است. با این حال به  یکی از اصول درمان استفاده از لامپهای مخصوص به نام لامپ فتوتراپی است.
طول موج این لامپ نور سفید است که با مکانیسمهای پیچیدهای سبب کاهش زردی میشود. البته این متخصص اطفال توصیه میکند که بهتر است فتوتراپی در بیمارستان و تحت نظر کادر درمان انجام شود تا از عوارض احتمالی پیشگیری شود.

نورهای مهتابی کمترین نقشی ندارند

«نور آفتاب یا نور مهتابی‌های معمولی هیچگونه تاثیری در کاهش زردی و درمان آن ندارد. همچنین در مورد نوع تغذیه مادر، مصرف غذاهای گرم مانند ادویه یا خرما تاثیری در زردی نوزاد ندارد.»

تنها عامل موثر در کاهش زردی تغذیه مکرر نوزاد با شیر مادر و افزایش دفع ادرار نوزاد است. البته در زردی شیر مادر، پزشک ممکن است استفاده از شیر مادر را به طور موقت قطع و شیر خشک را جایگزین کند، اما ترنجبین و شیر خشت بیشتر سبب افزایش دفع مدفوع شده و تاثیر بسزایی در کاهش میزان زردی ندارد و هیچ گاه نباید نوزاد را صرفا با این مواد تحت درمان قرار داد و حتما باید با پزشک مشاوره شود.

پیشگیری کنید

راه پیشگیری نیز تغذیه مکرر نوزاد با شیر مادر پس از تولد است. حتی در روزهای اول تولد که شیر مادر کم است نیز تغذیه مکرر نوزاد در پیشگیری از زردی موثر است. در انتخاب رنگ لباس نوزاد هم از طیف زرد استفاده نشود، چون تشخیص زردی را از سوی والدین به تاخیر میاندازد.

تغذیه مادران باردار اهمیت دارد؟

نقش واقعی نوع تغذیه مادر در دوران بارداری بر روی زردی نوزاد آینده وی به اثبات نرسیده است ولی در مجموع پیشنهاد می شود مادران از زیاده روی در خوردن غذا های گرم بپرهیزند و همچنین با دریافت کالری و ریز مغذی های لازم احتمال تولد نوراد نارس و وزن کم نوزاد را به حد اقل برسانند.

نوزاد را حجامت کنیم؟

اما در مورد انجام حجامت در نوزاد برای کاهش زردی، به هیچ عنوان این کار توصیه نمیشود. چون به گفته عضو هیات علمی دانشگاه شاهد، حجامت برای افراد بزرگسال کاربرد دارد،ولی در نوزادان با عوارض زیادی همراه است، اما دکتر رفعتی به این نکته هم اشاره میکند که تعویض خون در صورتی که میزان بیلیروبین از حد مجاز بالاتر باشد، با تشخیص پزشک انجام میشود.

 چون تعویض خون عارضه خاصی برای نوزاد در پی ندارد، اما انجام ندادن آن عوارض جبرانناپذیری مانند عقبماندگی ذهنی یا کاهش شنوایی یا سایر عوارض عصبی را احتمالا به دنبال خواهد داشت.‎
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 6:1  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

چه زماني عمل برداشتن لوزه انجام مي گيرد؟
مواردي كه عمل لوزه با صلاحديد پزشك مربوط ممكن است انجام شود، عبارت است از

1-عونتهاي حاد چركي تكرار شونده لوزه ها

2- هر عفونت با تب بالا در لوزه بچه ها كه منجر به تشنج شود.

3- عفونتهاي مزمن لوزه كه به درمانهاي دارويي جواب ندهد.

4- بوي بد دهان كه به علت مشكلات معده و دنداني نباشد.

5-بزرگي يك طرفه لوزه مشكوك به بدخيمي

6- آبسه اطراف لوزه.

7- بزرگي لوزه ها در اثر عفونتهاي باكتريال كه به درمان طبي پاسخ نداده و انسداد راه هوايي حاد ايجاد كند.

8- وقفه تنفسي هنگام خواب و تنفس با دهان باز در شبها

9- بزرگي لوزه ها در حدي كه در خط وسط به هم برسند.

10- اختلال در اكسيژن رساني به سبب انسداد راه هوايي ناشي از بزرگي لوزه ها كه به عوارض ريوي بينجامد.

