یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

مزایای لبو

۳- چغندر ملین، نرم کنندۀ و ادرارآور بوده و در رفع یبوست نقش عمده ای را ایفا می کند. همچنین اهمیت به سزایی در دستگاه گوارش دارد.

4- درمان کننده التهاب مجاری ادرار است.

5- چغندر برای درمان التهاب مثانه، بواسیر و بیماریهای پوستی بسیار مفید است. اشتها را نیز زیاد می کند.

6- چغندر مانند هویج دارای کاروتن است که در معده تبدیل به ویتامین A می شود.

7- خوردن چغندر پخته، برای رعشه مفید است خصوصاً اگر برگ آن سرخ رنگ باشد.

8- برگ چغندر خام ورم طحال را بهبود می بخشد.

9- چغندر مخلوط با آب هویج دفع کننده سنگ کیسه صفراست.

10- خوردن چغندر، در هوای خشک خصوصاً در فصل زمستان مؤثر تر است و به همه، خصوصاً پیران بسیار توصیه می شود.

11- شستشوی سر با جوشانده برگ چغندر، شوره و چربی مو را از بین می برد و ضد شپش است.

12- قرار دادن دست و پای ترک خورده در آب گرم شده برگ چغندر، موجب بر طرف شدن عارضه می شود.

13- ضماد برگ چغندر با عسل جهت رفع طاسی و زگیل مؤثر می باشد و چنانچه با حنا مصرف شود برای رویاندن مجدد مو و نکویی آن تأثیربه سزایی خواهد داشت.

14- مصرف چغندر برای درد مفاصل و نقرس مفید می باشد چون مقدار زیادی آنتی اکسیدان دارد.

15- در استعمال خارجی برای پانسمان زخم و درمان تاول استفاده می شود.

16- شربت چغندر بهترین نوشابه و تقویت کننده بدن و دافع سموم بدن است (برای تهیه شربت چغندر، با آبمیوه گیری آب سه تا چهار عدد چغندر خام را بگیرید و آن را با یک لیوان آب معدنی مخلوط کنید).

تذکر

1- زیاده روی در مصرف آن برای معده مضر است و همچنین موجب دل پیچه می گردد. برای اجتناب از این مساله چغندر را همراه عدس بپزید.

2- برای پختن چغندر از ظروف آلمینیمی استفاده نکنید.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:32 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

در زمستان چه بخوریم؟


 

همچنین تحقیقات نشان می دهد مصرف مواد غذایی حاوی ویتامین C حتی در زمان ابتلا به بیماری، طول دوره درمان را کاهش می دهد. از جمله منابع غنی دیگر ویتامین c می توان به کلم بروکلی، گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای و سیب زمینی اشاره نمود.

مصرف شلغم با دارا بودن ترکیبات مفیدي به نام آنتی اکسیدان ها سبب پیشگیری از ابتلا به عفونت های تنفسی می شود. بهترین شکل طبخ این مواد غذايي، شکل بخار پز آن است.

از جمله ویتامین های دیگر که نقش بسیار موثری در پيشگيري از ابتلا به انواع آنفلو آنزا را دارد، می توان به ویتامین D اشاره کرد. این ویتامین علاوه بر استحکام استخوان ها و افزایش جذب کلسیم که سبب پیشگیری از ابتلا به پوکی استخوان می شود، سبب پیشگیری از ابتلا به انواع سرما خوردگی و عفونت های تنفسی می شود. با توجه به این که بخشی از این ویتامین از راه تابش آفتاب به پوست در بدن ایجاد می شود و با شروع فصل پاییز و زمستان میزان اشعه آفتاب جهت ساخته شدن این ویتامین کافی نیست به همین جهت مصرف منابع غذایی حاوی ویتامین D و همچنین استفاده از مکمل های حاوی ویتامین D توصیه می شود. از جمله مواد غذایی حاوی این ویتامین می توان به شیر های غنی شده با ویتامین D( که خوشبختانه امروزه در ایران موجود است)،ماهی (مانند ماهی کیلکا) اشاره کرد.

ازجمله مواد غذایی دیگر در پيشگيري از ابتلا به سرماخوردگي و عفونت هاي تنفسي می توان به هویج، کدو تنبل، اسفناج و جگر به عنوان منابع غنی ویتامین A اشاره کرد. لذا با مصرف سوپ کدو تنبل و یا انواع آش یا خورش حاوی اسفناج می توان این ویتامین ضروری را دریافت کرد.

 

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:24 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

چگونه مطمئن شویم که شیر مادر برای کودک کافی است؟


 

سازمان جهاني بهداشت و يونيسف تغذيه انحصاري شيرخواران با شير مادر را براي مدت 6 ماه توصيه ميكنند. اما در سراسر جهان تعداد معدودي از شير خواران براي بيش از چند هفته اول بطور انحصاري با شير مادر تغذيه ميشوند . حتي در جوامعي كه تغذيه با شير مادر هنوز يك رفتار معمول محسوب ميشود ، مادران اغلب مايعات يا غذاهاي كمكي را در سنين پايين به كودكان خود عرضه ميكنند . يكي از شايع ترين دلايلي كه مادران در سراسر جهان براي توقف تغذيه با شير مادر يا عرضه زودرس غذا هاي كمكي مطرح مي كنند اين است كه فكر مي كنند شير شان كافي نيست يا كيفيت آن مناسب نيست . تقريبا تمامي مادران مي توانند شير كافي براي يك يا حتي دو شير خوار توليد كنند كه توسط مكيدن موثر شير خوار و تغذيه مكرر بر حسب ميل و تقا ضاي او تامين ميشود . مقدار شيري كه پستان ها توليد مي كنند بوسيله مقدار شيري كه شير خوار مي خورد تعيين مي شود يعني وقتي بيشتر بمكد شير بيشتري توليد ميشود . حتي در جوامعي كه ر‍‍‍‍‍‍‍زيم غذايي زنان مطلوب نيست و حداقل دريافت را ندارد اكثرا قادر به توليد شير كافي براي رشد مطلوب شير خوارشان هستند . مادراني كه فكر ميكنند شير كافي ندارند ، نياز به كمك و حمايت فردي آگاه و ماهر دارند .

آيا شير خوار شير كافي دريافت ميكند يا خير ؟

مادران در مورد اينكه ( چرا فكر مي كنند شيرشان كافي نيست ) دلايل مختلفي را ارائه ميدهند . دو نشانه معتبر وجود دارد كه حاكي از نا كافي بودن دريافت شير مادر توسط شيرخوار است كه عبارتند از :

ا لف ) وزن گيري ناكافي

منحني رشد وسيله مفيدي براي پي بردن به وزنگيري مطلوب شير خوار است . اما منحني هاي رشد اگر در دسترس نباشد يك قاعده مفيد و عملي عبارت است از اينكه : اگر وزن گيري شير خوار كمتر از 500 گرم در ماه در طول 6 ماه اول عمر باشد يا اگر وزن او پس از 2 هفته كمتر از وزن تولدش باشد وزن گيري او ناكافي است . به منظور تصميم گيري در مورد وزن گيري ناكافي ، لازم است حد اقل وزن شير خوار در دو بار توزين با هم مقايسه شود . حد اقل فاصله مفيد يك هفته است كه شير خوار بايد 125 گرم يا بيشتر ظرف اين مدت اضافه وزن پيدا كند .

ب)دفع مقادير كم ادرار غليظ

اگر شير خوار كمتر از 6 بار در روز ادرار كند و ادرار او زرد رنگ و بوي تند داشته باشد ، ميتواند نشانگر دريافت ناكافي شير مادر باشد . اين نشانه براي پايش دريافت روزانه شير مادر توسط شير خوار وقتي كه منتظر اطلاعاتي در مورد وزنگيري او هستيد ، مفيد است . راندمان ادرار بايد به عنوان يك راهنما و نه به عنوان يك قاعده مورد استفاده قرار گيرد . زيرا هنگاميكه شير خوار در اثر اسهال دچار كم آبي شده باشد و يا در كنار شير مادر از ساير مايعات نيز استفاده كند ويا كهنه هاي غير جاذب ادرار استفاده كند . نشانه خوبي نيست چون در شرايط فوق بر آورد راندمان ادرار مشكل خواهد بود .

نشانه هاي ديگري وجود دارد كه ممكن است حاكي از دريافت ناكافي شير مادر توسط شير خوار باشد كه از آن به عنوان نشانه هاي احتمالي ياد مي كنيم :

الف) شير خوار پس از تغذيه با شير مادر راضي نيست

ب) شير خوار اغلب گريه ميكند

ج) به دفعات خيلي مكرر با شير مادر تغذيه ميشود

د ) خيلي طولاني مدت در هر وعده شير ميخورد

ه ) از گرفتن پستان امتناع مي كند

و ) مدفوع او سفت و خشك و يا سبز است

ز ) نامكرر و كم مدفوع مي كنند

ح) در هنگام دو شيدن پستان ، شير مادر جريان نميابد

ط ) پستان ها بزرگ نشده اند ( در طول بارداري )

ي ) شير جريان نيافته است ( پس از زايمان )