11- اختلال در ر شد عمومي به خصوص در بچه ها

12- اختلال در گفتار ناشي از بزرگي لوزه ها و آدنوئيد

13- اختلال در رشد استخوانهاي فك و صورت به علت تنفس در دهاني طولاني مدت در بچه ها.

14- لوزه ها حفره حفره كه باعث گير كردن مواد غذايي در داخل آنها شود.
Photo: ‎چه زماني عمل برداشتن لوزه انجام مي گيرد؟
مواردي كه عمل لوزه با صلاحديد پزشك مربوط ممكن است انجام شود، عبارت است از

1-عونتهاي حاد چركي تكرار شونده لوزه ها

2- هر عفونت با تب بالا در لوزه بچه ها كه منجر به تشنج شود.

3- عفونتهاي مزمن لوزه كه به درمانهاي دارويي جواب ندهد.

4- بوي بد دهان كه به علت مشكلات معده و دنداني نباشد.

5-بزرگي يك طرفه لوزه مشكوك به بدخيمي

6- آبسه اطراف لوزه.

7- بزرگي لوزه ها در اثر عفونتهاي باكتريال كه به درمان طبي پاسخ نداده و انسداد راه هوايي حاد ايجاد كند.

8- وقفه تنفسي هنگام خواب و تنفس با دهان باز در شبها

9- بزرگي لوزه ها در حدي كه در خط وسط به هم برسند.

10- اختلال در اكسيژن رساني به سبب انسداد راه هوايي ناشي از بزرگي لوزه ها كه به عوارض ريوي بينجامد.

11- اختلال در ر شد عمومي به خصوص در بچه ها

12- اختلال در گفتار ناشي از بزرگي لوزه ها و آدنوئيد

13- اختلال در رشد استخوانهاي فك و صورت به علت تنفس در دهاني طولاني مدت در بچه ها.

14- لوزه ها حفره حفره كه باعث گير كردن مواد غذايي در داخل آنها شود.‎
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 5:58  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

اگر ماهیچه دریچه (اسفنکتر) انتهای مری ضعیف باشد، یا به هر علتی دارای نقص در عملکرد باشد،‌ اسید معده به مری برمی‌گردد و سبب سوزش مری خواهد شد. به چنین وضعیتی که موجب بازگشت محتویات معده به درون مری می‌شود، رفلاکس گفته می‌شود.
همه شیرخواران دچار برگشت محتویات معده (مثل شیر)به مری میباشنداین عارضه پس از یک سالگی و با بهبود عملکرد دریچه مری برطرف خواهد شد. معمولا حدود 50 درصد کودکان، رفلاکس را با شدت‌های مختلف تجربه خواهند کرد و تنها درصد کمی از نوزادان دچار رفلاکس شدید می‌شوند.
تشخیص رفلاکس:
متاسفانه تشخیص این که آیا نوزاد دچار سوزش سردل (رفلاکس) مزمن شده است یا خیر چندان راحت نیست. به منظور تشخیص این مطلب شما باید حتما با پزشک کودک مشورت کنید.چند علامت بیماری:
1.بالا آوردن یا سکسه بعد از غذا
2.سرفه یا اختلالات تنفسی
3.کاهش وزن
4.ترشح بیش از حد بزاق دهان
5.تحریک پذیری و گریه غیرعادی
6.درد سینه و ورم گلو
درمان:
بالا آوردن شیر در نوزادان طبیعی است و تا زمانی که کودک از سایر جنبه ها مشکلی نداشته باشد، جای هیچ گونه نگرانی نیست. هم بچه هایی که شیر خشک می خورند و هم آنها که از شیر مادر تغذیه می کنند ممکن است به چنین وضعیتی مبتلا شوند.
• درمان حفاظتی مانند :
• حالت مستقیم قرار گرفتن نوزاد بعد از تغذیه
• تغییر رژیم غذائی
• درمان داروئی
• دربعضی با حجم کم شیرحملات کاهش مییابد
• تغییر شیر در گروهی آلرژی به شیر گاودارند