شير خواري كه پس از تغذيه با شير مادر ، راضي بنظر نمي رسد و ميل دارد كه خيلي مكرر و يا براي مدت طولاني در هر وعده شير بخورد ،پس بايد بيشتر از آنچه كه معمولا لازم است ، پستان را بمكد . گاهي شير خواران ممكن است از روي عجز از تغذيه با شير مادر امتناع كند . او ممكن است همچنين زياد گريه كند . گريه كردن يك دليل شايع است براي مادرانيكه تصور مي كنند شير كافي ندارند .بايد توجه نمود كه دلايل ديگري هم براي گريه شير خوار وجود دارد . گاهي شير خوار در اثر مصرف برخي غذاها توسط مادر ، آشفته ميشود . برخي شير خواران زياد گريه ميكنند چون از بقيه بيشتر نياز به بغل كردن دارند . دليل شايع ديگر براي گريه كردن ، كوليك است . يك شير خوار كوليكي معمولا بطور پيوسته در برخي مواقع روز گريه ميكند . او ممكن است پاهايش را جمع كند چون دل درد دارد . شير خوار كوليكي بخوبي رشد ميكند و گريه او معمولا پس از 3 ماهگي كمتر ميشود. اگر شير خوار مدفوع كمي دفع ميكند ، ممكن است تمام شيري را كه نياز دارد ، دريافت نميكند تكرر دفع مدفوع در شير مادر خواران كاملا متغير است . برخي شيرخواران براي چند روز دفع مدفوع ندارند ، در حاليكه برخي 8 بار يا بيشتر در روز مدفوع ميكنند . به هر حال مدفوع يك كودك شير مادر خوار معمولا زياد ونيمه مايع است . بسيار نادر است كه مادري قادر به توليد شير كافي نباشد . به هر حال وقتي مادر تغييري در پستان هايش در طول بارداري يا بلافاصله پس از آن مشاهده نميكند ، يا اگر چند روز پس از زايمان نمي تواند مقداري از شير خود را بدوشد ، فقط ممكن است نشانگر آن باشد كه نميتواند شير كافي توليد كند ، اما قطعي نيست . بنابر اين وقتي مادري يكي از اين نشانه ها ي احتمالي را بيان ميكند ، نبايد مطمئن باشيم بلكه بايد نشانه هاي معتبر را كنترل كنيم تا بتوان ادعا كرد كه واقعا شير مادر كافي نيست .

چرا شير خوار شير كافي دريافت نميكند ؟

اگر براي ما ثابت شد كه شير خوار شير كافي دريافت نميكند ، علت آن را بايد تعيين كنيم .

الف) فاكتور هاي تغذيه با شير مادر :

معمولا مربوط به نحوه گرفتن پستان توسط شير خوار يا مدت مكيدن اوست . گرفتن نادرست پستان دليل شايعي است كه خيلي زود تغذيه با شير مادر را با مشكل روبرو مي سازد و شير خوار نمي تواند بطور موثر شير دريافت نمايد . اين امر سبب دريافت ناكافي شير توسط شير خوار شده و منجر به تاخير در وزن گيري ميشود . يا ممكن است سبب نار ضايتي شير خوار شود و اغلب گريه كند ، عليرغم آنكه به خاطر مكيدن مكرر يا طولاني مدت در هر وعده شير كافي دريافت نمايد . از سوي ديگر براي مادر مسئله اي ميشود زيرا احتمال دارد كه فكر كند شير خوارش به تغذيه تكميلي نياز دارد . اگر شير خوار به خوبي پستان را بگيرد ،بايد به او اجازه داد تا هر چند بار و به هر مدت كه مايل است ، ادامه دهد . بايد ابتدا تغذيه از يك پستان راتمام كند وسپس پستان ديگر را به او عرضه كنند كه ممكن است مايل به گرفتن باشد ويا نباشد . شير خواري كه بخوبي پستان را گرفته وبطور موثري مي مكد ، مقدار كافي شير دريافت ميكند بطور يكه راضي ميشود و ديگر تقاضا براي مكيدن در اغلب اوقات ندارد . مكيدن موثر ، توليد شير مادر را تحريك ميكند ، بطوريكه مكيدن بيشتر موجب توليد شير بيشتر ميشود . تغذيه تكميلي زودرس حتي آشاميدنيها گرسنگي وتشنگي شير خوار را بر طرف نموده و موجب مكيدن كمتر پستان ميشود . استفاده از شيشه شير وپستانك ميل مكيدن شير خوار را كاهش ميدهند . عكس العمل مادر به اين امر نيز توليد شير كمتر خواهد بود بطوريكه بنظر مي رسد شير او ناكافي است .

ب ) عوامل روحي رواني مادر :

مادران اغلب در باره توانايي خود براي توليد شير كافي جهت تغذيه فرزندشان نگران هستند . آنها بر اين باورند كه اگر كودكشان سير وراضي نشوند ، مقصر هستند . مادران جواني كه از طرف خانواده و دوستان حمايت نميشوند ، يا تجربه بدي در شيردهي داشته اند بويزه احتمال دارد فاقد اعتماد به نفس باشند تبليغ و ترويج شير خشك ، تجويز بيمورد و ارائه رايگان آن مادران را دچار ترديد نسبت به كفايت توليد شير خود ميكند . اين شرايط متفاوت ممكن است منجر به استفاده زودرس از تغذيه تكميلي شود . مادري كه شير دهي را دوست ندارد ، خسته است يا كودكش پستان او را نميگيرد ،ممكن است دچار مشكل در تامين نياز كودك شود . او ممكن است طفل را به قدر كافي به خود نزديك نكند و در نتيجه او نتواند پستان را به خوبي بگيرد ، يا شير خوار را به دفعات كم و يا كوتاه مدت شير بدهد . استرس حاد ميتواند كاهش موقت در جريان شير مادر را سبب شود بطوريكه به نظر برسد كه شير مادر خشك شده است . به هر حال شواهدي وجود ندارد كه استرس مزمن ، توليد شير مادر را در مدت طولاني كاهش دهد وبا حمايت از مادر ، شير دهي او ميتواند تداوم يابد .

چگونه به مادري كه فكر ميكند شير كافي ندارد كمك كنيم ؟

اگر مادر تصور كند كه شير كافي ندارد اما وزن گيري كودكش مطلوب است ، او نياز به كمك براي اعتماد به نفس دارد . وضعيت او را درك كنيد ، پي ببريد كه چه چيزي ميتواند اورا به اين باور برساند كه شيرش كافي است ، تغذيه شير خوار را با شير مادر ارزيابي كنيد ، اعتماد به نفس او را تحكيم كنيد و او را حمايت كنيد . شرح دهيد كه چگونه تغذيه با شير مادر عمل ميكند و چگونه شير خواران متفاوت رفتار ميكنند .

ج ) شرايط جسمي مادر يا شير خوار (اوليه – ثانويه )

اين عوامل ، شيوع كمتري دارند . وقتي كه دليل شايعي مطرح نيست و اگر به مادر انواع كمك ها و حمايت هاي معمول ارائه ميشود اما موفق نيست وشير خوارش شير كافي دريافت نميكند ، ميتوان به اين فاكتورها فكر كرد .

اوليه :

در نوع اوليه مادر از بدو امر شير زيادي توليد نميكند . اين نوع ناكافي بودن شير مادر فقط 2 تا 5 درصد از كل موارد واقعي رابه خود اختصاص ميدهد و به دلايل زير اتفاق مي افتد .

-مشكلات ساختاري پستان

موارد بسيار نادري است كه اصولا غدد شير ساز در پستان مادر بوجود نيامده ويا تكامل نيافته وناكافي است . در اين قبيل موارد معمولا پستان مادر در دوران بارداري بزرگ نشده و پس از زايمان هم احتقان چنداني پيدا نميكند .

-جراحي هاي پستان

آن دسته از اعمال جراحي كه به قصد كوچك كردن و يا بزرگ كردن پستان ها انجام مي پذيرد و نيز هر برشي كه به منظور شكافتن آبسه پستان وبا تكه برداري ، بخصوص از اطراف نوك پستان صورت گيرد . در صورتيكه با دقت زياد توام نباشد به راحتي مي تواند مجاري غدد شير ساز را قطع كرده و شير سازي و انتقال شير را دچار مشكل جدي نمايد .

-اشعه درماني (راديو تراپي )

اشعه درماني نسج پستان كه ممكن است در موارد ابتلا مادر به سرطان انجام شود .

-بيماريهاي شديد مادر نظير سندرم شيهان

- به دلايل ناشناخته

بعضي از مادران كه سن آنها حوالي چهل سالگي و يا بيشتر است ، شير كمتري توليد ميكنند .

ثانويه:

اين نوع ناكافي بودن شير مادر به مراتب از نوع اوليه شايعتر است . در اين نوع ، در آغاز حجم شير مادر بيشتر است ولي در اثر مشكلات مربوط به مادر و يا كودك ، حجم شير به سرعت كاهش مي يابد . اصولا تنظيم حجم شير مادر بستگي مستقيم به دفعات تخليه پستان ها و كامل بودن اين تخليه دارد . يعني هر قدر دفعات تخليه در شبانه روز بيشتر و ميزان تخليه كامل تر باشد حجم شير مادر بيشتر ميشود . لذا اگر به هر دليلي فواصل تغذيه از پستانهاي مادر طولاني تر شود يعني دفعات تخليه در طي شبانه روز كاهش يابد و يا تخليه پستانهاي مادر بطور كامل نباشد ، در هر دو صورت اين امر منجر به كاهش حجم شير ميگردد . در صورت تشخيص زود هنگام اين مشكل از طريق تحريك فوري و تخليه مكرر پستان هاي مادر ميتوان از نوع ثانويه ناكافي بودن شير مادر پيشگيري نمود و يا آن را اصلاح كرد .

ثانويه ( مربوط به مادر ) :

مهم ترين عاملي كه پس از تولد موجب افزايش شير در پستان ميشود ، تخليه مكرر و موثر است . اگر شير درپستان جمع ولي به هر دليل تخليه نشود ، به سبب توليد ماده شيميايي باز دارنده در شير باقيمانده در پستان و نيز فشار فيزيكي حاصل از تجمع شير در پستان مادر ، غدد شير ساز تحليل رفته و ميزان توليد شير مادر كاهش مي يابد . بعبارت ديگر اگر حجم زيادي شير توليد شود ولي روش تغذيه شيرخوار صحيح نباشد بطوريكه پستانها به قدر كافي و موثر تخليه نشوند ، اين امر خود موجب كاهش سريع حجم شير مادر مي شود . مثلا اگر شير خوار ، پستان مادر را درست به دهان نگيرد و فقط نوك پستان را بمكد ، تخليه شير به درستي صورت نميگيرد . از طرف ديگر اين نحوه مكيدن منجر به درد نوك پستان ميشود كه نتيجه آن كاهش دفعات وحتي مدت مكيدن وكاهش رفلكس جاري شدن شير خواهد بود . اغلب اوقات ناكافي بودن حجم شير مادر ناشي از جدايي مادر و فرزند است كه به دليل گرفتاريهاي مادر نظير : اشتغال _ تحصيل _ بستري شدن _ مسافرت پيش مي آيد اين موارد موجب كاهش دفعات تغذيه شير خوار و در نتيجه تخليه ناقص پستان هاي مادر شده و بالاخره كاهش حجم شيرمادر را به دنبال خواهد داشت . همچنين بارداري ، عفونت پستان ، مصرف قرص هاي استرو‍‍زن دار جلوگيري از بارداري و كاهش قابل ملاحظه كالري دريافتي توسط مادر موجب كاهش توليد شير مادر ميشود .

ثانويه ( مربوط به شير خوار ) :

نارس بودن و وزن كم زمان تولد ممكن است سبب شود تا نوزاد ، پستان مادر را مشكل به دهان بگيرد و زود خسته شود. در طي روز اول كه حجم شير مادر كم است بنظر ميرسد كه مكيدن اين نوزادان خوب است ولي با افزايش حجم شير ، نوزاد نارس و كم وزن چون زود خسته مي شود و قادر به تخليه پستان نيست ، در نتيجه حجم شير مادر به سرعت كاهش مي يابد . در چنين مواردي بايد بااستفاده از شير دوش ، پستان ها را تخليه كرد و نوزاد را با شير دوشيده شده تغذيه نمود . دوقلو ها چون اغلب نارس يا كم وزن هستند ، بيشتر دچار اين قبيل مشكلات ميشوند . افزايش زردي در روزهاي بعد نشانه شايع كم شير خوردن نوزاد است . افزايش زردي ، خود موجب خواب آلودگي و كمتر شير خوردن ميشود . شلي ويا سفتي عضلات ، حالت خفگي در زمان تولد ، بيماريهاي مادرزادي قلب ، مشكلات تنفسي ، عفونت ، مشكلات دهان ( نظير شكاف كام و كوچك بودن فك ) ، و يا بزرگ بودن زبان شير خوار ، اشكال در گرفتن يك يا هر دو پستان ، فاصله طولاني بين نوبت هاي شير خوردن ، مكيدن هاي ضعيف و غير موثر ، مكيدن هاي كوتاه مدت ، زياد مكيدن پستانك و خوردن شير مصنوعي كمكي همه ميتوانند منجر به كاهش حجم شير مادر شوند . بايد توجه داشت اگر شير خوار 5 يا 6 ساعت متوالي در شب بخوابد يعني در اين فاصله پستان مادر را نمكد ، ممكن است از حجم شير مادر كاسته شود . نكته مهم اين كه خواب آلودگي هاي پيش رونده اين دسته از نوزادان را نبايد به حساب رضايت آنان گذاشت و گريه كردن زيادشان را نبايد به عنوان كوليك تلقي كرد . بلكه بايد آنان را توزين نمود ه و از افزايش منظم ومناسب وزنشان مطمئن شد .

توجه:

نوزاد بايد در طي روزهاي اول به دقت تحت نظر بوده و پيگيري شود . توصيه ميشود چنانچه نوزادي طي 48 ساعت اول تولد ، از بيمارستان مرخص مي شود بين روزهاي دوم وچهارم عمر دوباره معاينه شود . در موقع معاينه بايد وضعيت سلامت نوزاد را بررسي نمود . اورا وزن كرد و نحوه تغذيه او را با مشاهده مستقيم ارزيابي نمود . از مادر راجع به دفعات و مدت تغذيه نوزاد – دفعات دفع مدفوع و ادرار و نيز استفاده او از پستانك سوال كرد . همچنين آب بدن و زردي او را ارزيابي كرد . اگر وزن نوزاد بيش از 7 درصد وزن زمان تولد كم شده ويا ظرف 2 هفته اول عمر به وزن زمان تولد باز نگشته ويا اگر از روز پنجم تولد روزانه 28 گرم افزايش وزن نداشته باشد ، نيازمند بررسي بيشتر است . بايد توجه داشت كه در صورت تداوم مشكل تغذيه ، ممكن است افزايش مقدار سديم خون هم اتفاق افتد كه در اين شرايط حتي اگر 15 درصد آب بدن هم از دست رفته باشد ، ممكن است با معاينه باليني قابل تشخيص نباشد . بنابر اين اگر وزن نوزاد بيش از 12 درصد از وزن زمان تولد كمتر شود ، انجام آزمايش خون هم توصيه ميشود .

علائم هشدار دهنده مربوط به مادر :

اين علائم شامل ( سابقه ناكافي بودن شير مادر و يا افزايش وزن ناكافي فرزند قبلي ، صاف و يا فرو رفته بودن نوك پستان ، احتقان زياد پستان ، سابقه جراحي پستان ، ترك خوردن نوك پستان ، خونريزي ، افزايش فشار خون ، عفونت مادر ، ديابت ، عارضه قلبي ، بيماري سيستميك فايبروزيس مادر ، جاري نشدن شير تا 4 روز پس از تولد ، نداشتن سابقه شير دهي و سن بالاتر از 37 سالگي مادر ) است .

علائم هشداردهنده مربوط به شيرخوار :

اين علائم عبارتند از ( نارس بودن ، كم وزن بودن هنگام تولد ، جدا شدن از مادر در 24 ساعت اول عمر ، مشكلات دهاني ، اختلالات عصبي عضلاني ، زردي نوزاد ،‌ نياز به فتو تراپي ، دوقلويي ، بيماري هاي عمومي نظير عفونت ، بيماري قلبي ، نياز به اكسيزن ، مشكل درد گرفتن پستان مادر ، خواب آلودگي ، مكيدن ضعيف ، بي قراري ، مكيدن پستانك ، كاهش وزن بيش از 7 درصد از وزن زمان تولد و عدم دفع مدفوع دانه دار زرد رنگ تا روز چهارم ، وجود بلورهاي اوره به صورت لكه هاي صورتي در پوشك نوزاد بعد از روز سوم تولد ، نرسيدن به وزن زمان تولد تا روز 10 تا 14 عمر و عدم افزايش وزن 28 گرمي در روز از روز چهارم يا پنجم عمر به بعد ) .

چه كمكي ميتوان به مادر كرد ؟

هر گاه علائم هشدار دهنده مربوط به مادر و يا شير خوار در بيمارستان ويا زمان كوتاهي پس از ترخيص مشاهده شود ، بايد بلافاصله تلاش هاي فراوان صورت گيرد تا حجم شير مادر و دريافت شيرخوار به حداكثر برسد و از استمرار كاهش وزن نوزاد جلوگيري گردد . اگر ترديدي در مورد كارايي شير خوار در امر تخليه پستان هاي مادر وجود دارد ، بايد به مادر آموزش داد تا بادوشيدن پستان هاي خود در پايان هر نوبت شير دادن ، شير باقيمانده در پستان هايش را تخليه كند .اگر دوشيدن و تخليه كامل پستان ها از ابتداي تولد شروع شود ، حتي اگر نوزاد در تخليه پستان ها خيلي هم موفق نباشد، موجب افزايش ونگه داري حجم خوبي از شير مادر مي شود . ولي اگر دوشيدن به نحوي كه توصيه شد صورت نگيرد ، توليد شير مادر به سرعت كاهش مي يابد .

بديهي است تا زماني كه شير خوار نتواند كليه نياز هاي خود را با مكيدن مستقيم پستان هاي مادر به دست آورد ، بايد از شير دوشيده شده براي تغذيه وي استفاده نمود . مناسب ترين و موثر ترين شيوه دوشيدن مادر ، استفاده از شيردوش هاي برقي تمام اتوماتيك است كه دوشيدن هر دو پستان مادر را به طور همزمان انجام ميدهد . شير دوش بهتر از مكيدن هاي نامناسب شيرخوار ، پستان هاي مادر را تخليه مي كند □

شروع زود هنگام شير مصنوعي موجب كاهش شير مادر مي شود . همچنين تغذيه با شير مصنوعي در پايان تغذيه با شير مادر بدون اينكه اول ، پستان ها دوشيده وتخليه شوند حتما موجب كاهش شير مادر ميشود . بهتر است پستان ها ابتدا با شير دوش برقي وبه طور همزمان براي مدت 10 تا 15 دقيقه دوشيده شده و شير دوشيده شده به شيرخوار داده شود و آنگاه اگر باز هم شير مادر ناكافي باشد ، ميتوان از شير مصنوعي كمكي استفاده كرد . در اين صورت بايد شير خوار ابتدا ، اول از پستان مادر تغذيه كند سپس شير دوشيده شده مادر به وي داده شود و بلافاصله پس از آن از شير كمكي استفاده نمايد . هر چه مدت كم بودن شير مادر طولاني تر باشد ، افزايش توليد مجدد آن مشكل تر است و هر چه حجم شير مادر بيشتر باشد ، يادگيري شيرخوار در امر پستان گرفتن و شير خوردن آسان تر ميشود . حجم شير مصنوعي كمكي را بايد به تدريج كاهش داد ولي دوشيدن پستان ها تازمانيكه شيرخوار بدون استفاده از شير كمكي همچنان افزايش وزن دارد بايد ادامه يابد سپس به تدريج كم شود .

نتيجه:

تغذيه با شير مادر يك فرايند ذاتي آسيب پذير است . مادران در هر جاي دنيا نياز به حمايت مستمر و مداوم براي تغذيه موفق شيرخوارشان با شير مادر دارند . در برخي جوامع وابستگي هاي سنتي تاثير عمده اي دارند . در مناطقي كه اين عوامل اثر كمتري دارند، لازم است كه منابع حمايتي ديگري را براي مادران ايجاد كنيم . كاركنان بهداشتي مي توانند نقش كليدي در اين زمينه داشته باشند . مشاوره تغذيه باشير مادر ميتواند به مادر براي برقراري و حفظ روش هاي مطلوب شير دهي كمك كند .