درمان داروئی در نوزادان با مشورت پزشک متخصص نوزادان:
• آنتی اسید ، رانیتیدین ، سیمتیدین
• امپرازول در نوزادان نارس بررسی کافی نشده
•درمان جراحی در مواردی که درمان طبی جواب ندهد وباعث اختلال رشد بیماری تنفسی وخونریزی مکرر از مری شود صورت میگیرد.
Photo: ‎رفلاکس در نوزادان 
اگر ماهیچه دریچه (اسفنکتر) انتهای مری ضعیف باشد، یا به هر علتی دارای نقص در عملکرد باشد،‌ اسید معده به مری برمی‌گردد و سبب سوزش مری خواهد شد. به چنین وضعیتی که موجب بازگشت محتویات معده به درون مری می‌شود، رفلاکس گفته می‌شود.
همه شیرخواران دچار برگشت محتویات معده (مثل شیر)به مری میباشنداین عارضه پس از یک سالگی و با بهبود عملکرد دریچه مری برطرف خواهد شد. معمولا حدود 50 درصد کودکان، رفلاکس را با شدت‌های مختلف تجربه خواهند کرد و تنها درصد کمی از نوزادان دچار رفلاکس شدید می‌شوند.
تشخیص رفلاکس:
متاسفانه تشخیص این که آیا نوزاد دچار سوزش سردل (رفلاکس) مزمن شده است یا خیر چندان راحت نیست. به منظور تشخیص این مطلب شما باید حتما با پزشک کودک مشورت کنید.چند علامت بیماری:
1.بالا آوردن یا سکسه بعد از غذا
2.سرفه یا اختلالات تنفسی
3.کاهش وزن
4.ترشح بیش از حد بزاق دهان
5.تحریک پذیری و گریه غیرعادی
6.درد سینه و ورم گلو
درمان:
بالا آوردن شیر در نوزادان طبیعی است و تا زمانی که کودک از سایر جنبه ها مشکلی نداشته باشد، جای هیچ گونه نگرانی نیست. هم بچه هایی که شیر خشک می خورند و هم آنها که از شیر مادر تغذیه می کنند ممکن است به چنین وضعیتی مبتلا شوند.
•  درمان حفاظتی مانند :
•  حالت مستقیم قرار گرفتن نوزاد بعد از تغذیه
•  تغییر رژیم غذائی
• درمان داروئی
• دربعضی با حجم کم شیرحملات کاهش مییابد
•  تغییر شیر در گروهی آلرژی به شیر گاودارند
 
درمان داروئی در نوزادان با مشورت پزشک متخصص نوزادان:
• آنتی اسید ، رانیتیدین ، سیمتیدین
• امپرازول در نوزادان نارس بررسی کافی نشده
•درمان جراحی در مواردی که درمان طبی جواب ندهد وباعث اختلال رشد بیماری تنفسی وخونریزی مکرر از مری شود صورت میگیرد.‎
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 5:54  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

گاهی اوقات به دلیل زیاد بوسیدن نوزاد گونه‌هایش سرخ می‌شود در این باره باید گفت كه اصلا بوسیدن نوزاد كار درستی نیست؛چرا كه سیستم ایمنی نوزاد هنوز آنقدر قوی نشده كه بتواند با آلودگی‌های محیطی مبارزه كند و ممكن است منتقل شدن حتی یك پرز با لبان ما یا اسانس عطری كه زده‌ایم باعث بروز آلرژی یا انتقال بیماری شود.حتی بوسیدن دست و پای نوزاد هم درست نیست،چرا كه نوزادان ممكن است دست و پای خود را نیز در دهان بكنند.یا اینکه خانومها با میکاپ صورت و آقایان با موهای زبر صورت خود باعث آزار پوست لطیف نوزاد میشوند.
اگر گونه‌های فرزندتان در اثر بوسیدن سرخ شد،می‌توانید با كمی چرب كردن بهبود بخشید و عمل بوسیدن را تكرار نكنید،مخصوصا در 40 روز اول هیچ‌گونه تماسی كه احتمال انتقال آلودگی وجود دارد نباید برقرار شود؛چرا كه گاهی ممكن است ما بیمار باشیم و ندانیم كه بیماریم یا در دوره نقاهت به سر می‌بریم و هنوز فاكتور منتقل‌كننده بیماری در بدن ما وجود دارد،به ‌رغم این‌كه علائم خود بیماری از بدن ما رفته است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 5:53  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