 

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

غذاهایی برای کودکان بیش فعال

غذاهایی برای کودکان بیش فعال
آیا برای کودک شما سخت است که ساعتها سر کلاس بنشیند و هنوز عادت دارد که از در و دیوار بالا برود؟ و آیا شما نگران این موضوع هستید؟

آیا برای کودک شما سخت است که ساعتها سر کلاس بنشیند و هنوز عادت دارد که از در و دیوار بالا برود؟ و آیا شما نگران این موضوع هستید؟

بیش فعالی یک اختلال رفتاری در کودکان است که به راحتی قابل درمان می‌باشد و از علایم آن می‌توان عدم تمرکز را نام برد. امروزه پزشکان و والدین بدنبال درمان این بیماری از طریق دارو هستند و دلیل آنها این است که دارو بیماری را سریعتر کنترل می‌نماید اما بنا به گفته دکتر مارشیا زیمرمن محقق دانشگاه استنفورد در آمریکا دارو مشکل اصلی را درمان نمی‌کند و وقتی که کودک برای مدتی تحت معالجه باشد، عوارض جانبی آن بروز می‌کند و باید برای از بین بردن این عوارض دوز دارو را بالا برد. طبق گفته دکتر زیمرمن استفاده از مواد غذایی درمان بهتری برای بیماری بیش فعالی می‌باشد.

اسیدهای چرب ضروری

تنها اسید چربی که برای کودکان بیش فعال وجود دارد امگا 3 می‌باشد. مطالعات نشان داده است که در بچه‌های بیش فعال و یا آنهایی که در یادگیری و دقت در کارها مشکل دارند میزان اسیدهای چرب اندک است.

برای رسیدن اطلاعات از یک سیناپس به سیناپس دیگر یک چربی صحیح می‌تواند موثر باشد. مطالعات نشان داده است که بین سلولهای مغز کودکان بیش فعال ارتباط صحیحح صورت نمی‌گیرد.

در مغز این نوع کودکان پیغام فرستاده می‌شود ولی به منطقه‌ای که باید برسد نمی‌رسد و بنظر می‌رسد که به قسمتی که فرستنده پیام بوده برمی‌گردد. در این فرایند اسید چرب به مغز کمک می‌کند که پیغام فرستاده شده از طریق ارتباط بین سیناپسها به منطقه مورد نظر برسد.

ماهی، تخم کتان و دانه‌ها، منابعی غنی از اسیدهای چرب هستند. یکی از بهترین اسیدهای چرب امگا 3 است. روغن ماهی یکی از بهترین منابعی است که می‌تواند به کودکان بیش فعال کمک نماید. اسید چربی که در تخم‌کتان می‌باشد نیز برای این بیماری مناسب هستند ولی بدن باید آنها را برای اینکه مفیدتر باشند تغییر دهد .

ویتامین ب کومپلکس(vitamin B complex)

ویتامینهای خانواده B فعالیت نرونها را بیشتر می‌کند و برای کاهش استرس بسیار مناسب هستند. معمولاً ویتامینهای خانواده B هیچ مشکلی برای فرد بوجود نمی‌آورند اما برای اطمینان بیشتر بهتر است قبل از استفاده با پزشک مشورت نمایید.

منابع خوب و غنی برای ویتامین B شامل حبوبات،‌ نان، برنج،‌ شیر،‌ تخم مرغ، گوشت، ماهی، میوه و سویا می‌باشد.

پروتئین

اگر روزانه به جای مصرف کافئین دو تکه ماهی بخورید متوجه می‌شوید که پروتئین، انرژی شما را ثابت نگه می‌دارد. همین موضوع نیز می‌تواند برای کودکان بیش فعال صدق کند و با مقداری پروتئین انرژی آنها ثابت می‌ماند. به همین منظور کلینیک تغذیه به والدین توصیه کرده است که در غذاهای روزانه و حتی صبحانه به کودکان خود پروتئین بدهند.

برای گنجاندن پروتئین در غذا نیاز به پختن چیز خاصی ندارید و می‌توانید نیاز خود را با مقداری پنیر و نان، تخم‌مرغ و ماست کم چرب برآورده سازید. همچنین می‌توانید از کره، آجیل و کیک نیز برای عصرانه کودکان استفاده کنید.

کلسیم و منیزیم

به کودکان خود یک لیوان شیر و یا مقدار زیادی سبزی بدهید. شیر همانطور که باعث محکم شدن استخوانها می‌شود، از سلولهای ذهن محافظت می‌نماید و به سیستم عصبی مخصوصاً برای انتقال پیام که فعالیت کودکان را افزایش می‌دهد کمک می‌نماید.

منیزیم نیز تاثیری آرامش بخش بر روی سیستم عصبی دارد و به عملکرد ماهیچه‌ها و فعالیتهای عصبی کمک می‌کند و در سوخت و ساز انرژی درگیر می‌شود.

برای درمان بیماری بیش فعالی می‌توان موادی را که حاوی کلسیم و منیزیم هستند مصرف نمود که این مواد را می‌توان در بسیاری از غذاها پیدا نمود.

شیر و فرآورده‌های آن منبعی غنی از کلسیم هستند. گیاهان سبز نظیر کلم بروکلی و کاهو و همه دانه‌ها حاوی این ماده می‌باشند. سبزیهایی مانند اسفناج و مواد غذایی مانند لوبیا، آجیل، و همه دانه‌ها نیز منبعی بسیار خوب برای منیزیم به حساب می‌آیند.

مواد معدنی

مواد معدنی موادی مغذی هستند که بدن هر روزه به میزان کم به آنها نیاز دارد. مواد معدنی که می‌توانند به کودکان بیش فعال کمک نمایند مس و آهن هستند. مطالعات نشان داده‌اند که میزان مس موجود در بدن کودکان بیش فعال، در مقایسه با کودکانی که بیش فعالی ندارند بسیار اندک است.

مواد معدنی را می‌توان در میوه‌ها، سبزیجات و فرآورده های دامی‌یافت. اما بسیاری از مشاوران تغذیه مکملهایی فاقد شکر را پیشنهاد کرده‌اند.
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:14 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

ستایش شیر مادر و 10 توصیه به مادران

در این مقاله ضمن اشاره به فواید بی‌نظیر شیر مادر برای نوزادان و خود مادران، توصیه‌هایی نیز به مادران درباره شیر دادن نوزاد ذکر می‌شود.

‌شیر مادر با داشتن همه مواد غذایی اصلی و حتی ریزمغذی‌ها، تركیبات دفاعی و بسیاری مواد دیگر از قبیل آنزیم‌ها، هورمون‌های مختلف و اسیدهای چرب غیر‌اشباع، از سوی سازمان جهانی بهداشت، به عنوان كامل‌ترین غذا برای شیرخواران معرفی شده است كه مصرف آن، كودكان را در مقابل بسیاری از بیماری‌های عفونی، تنفسی و گوارشی ایمن می‌كند.

دفاع نوزاد در اوایل عمر در مقابل عوامل عفونی خارجی كه به ویژه در محیط بیمارستان به عنوان آلوده‌ترین محیط دنیا فراوانند، بسیار ناچیز است. به همین علت نوزاد در مقابل میكروب‌ها، ویروس‌ها، انگل‌ها و قارچ‌های پراكنده در این محیط هیچگونه قدرت دفاعی ندارد و به سرعت به بیماری‌های گوناگون مبتلا می‌شود كه آمار مرگ نوزادان در بیمارستان‌ها با این عوامل بسیار بالاست.

به همین دلیل نوزادان در روزهای اول تولد نیاز مبرم به تغذیه شیر از آغوش مادران دارند زیرا از این طریق میكروب‌های غیر بیماری‌زای بدن مادر به سطح پوست و مخاط دستگاه گوارش و تنفس منتقل می‌شوند و بدن شیرخوار را در مقابل میكروب‌های بیماری‌زای محیط مقاوم می‌كنند.

حتی اگر مادر خود به یك بیماری مبتلا باشد، مواد مقاومت‌زا در بدن مادر تولید پادتن می‌كنند و این پادتن‌ها از طریق شیر به بدن شیرخوار منتقل می‌شود. بنابراین در آغوش گرفتن و تغذیه نوزاد با شیر مادر از ساعت اول عمر نقش عظیمی را در افزایش قدرت دفاعی و پیشگیری از بسیاری بیماری‌های عفونی در بدن كودك ایفا می‌كند.

تغذیه نوزاد با شیر مادر، خطر ابتلا به چاقی را تا یك سوم در دوران كودكی كاهش می‌دهد و اثرات مفیدی در زندگی آتی و دوران بزرگسالی او به همراه خواهد داشت. اگر مادران كودكان را با شیر خود تغذیه كنند میزان چاقی‌های بزرگسالی در نسل‌های آینده بین 10 تا 15 درصد كاهش خواهد یافت.

از این مساله گذشته مادرانی كه شیر می‌دهند از لحاظ عاطفی رابطه عمیقی را با كودكان خود برقرار كرده و این امر موجب می‌شود كه كودك‌آزاری از سوی این مادران كمتر اتفاق افتاده و در ابعاد وسیع‌تر بنیان خانواده‌ها نیز مستحكم‌تر شود.

شیر دادن برای مادران نیز بسیار مفید است، زیرا بسیاری از سرطان‌ها از جمله سرطان دستگاه تناسلی در مادران شیرده كمتر اتفاق می‌افتد، این مادران كمتر در معرض ابتلا به عفونت‌های این دستگاه قرار دارند و از لحاظ ظاهری نیز از زیبایی اندام بیشتری برخوردارند زیرا تغذیه با شیر مادر از وزن مادر به صورت تدریجی می‌كاهد.

10 فرمان

1- هنگام شیر دادن نوزاد را بغل كرده، سر او را بالاتر نگه دارید، توجه كنید كه سینه شما روی بینی نوزاد را نپوشاند و مانع تنفس نوزاد نشود.

2- در اوایل تولد به نوزاد از هر دو پستان خود شیر دهید.

3- شیرمادر تا شش ماهگی برای رفع نیازهای شیرخوار كافی است و در این دوره به جز آب در مواقع نیاز یا استفاده از قطره‌هایی كه پزشك توصیه می‌كند، هیچ چیز دیگر به كودك ندهید.

4- از شیردهی در حالت خوابیده خودداری كنید و حتما نوزاد را در آغوش گرفته و به او شیر دهید.

5- خوردن مایعات زیاد توسط مادر و مك زدن پستان مادر بوسیله نوزاد شیر را زیاد می‌كند.

6- بیماری‌های رایج مادران و مصرف دارو توسط مادر مانع از شیردادن به نوزاد نمی‌باشد، بجز چند مورد استثنایی كه بایستی توسط پزشك كودكان تجویز شود.

7- استفاده از حوله گرم و مرطوب به مدت 10 تا 15‌دقیقه روی پستان و نوك آن و یا حمام كردن یا ماساژ دادن به جاری شدن شیر كمك می‌كند.

8- تغذیه با شیر مادر در شب هم باید ادامه داشته باشد.

9- تغذیه با شیر مادر باید مطابق میل و درخواست كودك صورت گیرد.

10- هرگز نباید آغوز را دور ریخت، آغوز بهترین و مهم‌ترین قسمت شیر مادر است.
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 19:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

شستشوی بینی

•منظور از شستشوي بيني با محلول نمكي (سالين) چيست؟
با اين نوع درمان حفرات بيني شستشو داده مي شود. يعني سطوح مخاطي داخل بيني با سالين (محلول آب و نمك) شسته مي شود. شما مي توانيد براي كمك به رفع مشكلات سينوسي يعني مشكلاتي مثل گرفتگي بيني يا آبريزش بيني اين كار را در خانه انجام دهيد.

•اين كار چگونه انجام مي شود؟
مي توانيد با استفاده از يك ظرف مخصوص بيني كه به نام پوار هم خوانده مي شود و يك بسته حاوي پودر سالين اين كار را انجام دهيد. اين وسايل را مي توانيد از داروخانه تهيه كنيد. براي استفاده از ظرف مخصوص بيني اين نكات را رعايت نماييد:
محلول را مخلوط كنيد: براي تهيه آب نمك، 100 سي سي آب ولرم را با ميزان توصيه شده روي بسته پور سالين مخلوط كنيد و محلول را در ظرف بريزيد.
ظرف مخصوص را به حالت نمايش داده شده نگهداريد. به سينك دستشويي تكيه دهيد طوري كه بتوانيد كاسه دستشويي را ببينيد. سرتان را به آرامي به يك طرف بچرخانيد و به آرامي لوله پوار را به بخش بالايي بيني ببريد طوري كه به راحتي در حفره بيني قرار گيرد. لوله را به بخش مياني (تيغه) بيني فشار ندهيد.
پوار را فشار دهيد. با فشردن اين پوار محلول به داخل بخش بالايي بيني شما ريخته مي شود. مطمئن شويد كه از راه دهان مي توانيد به راحتي نفش بكشيد.
اين محلول بلافاصله از سوراخ ديگر بيني بيرون مي ريزد. (همانند شكل). وقتي كه ظرف خالي شد، براي خارج كردن آب نمك اضافي و اخلاط داخل بيني از دو سوراخ بيني نفس بكشيد. به آرامي روي يك دستمال تميز بيني را خالي كنيد. سپس اين كار را براي سوراخ ديگر بيني تكرار كنيد.
خوب است بدانيد كه انواع مختلفي از پوارها و بطري هاي اسپري براي شستشوي بيني وجود دارد.
•چند بار بايد اين كار را انجام داد؟
اگر دچار علائم بيماري سينوسي بوديد، شستشوي بيني را به صورت يك بار در روز شروع كنيد. اگر احساس بهتر پيدا كرديد، ممكن است بخواهيد اين كار را دو بار در روز يا به عنوان يك كار منظم روزانه انجام دهيد. بعضي از بيماران از اين كار براي پيشگيري از مشكلات سينوسي حتي وقتي كه علائم بيماري سينوس ها را ندارند، استفاده مي كنند.
•بعد از آن چه احساسي دارم؟
طبيعي است كه اين قطرات تا 30 دقيقه بعد از شستشو از بيني شما خارج شود. ممكن است لازم باشد كه تا مدتي با خود دستمال داشته باشيد.
اگر بيني شما دچار سوزش شد غلظت نمك را براي دفعات بعدي نصف كنيد. همچنين ممكن است لازم باشد كه دماي آب را كمي تغيير دهيد اما هرگز از آب خيلي داغ يا آب خيلي سرد براي شستشو استفاده نكنيد. حتي مي توانيد وقتي در حمام هستيد بيني خود را شستشو دهيد.
•چطور پوار را تميز كنم؟
هميشه آب نمك اضافي را از پوار بيرون بريزيد و بعد از استفاده، آن را با آب و صابون بشوييد. بسياري از ظرف هاي مخصوص شستشوي بيني قابل شستشو هستيد. وقتي مي خواهيد از آن مجدداً استفاده كنيد بايد درون آن آب نمك تازه بريزيد.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 13:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

تشنج ناشا از تب

تشنج ناشی ازتب،شایع ترین نوع تشنج در دوران کودکی است . غالبا در بچه های 9 ماهه تا 5 ساله دیده میشود وقبل از 9 ماهگی و بعد از 5 سالگی نادر است . بیش از هر سنی برای شیرخوران 14 تا 18 ماهه پس از تب احتمال ابتلا به تشنج وجود دارد . البته والدین کودکان خود واقفند که هر تبی باعث تشنج نمی شود ، بنا براین نباید هر وقت کودکشان دچار تب شد ، پیشاپیش نگران تشنج او باشند.وجود سابقه خانوادگی تشنج ناشی از تب ، احتمال بروز تشنج ناشی از تب را در کودک افزایش می دهد.


نهایتاً اگر شیرخواری که تب داشت ، دچار تشنج شد، به جای دستپاچگی وبی تابی کردن ،شیر خوار را به روی جای نرم وکم خطری مثل تشک منتقل کرده ،به پهلو بخوابانید ونگذارید سر بچه به جلو خم شود . می بایست شرایطی فراهم شود که در اثر حرکات شدید اندامها آسیبی به کودک نرسد ونیز با بازبودن راه عبور هوا تنفس وی به راحتی ادامه یابد.ضربه زدن به صورت یا پشت یاکف پای کودک برای هوشیار کردن او ویا پایان دادن به تشنج کار صحیحی نیست وفایده ای نخواهد داشت . حتی الامکان می بایست تلاش کرد اکسیژن بیشتری به کودک در حال تشنج رسانده شود ،بنابر این حداقل از ازدحام پیرامون او باید پرهیزکرد.استفاده از دیازپام رکتال – که به داخل مقعد شیرخوار در حال تشنج وارد می شود- می تواند در کنترل تشنج موثر واقع شود.
کودک یا شیرخواری که دچار تشنج شده،هوشیاری خود را از دست میدهد وبا اشاره و یا صدا کردن نمی توان او را متوجه کرد . ممکن است با چشمهای خود به جایی خیره شود یا سیاهی چشمها به طور غیر معمول به سمتی منحرف شود.البته می تواند چشمها حالت بسته هم داشته باشند.در این شرایط احتمال دارد شیرخوار دچار رنگ پریدگی صورت ویا کبودی اطراف دهان باشد.ممکن است کودک در حال تشنج ، دچار سفتی وانقباض عضلات اندامها ودست وپا زدن مکرر شود.این حالات از چند ثانیه تا چند دقیقه ممکن است به طول بیانجامد. کودک معمولا پس از پایان تشنج به خواب فرو می رود وبیدار نگه داشتن و جلوگیری از خوابیدن او دردی را دوا نخواهد کرد . چنین کودکی می بایست توسط پزشک متخصص ویزیت ومورد معاینه قرارگیرد.
والدین چنین کودکی میبایست خونسردی خود را به طور کامل حفظ کرده واو را به یک بیمارستان منتقل نمایند.پیش آگهی تشنج ناشی از تب عالی است.یعنی معمولا این تشنج آسیبی متوجه مغز کودک نمی کند،اختلالی در یادگیری ویا هوش بچه ایجاد نمی کند . تشنج ناشی از تب ، باعث عقب افتادگی ذهنی کودک نمی شود ومشکلی درحرکات اندامها در آینده ایجاد نخواهد کرد.بنابر این می توان گفت این نوع تشنج باعث ایجاد مشکل جسمی ، روحی و مغزی در آینده کودک نخواهد شد.پس پدر و مادر کودکی که دچار تشنج ناشی از تب شده است نباید نگران و وحشت زده باشند.
30% تا 50% این بچه ها ممکن است در صورت تب ، مجددا دچار تشنج شوند. براین اساس ، پزشک متخصص به والدین توصیه خواهد کرد در صورت بروز مجدد تب ، ضمن استفاده از داروی تب بر مناسب ، تا 48 ساعت ازداروی مناسبی مانند دیازپام به منظور پیشگیری از تشنج مجدد ناشی ازتب استفاده نمایند.در بعضی شرایط احتمال تکرار تشنج در اثر تب برای کودک بیشتر می شود. اگر سن کودکی که دچار این نوع تشنج شده کمتر از یک سال باشد ،یا هنگام بروز تشنج درجه تب پایینی داشته باشد ، یا قبلا تشنج در اثر تب درافراد فامیل درجه اول اتفاق افتاده باشد و یا تشنج "فرم پیچیده" داشته باشد ، احتمال ایجاد تشنج مجدد در اثر تب در آن کودک بیشتر خواهد شد .
"فرم پیچیده" تشنج ناشی ازتب ، به حالتی گفته می شود که مدت تشنج بیش از 15 دقیقه به طول انجامد ، یا تشنج ناشی از تب در مدت 24 ساعت مجددا تکرار شود و یا حرکات اندامها حین تشنج غیر معمول باشد.تشخیص این موارد توسط پزشک معالج صورت می گیرد.طبیعتا این فرم از تشنج نیاز به بررسی بیشتری دارد و احتمال تبدیل شدن به صرع نیز در این فرم از تشنج افزایش می یابد.اما تشنج معمولی ناشی از تب ، در کودکی که از نظر تکاملی نرمال است وبیماری عصبی خاصی ندارد و نیزسابقه ای از وجود بیماری صرع در اعضای فامیل درجه یک خود نداشته است ، در آینده به بیماری صرع تبدیل نخواهد شد.بنابراین باز هم تاکید می شود "ازتشنج ناشی ازتب وحشت نداشته باشید! "