با عمل جراحی سزارین، مزایا و خطرات آن آشنا شوید تا با آگاهی نوع زایمان خود را تعیین کنید.
پس از بیهوشی یا بی حسی موضعی دکتر برشی را در پوستِ شکمتان ایجاد می‌کند.
سپس دکتر ماهیچه‌هایِ زیرِ پوست را برش می‌دهد تا به رحم برسد، و پس از آن شکافی را نیز در رحم ایجاد می‌کند. سپس نوزاد به آرامی بیرون کشیده می‌شود؛ پزشک دهان و بینیِ کودک را ساکشن می‌کند و بندِ ناف را قطع می‌کند. مانندِ زایمانِ طبیعی، شما نیز باید قادر باشید که در‌‌ همان موقع کودکتان را ببینید. سپس نوزادتان را به دستِ پرستار‌ها می‌دهند تا او را به بخشِ مراقبت از نوزادان ببرند. 
دکتر پس از خروجِ نوزاد جفت را خارج می‌کند و بریدگیِ رحم را با بخیه جذبی می‌بندد. شکم را نیز بخیه می‌کنند. چند روزِ بعد این بخیه‌ها جذب شده و یا کشیده می‌شوند. . سزارین به طورِ کل یک جراحیِ ایمن محسوب می‌شود، اما ریسکِ آن بیشتر از وضعِ حملِ واژینال است. شما پس از وضعِ حملِ واژینال زود‌تر مرخص می‌شوید و می‌توانید به خانه بازگردید. 
انگیزه ها:
"كاهش درد، انگیزه اغلب زنان براى انتخاب زایمان به شیوه سزارین است. آنچه این زنان به آن بى توجهند این است كه هر دو زایمان با درد همراه است.
در زایمان طبیعى این درد قبل از وضع حمل است و در سزارین درد بعد از زایمان به وجود مى آید كه بسیار شدید تر از درد زایمان طبیعى است. زمان زیادى باید بگذرد كه اثر داروهاى بیهوشى ، مصرف آنتى بیوتیك ها و ... كه بر روى شیردهى نیز مؤثر است، ازبدن مادر خارج شود. در زایمان طبیعى خونریزى كمتر است. احتمال عفونت و آمبولى كاهش مى یابد و نیاز نیست بیمار آنتى بیوتیك زیادى مصرف كند."
با این حال سزارین می‌تواند در شرایطِ پیچیده و خطرناک استفاده شود و در مواردِ ضروری جانِ مادر و نوزاد را حفظ کند. 
مواردی که باعث میشود سزارین ضروری شود:
-نوزاد نچرخیده باشدبرخی نوزادان درست قبل از زایمان می‌چرخند .
-نوزاد دارای برخی از نقوصِ هنگامِ تولد است.سر نوزاد بزرگتر از معمول است
-مشکلات جفت سر راهی برای مادر وجود دارد.
-مادر مشکلات و بیماریهای خاصی دارد مانند هرپس تناسلی ویا ایدز.
-مادر چندقلو باردار است
-مادر قبلا جراحی شکمی داشته.
ودر برخی موارد اضطراری
-روند زایمان متوقف می‌شود (دارو‌ها نیز کمکی نمی‌کنند). 
-جُفت زود‌تر از وقتِ خود از دیواره رحمی جدا می‌شود. 
-بند ناف فشرده شده و راهِ آن بسته شود
-نوزاد تحتِ فشار است - تغییرات در ضربانِ قلبِ نوزاد بدین معنی است که او به میزانِ کافی اکسیژن دریافت نمی‌کند. 
-سرِ نوزاد یا تمامِ بدنِ او آنقدر بزرگ است که نمی‌تواند از کانالِ زایمان عبور کند. 
ریسک ها :
سزارین به طورِ کل برای مادر و نوزاد ایمن است. با این وجود در هر صورت یک عملِ جراحی است و خطراتِ بالقوه خود را دارد. ریسک هایِ بالقوه سزارین عبارتند از: 
افزایش خونریزی 
عفونت و استفاده از آنتی بیوتیک ها
صدمه به مثانه یا روده
واکنش نشان دادن نسبت به دارو‌ها ی بیهوشی و بیحسی
لخته شدن خون و خطر آمبولی 
مرگ (فوق العاده نادر) 
دردهای لگنی و چسبندگی بیشتر است.
آسیب احتمالی به نوزاد در حین برش با تیغ جراحی
"از نظر پزشکان، زایمان طبیعی 3 تا 4 برابر سزارین دردسر ساز است ولی تعرفه‌ هایی که به آن اختصاص داده شده خیلی کمتر از سزارین است که این موضوع نیز بر افزایش سزارین در ایران دامن می ‌زند در حالی که در کشورهای پیشرفته ی دنیا تسهیلات ویژه‌ ای را برای زایمان طبیعی اختصاص داده‌ اند که افراد را به آن ترغیب می‌ کند."

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 2:55  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

آناتومی شانه - عضلات سطحی

عضله تراپزیوس در پشت شانه است. این عضله بزرگ و پهن از یک طرف به پشت جمجمه و تعداد زیادی از مهره های گردنی و سینه ای میچسبد و از طرف دیگر به استخوان های ترقوه و کتف متصل میشود. وظیفه آن بالا بردن استخوان های ترقوه و کتف و در نتیجه بالا بردن کل شانه است.
عضله لاتیسموس دورسی Latissimus dorsi muscle

این عضله بزرک و پهن در پشت تنه قرار دارد. از یک طرف به مهره های سینه ای و کمری متصل میشود و از طرف دیگر به کف ناودان بازویی میچسبد. وظیفه آن نزدیک کردن، به عقب بردن و چرخش داخلی بازو است. این عضله همچنین میتواند با انقباض خود کل شانه را به پایین و عقب بکشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 0:24  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

_______________________________
بیشتر افراد تصور می‌کنند متوسط دمای بدن 37 درجه سانتی‌گراد است اما حقیقت این است که در افراد مختلف درجه حرارت طبیعی بدن متفاوت است.

دمای بدن برخی افراد به طور طبیعی از دیگران پایین‌تر است و برخی دیگر بدن گرم‌تری دارند هرچند که فاکتور درجه حرارت بدن به تنهایی توجیه کننده این تفاوت نیست.

به طور کلی گروه‌های خاصی از افراد در مقایسه با هم درجه حرارت پایین‌تری دارند. به طور مثال، معمولا زنان از مردان خنک‌تر هستند و دمای بدن افراد مسن به طور معمول از جوانان پایین‌تر است.

اما برای این تفاوت‌ها، توجیهاتی وجود دارد. در واقع با بالارفتن سن، جداره رگ‌های خونی انعطاف خود را از دست می‌دهد و می‌تواند در سیستم گردش خون مشکل ایجاد کند. در صورتی که خون به خوبی در تمام اعضا و بافت‌های بدن جریان نداشته باشد، درجه حرارت دست‌ها و پاها پایین‌تر خواهد بود. همچنین دلیل دیگر این وضعیت نازک شدن لایه‌های چربی زیرپوست است.

این لایه‌های چربی به طور طبیعی حرارت بدن را حفظ می‌کنند که در صورت نازک‌تر شدن آنها، گرمای بدن بیشتر هدر می‌رود. علاوه بر این می‌توان به بیماری‌ها و اختلالات جدی همچون دیابت، فشارخون و اختلال در غده تیروئید اشاره کرد که در تغییر غیرعادی دمای بدن نقش دارند.

گروه دیگری که درجه حرارت بدنشان پایین‌تر است، زنان هستند. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که به طور معمول دمای اندام‌های مرکزی بدنِ زنان نسبت به مردان بالاتر است اما دست‌ها و پاهای آنان در مقایسه با مردها سردتر است.

در توضیح پایین بودن درجه حرارت بدن زنان نسبت به مردان همچنین می‌توان گفت بدن زنان برای گرم نگه داشتن اعضای حیاتی فعالیت بیشتری دارد و گرمای بیشتری را از دست‌ ها و پاهایشان می‌گیرند. علاوه بر این مردان از ماهیچه‌های بیشتر و زنان از چربی بیشتری برخوردارند. در حالی که ماهیچه گرما تولید می‌کند اما چربی آن را ذخیره می‌سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 0:14  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