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 13:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱

زندگینامه دکتر محمد قریب پدر طب نوین اطفال

محمد قریب
زادروز ۱۲۸۸
تهران
درگذشت ۱ بهمن ۱۳۵۳
تهران
آرامگاه قبرستان شیخان قم
ملیت ایرانی پرچم ایران
پیشه پزشکی
نقش‌های برجسته بنیانگذار طب نوین اطفال در ایران و از بنیانگذاران بیمارستان مرکز طبی کودکان
لقب پدر طب کودکان ایران
مذهب شیعه
همسر زهرا قریب
فرزندان حسین محسن ناهید مریم قریب
والدین علی اصغر خان قریب

محمد قریب (۱۲۸۸ در تهران - ۱۳۵۳) از اولین پزشکان متخصص طب اطفال ایران و بنیانگذار طب نوین اطفال در ایران و از بنیانگذاران بیمارستان مرکز طبی کودکان بود.

 

زندگی‌نامه

دکتر محمد قریب در سال ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. پدرش مرحوم علی اصغر خان قریب و از مردم روستای گرکان از توابع آشتیان بود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سیروس و متوسطه را در دارالفنون گذراند. او در سال ۱۳۰۶ شمسی در زمره اولین گروه دانشجویان ایرانی بود که برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی به فرانسه رفتند. وی در پایان سال اول در شهر رن فرانسه موفق به دریافت جایزه لابراتور تشریح دانشکده پزشکی شد. وی در سال ۱۳۱۴ نخستین ایرانی بود که توانست در کنکور انترنی بیمارستان پاریس موفق شود.

دکتر قریب، به پاس خدمات چشمگیر علمی، به دریافت نشان دانش از دانشگاه تهران و نشان درجهٔ اول فرهنگ از وزارت آموزش و پرورش و نشان عالی لژون دونور از دولت فراسه نائل گشت.

وی در سال ۱۳۱۵ با دوشیزه زهرا قریب دختر مرحوم استاد عبدالعظیم قریب ازدواج کرد. و در سال ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. پس از طی نمودن دوره سربازی در سال ۱۳۱۹ به عنوان دانشیار طب اطفال در دانشگاه به فعالیت علمی مشغول گردید. وی ابتدا در بیمارستان رازی به اداره بخش اطفال مشغول شد و بعد از آن به بیمارستان هزار تختخوابی رفت و در آنجا بخش اطفال را دایر کرد. او در سال ۱۳۱۹ کتاب بیماریهای کودکان را به چاپ رساند و در سال ۱۳۳۵ با همکاری دکتر حسن اهری آن را با اصلاحات جدید تجدید چاپ نمود.

دکتر قریب در سال ۱۳۲۱ موفق به دریافت نشان عالی دولت فرانسه شد و در سال ۱۳۵۰ به عضویت هیئت مدیره انجمن بین‌المللی بیماریهای کودکان در آمد. همچنین در آخرین سالهای عمر وی موفق به دریافت نشان درجه اول فرهنگ از وزارت آموزش و پرورش شد. وی در طول سالهای فعالیت علمی خود در کنگره‌های مختلف بین‌المللی در کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، کانادا، ژاپن، ترکیه و اتریش دعوت شد و عضویت چندین مجمع علمی بین‌المللی را برعهده داشت. وی اولین تعویض خون را در ایران انجام داد و از بنیانگذاران انتقال خون در ایران بود.

دکتر محمد قریب دروس پزشکی را در دانشگاه تهران به دانشجویان رشته پزشکی تدریس کرد.

فعالیت سیاسی

مرحوم دکتر قریب در حین فعالیت علمی فعالیت سیاسی و اجتماعی نیز داشت به گونه‌ای که بارها در کلاس درس به اقدامات رژیم پهلوی انتقاد نموده و پس از واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز پس از امضای یک بیانیه به همراه ۱۰ تن دیگر از اعضای هیئت علمی دانشگاه مانند مهندس بازرگان، دکتر سحابی و دکتر نعمت‌الهی به دستور محمدرضا شاه از دانشگاه اخراج شد که این موضوع باعث افزایش محبوبیت وی در بین دانشجویان و جامعه دانشگاهی گردید.

تاسیس بیمارستان

از مهمترین اقدامات او بنیانگذاری و تأسیس اولین بیمارستان تخصصی کودکان یعنی بیمارستان مرکز طبی کودکان به همراه دکتر حسن اهری بود که وی این اقدام را در زمان بازنشستگی خود انجام دادند

درگذشت

مرحوم دکتر قریب در سال ۱۳۵۱ به هماچوری (دفع خون از دستگاه ادراری) مبتلا شد که بعدها تشخیص سرطان مثانه داده شد و اقدامات درمانی انجام شده درایران و آمریکا تأثیر چندانی بر بیماری وی نداشته و سرانجام در روز سه شنبه اول بهمن ماه ۱۳۵۳ در بیمارستان مرکز طبی کودکان محل خدمت خود درگذشت و طبق وصیت وی، در قبرستان شیخان قم به خاک سپرده شد. برای مراسم تدفین دکتر محمد قریب، محمدرضا شاه پهلوی بهمراه خودروهای دربار شخصاً جنازه دکتر محمد قریب را از تهران تا قم همراهی کردند و آیت الله مرعشی نماز وی را قرائت نمود.[۱]

آثار درباره دکتر محمد قریب

روزگار قریب نام مجموعه ای تلویزیونی است که کیانوش عیاری درباره زندگی دکتر محمد قریب ساخته‌است.

 

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 6:51 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

فرشته يک کودک

فرشته يک کودک
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شمامرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
کودک دوباره پرسید اما اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند گفت فرشته تو برایت آوازخواهد خواند وهر روز به تو لبخند خواهد زد.توعشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور میتوانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
خداوند ادامه داد فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم شد.
خداوند گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدائی از زمین شنیده می شد.کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا اگر من باید همین حالا بروم لطفا نام فرشته ات را به من بگویید.
خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد نام فرشته ات اهمیتی ندارد به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.
تقدیم به تمام فرشته ها چه انهای که زمینی هستند و بوی بهشت میدهند چه انهای که آسمونی شده اند و براي خدا آواز می خوانند.
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

سرخک


 
سرخک یکی از بیماری های شایع کودکان

سرخک یک بیماری ویروسی است که فقط در انسان دیده می شود این بیماری در فصل زمستان شایعتر است . درحال حاضر در جهان سالیانه 30 میلیون نفربه این بیماری گرفتار می شوند که 880 هزار نفر آنها می میرند (هرپنج دقیقه یک نفر) و در ایران بطور متوسط سالیانه ده هزار نفر مبتلا به سرخک می شوند...

این بیماری یکی از پنج علت عمده مرگ در کودکان و همچنین یکی از عوامل اصلی مرگ در بزرگسالان است.

اپیدمیولوژی تظاهرات بالینی

تظاهرات دوره ابتدائی 3روز شامل آبریزش از بینی-قرمزی چشمهاوسرفه می باشد مرحله بروز دانه های قرمز با تب بالا 40 درجه همراه است دانه های قرمز از قسمت سر و پشت گوشها شروع شده وبتدریج درعرض24 ساعت بصورت نزولی در تمام بدن گسترش می یابد شدت بیماری به وسعت دانه ها مربوط است. این بثورات ممکن است بصورت خونریزیهای زیر جلدی ( پتشی )و یا خونریزی کننده ( هموراژیک ) باشند که به این نوع سرخک سیا ه گفته می شود که بسیار خطرنا کتر ازسرخک می باشد.

سرخک بسیار مسری است به ویژه از طریق قطرات ریز تنفسی در طی مرحله ابتدائی ( کاتارال )افراد آلوده به این ویروس از یک یا دو روز قبل از بروز بثورات (دانه های قرمز) مسری هستند.

اکثر کودکان تا حدود یکسالگی از طریق آنتی بادیهایی که از مادر گرفته اند در برابر این بیماری محافظت می شوند. دوره کمون این بیماری 8تا 10 روزتا زمان شروع علائم اولیه فرد بیمار و14 روز تا زمان شروع بثورات جلدی ( دانه های قرمز) می باشد.

عوارض: عا رضه مهم سرخک در اغلب اوقات اوتیت مدیا(عفونت گوش میانی ) است

درمان: هیچ درمان ضد ویروسی برای سرخک وجود ندارد و فقط درمان علامتی صورت میگیرد.

پیشگیری: واکسن که بصورت ویروس زنده تهیه شده بهترین وسیله پیشگیری است که باید در سن 9 ماهگی و 15 ماهگی تزریق شود . در فردی که با بیمار مبتلا به سرخک تماس داشته و قبلا نیز واکسن نزده باشد تا پنج روز پس از تماس با فرد مبتلا می توان ایمونو گلوبولین تجویز کرد تا از ابتلا به سرخک در آن فرد جلوگیری نمود.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

پيشگيري و درمان اسهال

اسهال عبارت است از افزایش مقدار دفع بیش از سه بار در روز و همراه با افزایش حجم مدفوع با فوریت دفع همراه است.