Angina pectoris
شرح بيماري 
آنرژين‌ صدري‌ عبارت‌ است‌ از درد قفسه‌ سينه‌ كه‌ از قلب‌ برخاسته‌ باشد. درد معمولاً زير استخوان‌ جناغ‌ 
حس‌ مي‌شود و به‌ علت‌ نرسيدن‌ اكسيژن‌ به‌ مقدار كافي‌ به‌ عضله‌ قلب‌ روي‌ مي‌دهد. عواملي‌ چون‌ 
ورزش‌، هيجانات‌ عاطفي‌، يا غذاهاي‌ سنگين‌ در فردي‌ كه‌ از قبل‌ مشكل‌ قبلي‌ داشته‌ است‌ مي‌توانند 
باعث‌ برانگيخته‌ شدن‌ اين‌ نوع‌ درد شوند. در حالت‌ عادي‌، وقتي‌ نياز قلب‌ به‌ اكسيژن‌ زياد مي‌شود، 
رگ‌هاي‌ خونرسان‌ قلب‌ مي‌توانند از پس‌ برآوردن‌ اين‌ نياز برآيند. اما اگر رگ‌هاي‌ قلبي‌ بيمار باشند، يا 
فشارخون‌ بالا باشد، خونرساني‌ به‌ عضله‌ قلب‌ محدود مي‌شود. اين‌ درد معمولاً در مردان‌ بالاي‌ 35 سال‌ 
و خانم‌هايي‌ كه‌ يائسگي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌اند ديده‌ مي‌شود.

علايم‌ شايع‌
احساس‌ سفتي‌، فشرده‌ شدن‌، فشار، يا درد در قفسه‌ صدري‌ 
بروز ناگهاني‌ مشكل‌ در تنفس‌ (گاهي‌
درد قفسه‌ صدري‌ مشابه‌ سوءهاضمه‌ 
حالت‌ خفگي‌ در گردن‌ 
درد قفسه‌ صدري‌ كه‌ به‌ آرواره‌، دندان‌ها، يا گوش‌ تير مي‌كشد 
سنگيني‌، كرختي‌، سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ يا درد در قفسه‌ صدري‌، بازو، شانه‌، آرنج‌، يا دست‌، معمولاً در 
سمت‌ چپ‌ 
درد در بين‌ دو كتف‌
علل‌
بيماري‌ سرخرگ‌هاي‌ قلبي‌، به‌ عبارتي‌ انسداد يا انقباض‌ سرخرگ‌هايي‌ كه‌ به‌ قلب‌ خونرساني‌ 
مي‌كنند. 
كم‌خوني‌ 
پركاري‌ تيروييد 
تندشدن‌ ضربان‌ قلب‌ 
بيماري‌ دريچه‌ قلب‌
عوارض‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
سيگاركشيدن‌، چاقي‌، ديابت‌ شيرين‌ (مرض‌ قند 
فشارخون‌ بالا، كلسترول‌ بالا 
خوردن‌ زياده‌ از حد چربي‌ يا نمك‌ 
عدم‌ تحرك‌، خستگي‌، كار زياد يا استرس‌ 
سابقه‌ خانوادگي‌ بيماري‌ سرخرگ‌هاي‌ قلبي‌ 
قرار گرفتن‌ در معرض‌ سرما يا باد
پيشگيري‌
درمان‌ علل‌ يا عوامل‌ خطر زمينه‌ساز 
ترك‌ سيگار 
خوردن‌ غذاهاي‌ كم‌ چرب‌ و كم‌ نمك‌. كاهش‌ وزن‌ در صورت‌ اضافه‌ وزن‌ 
اجتناب‌ از عوامل‌ فيزيكي‌ يا عاطفي‌ استرس‌زا كه‌ باعث‌ بروز حمله‌ آنژين‌ صدري‌ مي‌شوند. 
پس‌ از مشورت‌ با پزشك‌، به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
عواقب‌ مورد انتظار
آنژين‌ صدري‌ خفيف‌ با استراحت‌ و استفاده‌ از نيتروگليسيرين‌ و ساير داروها برطرف‌ مي‌شود. براي‌ 
برطرف‌ كردن‌ بيماري‌هاي‌ زمينه‌ساز ممكن‌ است‌ درمان‌هاي‌ ديگري‌ ضروري‌ باشند.
عوارض‌ احتمالي‌
حمله‌ قبلي‌ 
نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌ 
بي‌نظمي‌هاي‌ ضربان‌ قلب‌ كه‌ بالقوه‌ مرگبار هستند.
درمان‌
اصولي‌ كلي‌
هدف‌ درمان‌ عبارت‌ است‌ از كاهش‌ نياز قلب‌ به‌ اكسيژن‌ يا افزايش‌ اكسيژن‌رساني‌ به‌ قلب‌. اين‌ هدف‌ معمولاً با دارو قابل‌ دستيابي‌ است‌. 
اگر آنژين‌ صدري‌ با دارو كنترل‌ نشد، درمان‌هاي‌ ديگر عبارتند از: آنژيوپلاستي‌ با بادكنك‌ براي‌ بازكردن‌ سرخرگ‌هاي‌ قلبي‌ مسدودشده‌، يا جراحي‌ باي‌پاس‌ در حالتي‌ كه‌ سرخرگ‌هاي‌ قلبي‌ شديداً مسدود شده‌اند. 
توصيه‌هايي‌ كه‌ در قسمت‌ پيشگيري‌ ذكر شد را رعايت‌ نماييد. 
از موقعيت‌هايي‌ كه‌ كار قلب‌ را افزايش‌ مي‌دهند پرهيز كنيد، مثلاً عصبانيت‌، هواي‌ خيلي‌ گرم‌ يا سرد، ارتفاع‌ بالا (البته‌ به‌ جز مسافرت‌ با هواپيماي‌ مسافربري‌)، يا فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري شديد بدني‌ به‌ طور ناگهاني‌
داروها
نيتروگليسيرين‌ آنژين‌ صدري‌ حاد را بهبود مي‌بخشد، اما تأثيري‌ بر علايم‌ ساير بيماري‌ها ندارد. اين‌ مي‌تواند در عرض‌ چند ثانيه‌ درد را برطرف‌ كند. هميشه‌ آن‌ را براي‌ استفاده‌ فوري‌ همراه‌ داشته‌ باشيد. 
امكان‌ دارد ساير داروها مورد استفاده‌ براي‌ بيماري‌ سرخرگ‌هاي‌ قلبي‌، مثل‌ آسپيرين‌، بتا ـ بلوكرها، يا داروهاي‌ مسدودكننده‌ كانال‌ كلسيم‌، نيز تجويز شوند. در اين‌ صورت‌، رعايت‌ دقيق‌ دستور دارويي‌ بسيار مهم‌ است‌.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري 
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را طوري‌ تنظيم‌ كنيد كه‌ درد بروز نكند. 
البته‌ اين‌ طور نباشد كه‌ آنژين‌ صدري‌ را بهانه‌ كنيد و اصلاً ورزش‌ نكنيد. بايد توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ انجام‌ ورزش‌ به‌ صورت‌ متعادل‌ و منظم‌ (با نظر پزشك‌) مي‌تواند به‌ كنترل‌ علايم‌ كمك‌ كند.
رژيم‌ غذايي‌
توصيه‌ مي‌شود غذاهاي‌ كم‌ چرب‌ و كم‌ نمك‌ استفاده‌ نماييد. 
در صورت‌ اضافه‌ وزن‌، وزن‌ خود را كم‌ كنيد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر علايم‌ آنژين‌ صدري‌ را داريد. 
اگر يكي‌ از موارد زير پس‌ از تشخيص‌ رخ‌ دهد: ـ حمله‌ درد قفسه‌ صدري‌، علي‌رغم‌ استراحت‌ و درمان‌ با 
نيتروگليسيرين‌، بيش‌ از 15-10 دقيقه‌ طول‌ بكشد. ـ با درد قفسه‌ صدري‌ از خواب‌ بلند مي‌شويد و درد با 
يك‌ قرص‌ نيتروگليسيرين‌ برطرف‌ نمي‌شود. اگر اين‌ حملات‌ ادامه‌ يافتند، حتماً مراجعه‌ كنيد، حتي‌ اگر 
نيتروگليسيرين‌ آنها را برطرف‌ كند. ـ حمله‌ درد قفسه‌ صدري‌ متفاوت‌ با گذشته‌ يا شديدتر از حد معمول‌ 
است‌.

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت 0:27  توسط دکتر ساسان اسدپور  | 

مطالب قدیمی‌تر