دلايل ايجاد بيماری:

مصرف غذای فاسد، سموم، مصرف آنتی بیوتیک، عفونت های گوارشی، عفونت ادراری، عفونت تنفسی، اختلال عاطفی، مصرف نابجای مسهل.

برای پیشگیری از ابتلاء به اسهال نکات زیر را رعایت نمائید:

1) در شیرخواران بهترین غذا شیر مادر است.

2) کودک را از بیماران عفونی دور نگه دارید.

3) از مصرف غذاهای بسیار گرم یا سرد پرهیز شود.

4) با نصب توری به درب و پنجره ها از آلوده شدن مواد غذایی توسط حشرات جلوگیری کنید.

5) توجه به نظافت توالتها و شستن دستها با صابون و کوتاه کردن ناخن ها هم برای کودکان و هم افرادیکه از کودک مراقبت می کنند.

6) نگه داری مواد غذایی فاسد شدنی در یخچال.

7) نگه داری لوازم کودک در محل تمیز و دور از آلودگی.

نکات قابل توجه در مراقبت از کودک مبتلا :

8) از خوردن نوشیدنیهای تجاری خودداری شود و تغذیه متناسب با سن کودک انجام شود.

9) تعویض سریع کودک بعد از هر بار اجابت.

10)شستشوی کامل کهنه کودک مبتلا.

11)شستشوی کامل دست با صابون پس از تعویض کودک مبتلا.

12)شستشوی کودک پس از هر بار اجابت- خشک کردن و سپس چرب کردن محل تماس با کهنه با پماد و ویتامین.

13)در صورت تحریک پوست محل تماس با کهنه باز نگه داشتن در معرض هوا به مدت 20 دقیقه در روز.

14)دقت در مصرف به موقع دارو در صورت تجویز پزشک.

15)استفاده از محلول O.R.S طبق دستور پزشک.

16)در صورت خشکی پوست، کاهش اشک و بزاق، بی حالی و ضعف سریعاً به پزشک مراجعه نمائید.

17)در کودکان کمتر از 6 ماه، پس از بر طرف شدن استفراغ سریعاً شیردهی را شروع کنید.

توجه! توجه!

از دادن آب ميوه‌هاي پاكتي، نوشابه‌هاي گازدار و مايعات شيرين در زمان اسهال خودداري كنيد.


در صورت بروز هريك از علائم زير او را مجدداً نزد پرسنل بهداشتي درماني ببريد:

* در عرض سه روز بهتر نشود.

* دفع زياد مدفوع آبكي.

* استفراغ مكرر.

* عطش زياد.

* ضعف و ناتواني در خوردن و نوشيدن.

* تب.

* خون در مدفوع.

* به بيمار هيچ داروئي بجز O.R.Sنبايد داد، مگر اينكه با توصيه پزشك باشد.

شما ميتوانيد به روشهاي زير از اسهال پيشگيري كنيد:

ü در 6 ماه اول زندگي به كودك شير مادر داده و سپس در كنار غذاي كمكي شير مادر را تا دوسالگي ادامه دهيد.

ü استفاده از غذاي تازه و آب آشاميدني سالم.

ü استفاده از فنجان و قاشق بجاي بطري و پستانك.

ü شستن دست ها قبل از تهيه يا خوردن غذا.

ü استفاده از توالت بهداشتي و شستن دستها پس از دفع مدفوع.

ü ريختن مدفوع شيرخواران در توالت.

ü واكسينه كردن كودك بر عليه سرخك.

روش تهيه O.R.S ( ا. آر. اس):

4 لیوان آب جوشیده سرد شده را در پارچ ریخته و یک بسته پودر را به آن اضافه می کنیم.

پارچ را در یخچال قرار می دهیم تا محلول آب خنک باشد و یک لیوان از آن را از یخچال خارج کرده و هر 5 دقیقه یک قاشق غذاخوری به کودک می دهیم. پس از نیم ساعت اگر استفراغ نداشت، هر 2 دقیقه یک قاشق می دهیم و مجدداً اگر استفراغ نداشت مقدار بیشتری را به کودک می دهیم.

در صورت تحمل O.R.Sمی توان شیر و غذا را به تدریج به کودک داد.

O.R.S را حداکثر تا 24 ساعت می توان در یخچال نگه داری کرد و در صورت نیاز، پس از آن باید بسته جدیدی را تهیه نمود:

§ از دادن آب میوه ها، میوه ها (بجز موز و سیب) و غذاهای شیرین به کودک در طی دورانی که اسهال دارد پرهیز کنید.

§ پس از پایان دوره اسهال بکوشید تا حداقل طی 2 هفته با تغذیه مناسب و پرکالری انرژی از دست رفته کودک را جبران کنید.

وقتي كودكي اسهال مي‌گيرد، آب بدنش دفع شده و مانند گلي كه بي‌آب مانده پژمرده و بي‌حال مي‌شود.

 
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

درمان سؤ تغذیه

درمان مبتلایان به سوء تغذیه بر دو اصل اساسی یعنی علت ابتلاء به سوء تغذیه و شدت آن استوار می باشد. بطوریکه سوء تغذیه می تواند ناشی از علل ارگانیک باشد که یک یا چند نقص جسمانی در بروز آن نقش دارند ولی در دسته دیگر از مبتلایان به سوء تغذیه، دریافت غذا (پروتئین انرژی و یا ویتامین ها و مینرال ها) به دلیل غیرارگانیک کاهش دارد که به آن سوء تغذیه اولیه (PEM) گفته می شود و در عده ای دیگر از مبتلایان به سوء تغذیه ممکن است ترکیبی از این دو دسته علل مشاهده گردد.

لذا در درمان این بیماران رفع علت زمینه ای احتمالی یکی از اقدامات اولیه می باشد و از طرفی دیگر در مبتلایان به سوء تغذیه اولیه، شدت آن بر چگونگی روند درمانی تأثیر مهمی دارد.

در درمان مبتلایان به سوء تغذیه خفیف، باید عواملی که در ناامنی غذا (food insecurity) دخیل هستند را رفع نمود. ناامنی غذا به معنای محدودیت و عدم اطمینان کافی جهت دستیابی به غذاهای مناسب و مطمئن و متناسب با شرایط اجتماعی افراد (به دلایل مختلف) می باشد.

باید با افزایش سطح دانش، اصلاح رفتار و مهارت مراقبین کودکان در امر تغذیه، به حدی رسید که کودک بتواند متناسب با سن خود، نیازهای روزانه (RAD) غذائی را از نظر انرژی، پروتئین، ویتامین ها و مینرال ها دریافت نماید. با توصیه های مناسب در مورد رفتار غذا خوردن، زمان تغذیه و نوع آن، شروع به موقع غذاهای متناسب با سن، تغذیه در مکان مناسب، کاهش تنش های روحی و اضطراب والدین و عدم توسل به زور، میتوان به این هدف رسید.

برای پی بردن به این موضوع که کودک مبتلا به سوء تغذیه غذای مناسب را دریافت میکند یا خیر، باید از والدین بخواهیم که نوع غذاهای مصرفی و مقدار آن را در یک دوره 3 تا 5 روزه ثبت نمایند. این امر میتواند مارا در جهت رفع نواقص موجود در رسیدن غذای مطلوب به کودک مبتلا به سوء تغذیه کمک نماید.

لذا برای درمان کودک مبتلا به سوء تغذیه خفیف میتوان بدون بستری نمودن او و با کسب اطلاعات از چگونگی تغذیه او توسط والدین و انجام توصیه هایی در جهت رفتار مناسب و رساندن غذای متناسب با سن کودک و با آگاهی از میزان نیاز معمول تغذیه ای او (RAD اقدام نمود.

درمان کودکان مبتلا به سوء تغذیه شدید:

این کودکان باید در طی سه مرحله و بصورت بستری درمان شوند:

1- مرحله اولیه (initial phase): 1 تا 7 روز طول می کشد.

2- نوتوانی (rehabilitation): 2 تا 6 هفته طول می کشد.

3- پیگیری (follow up): 7 تا 26 هفته زمان می برد.

مرحله اولیه:

شامل موارد زیر است:

توجه به اصلاح دهیدراتاسیون و احیاناً شوک (در صورت وجود)، هیپوترمی، هیپوگلیسمی و اصلاح اختلالات الکترولیتی و اسید و باز، درمان عفونت با آنتی بیوتیک داخل وریدی، درمان ضد پارازیت و شروع تغذیه خوراکی با غذاهای خاص و با کالری بالا (نظیر F75 که در هر 100 سی سی، Kcal 75 انرژی دارد و توسط WHO پیشنهاد می شود.)

روند افزایش کالری باید بتدریج باشد و حجم غذا در هر وعده کم و تعداد دفعات تغذیه باید زیاد باشد.

در اصلاح دهیدراتاسیون بجز موارد شوک حتی الامکان باید از راه خوراکی با ORS مخصوص کودکان سوء تغذیه ای (ReSoMal) اقدام نمود. در این مرحله باید کمبودهای ویتامینی و مینرال های بیمار نیز با تجویز ویتامین هایی نظیر A، K، E، D، فولیک اسید، ویتامین های محلول در آب و روی (Zn) را اصلاح کرد.

در صورت وجود آنمی و نارسائی قلبی باید آن را اصلاح نمود.

در تجویز آهن نباید عجله کرد چرا که تجویز آن در مرحله اولیه، زمینه تشدید فعالیت عفونت ها را فراهم می کند.

گاهی عدم تحمل لاکتوز بصورت اسهال ممکن است دیده شود که با محدودیت لاکتوز اصلاح می شود.

در این مرحله باید ارزیابی های پاراکلینیکی نظیر بررسی CBC، قند و الکترولیت های خون، پروتئین و آلبومین، کراتینین و CRP و آزمایش مدفوع را در نظر داشت.

در طی بستری در بیمارستان باید جهت پیشگیری از ابتلاء به عفونت های بیمارستانی و بروز هیپوترمی، دقت لازم به عمل آید و نیز به جنبه های روحی و عاطفی کودک توجه شود.

مرحله نوتوانی (rehabilitation)

این مرحله معمولاً یک ماه طول می کشد. روند افزایش کالری را با تجویز فراورده های غذایی نظیر F100(که در هر cc100، Kcal100 دارد) باید پی گرفت و آنتی بیوتیک ها نیز ادامه دارند. اگر به دلایلی شیرخوار قادر به نوشیدن و خوردن از طریق فنجان یا سرنگ نمی باشد، باید لوله معده برقرار گردد. در این مرحله میتوان به کودکان آهن را تجویز نمود. با دریافت کالری، پروتئین و ویتامین ها، بتدریج اشتهای کودک بهتر شده و آماده مرحله بعد می شود که در این مرحله باید مراقبین کودک را جهت رفتار تغذیه ای مناسب و برای مرحله بعدی آموزش دهیم.


مرحله سوم (Follow up):

در کشورهای درحال توسعه این مرحله عمدتاً در منزل اجرا می شود که با آموزش های داده شده در مراحل قبلی و استمداد از دیگر گروه های اجتماعی مؤثر در امر سلامت، پیگیری می شود.

لازم به ذکر است در مراحل اولیه در صورت عدم وزن گیری مناسب کودک، باید به عوارضی نظیر عفونت و نیز سندرم refeeding فکر شود. این سندرم بدلیل هیپوفسفاتمی شدید، در طی مراحل اولیه درمان بصورت ضعف و نارسائی قلبی و تنفسی خود را نشان می دهد.

 
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:23 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

بی اشتهایی در کودکان

عوامل بسیاری می تواند در روش غذایی و اشتهای کودک تاثیر بگذارد قبل از هر چیز بهتر است تعریفی از اشتها ارائه کنیم. اشتها یعنی میل خاص دستگاه های بدن که فرد را به سوی انتخاب غذای مورد نیاز و لازم هدایت می کند. اشتها نیز حالتی شبیه نفس کشیدن، بلعیدن و سایر برنامه های بدن انسان بوده، بی اختیار و غیر ارادی است. بدیهی است که تمایل نداشتن کودکان به غذا، والدین را نگران می کند، اما باید به میل آنها احترام گذاشته و در ضمن به حل مساله پرداخته شود، در ضمن لازم نیست که اوقات غذا خوردن به ساعت جدال و درگیری تبدیل شود. غذا نخوردن کودکان را به بدخلقی آنها نسبت ندهید. نیابد بچه ها را عادت داد که فقط در ساعات غذا خوردن، چیزی بخورند.

پس در هنگام بروز این مشکل چه باید کرد؟
شاید قبل از هر چیز لازم باشد که فرزند خود را نزد پزشک ببرید، زیرا بی میلی به غذا ممکن است با پیدایش هر نوع بیماری، هر چند خفیف و جزیی، ایجاد شود و پزشک با معاینات دقیق فرزندتان این موضوع را روشن خواهد کرد.
او بی اشتها نیست، شما پرخورید!
گاهی اوقات والدین تصور می کنند که فرزندشان بی اشتهاست. در حالی که بیش از ظرفیت، به او غذا می دهند و وقتی که او نمی خورد، تصور می کنند که مشکلی در اشتهای وی ایجاد شده است. اگر وضعیت رشد فرزند شما در نمودار قد و وزن مطلوب است و رشد طبیعی نشان می دهد، پس دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
غالبا تغییر رژیم غذایی نیز بی تاثیر در اشتهای کودک نیست. غذاهایی که چرب باشند، اشتیاق کودک را نسبت به غذا خوردن کمتر می کنند برای مثال اکثر بچه ها شیر را دوست دارند، اما بچه های بی اشتها شیر بدون سرشیر و شیر کم چرب را بهتر می خورند. گوشت، سبزیجات و میوه نیز از منابع غذایی خوب برای کودکان به شمار می رود.

فقط 3 وعده یا بیشتر؟
سوال بسیاری از والدین این است که خوراکی های میان وعده های اصلی غذا برای کودکان مناسب است یا خیر؟
در پاسخ به این سوال باید گفت که می توان از خوراکی های کم حجم مانند سیب، هویج، آب میوه یا میوه استفاده کرد تا علاوه بر این که مواد طبیعی را به بدن کودک می رساننذ موجب بی اشتهایی او نیز نشوند.
گاهی اوقات وقتی با فرزندتان بیرون می روید و او تقاضای یک شیرینی یا شکلات می کند. با او مخالفت نکنید، زیرا گاهی اوقات این خوراکی بیشتر غذای روح کودک شما به حساب می آید.
البته بهتر است این گونه خوراکی ها بعدازظهر یا عصر به کودک داده شود تا مانع خوردن غذای اصلی نشود.
یکی دیگر از کارهایی که والدین می توانند صورت دهند این است که یک رژیم غذایی کامل و متنوع را برای کودک در نظر بگیرند، اما به او اجازه دهند که مسوولیت انتخاب غذای خود را به عهده گیرد. بدین ترتیب او تمایل بیشتری برای خوردن غذا پیدا خواهد کرد.

نمودار سینوسی اشتها
نکته قابل توجه دیگر این است که اشتها متغییر است. حتی مقدار شام و ناهار افراد با یکدیگر فرق می کند، سن کودک و میزان نیاز او به انرژی، همچنین احساسات او، همه در مقدار و نوع غذای مصرفی تاثیر دارند.
کودکان، معمولا در سالهای دوم و سوم زندگی کمتر از سال اول غذا می خورند و در این دوران سرعت رشد هم نسبت به سال اول کندتر می شود، بنابراین آنها به انرژی کمتری نیز احتیاج دارند و غذای بسیاری نمی خواهند، که همه این موارد طبیعی است و نباید آنها را وادار به غذا خوردن کرد.از دیگر عوامل موثر بر اشتهای کودکان، جو حاکم بر زمان صرف غذاست.
بهتر است که کودکان غذا را با شادی بخورند. اگر هنگام صرف غذا همه خوشحال و راضی باشند و از غذاخوردن لذت ببرند، می توانند آهسته غذاخوردن و زمین ریختن غذای کودک را بهتر تحمل کنند و با آرامش بیشتری با او کنار بیایند.
در ضمن افرادی که برای کودک عزیز و مهم هستند در احساسات کودک نقش بسزایی داشته و حالت آنها در حین غذاخوردن برای بچه الگو می شود. نگرانی و ترس بیش از هر چیز موجب بی اشتهایی کودکان می شود.
توجه داشته باشید که نگرانی و استرس والدین، بیش از آنچه تصور کنید بر فرزندان تاثیر دارد و از آنجایی که فرزندان تجربه کافی در زندگی ندارند، ممکن است با احساس ناراحتی والدین بترسند که نکند والدین به دلیل مشکلاتی که دارند.فرزندشان را ترک کرده یا دیگر او را دوست نداشته باشند و همین مساله عاملی برای نگرانی و ترس آنها شده، اشتهای آنان را بشدت کاهش می دهد.
پس تا حد امکان فضای آرام و شادی را برای فرزندان ایجاد کنید تا آنها نیز با آرامش و خوشحالی مراحل رشد خود را پشت سر بگذارند.

بی اشتهایی کودکان شامل طیف گسترده ای از مشکلات تغذیه ای می شود که از یک مشکل ساده تغذیه ای نظیر شوخی گرفتن غذا خوردن، شروع و تا اختلالات شدید در رشد کودک ناشی از سوء تغذیه را شامل می شود.

یکی از عوامل مهم در ایجاد بی اشتهایی، اختلالات و ناراحتی های روانی و غیر ارگانیک است. اضطراب، افسردگی، روابط غلط و نامناسب خانوادگی، کمبود محبت و عکس العمل های عاطفی نامناسب از جمله این علل می باشند. والدین افسرده و گوشه گیر که الفبای ایجاد رابطه عاطفی با کودک خود را نمی دانند و در روند تغذیه و تحریک کودکان شان به خوردن کوتاهی دارند، فرزند آنان از بی توجهی تغذیه ای عاطفی، اجتماعی و هوشی رنج خواهد برد. ناآگاهی از نوع و شیوه ارتباط با کودک در هر زمینه ای خصوصا به هنگام تغذیه و از سن 8 ماهگی به بعد می تواند منجر به اختلالات تغذیه ای، بی میلی و بی اشتهایی در دوران کودکی شود.

هر گاه مادران در خوراندن غذا به کودک ـ در حالت عصبانیت و یا اضطراب ـ اصرار نمایند و تا آنجا پیش بروند که حتی با کودکان شان درگیر شوند، در چنین مواردی کودک نه تنها رغبتی به خوردن غذا از خود نشان نمی دهد بلکه رفتار نامناسب تری را در پیش خواهد گرفت و این موضوع به عنوان یک خاطره تلخ در ذهن او باقی خواهد ماند.

داشتن یک برنامه غذایی که با ذائقه و میل کودک تناسب کافی داشته باشد و در عین حال بتواند نیازهای روزانه کودک را تأمین نماید بسیار مهم می باشد اما بسیاری از مادران به دلیل بی اطلاعی و یا بی نظمی فاقد چنین برنامه های غذایی هستند. گاهی اوقات مشاهده می شود که هنوز کودک قاشق اول را به طور کامل نخورده، مادر قاشق دوم را به دهانش می گذارد و یا اینکه قاشق غذا را بیش از اندازه پر کرده تا جایی که تنفس کودک دچار اختلال می شود. شیوه های نامناسب خوراندن غذا هم می تواند تغذیه را در نظر کودک بی اهمیت جلوه دهد به مانند اینکه برخی از مادران به هنگام راه رفتن و یا بازی کردن و نظایر این حالات به کودک خود غذا می خورانند

برعکس، چنانچه مادران کودک خود را آزاد بگذارند تا با غذای خود بازی کند و آن را لمس کند، معمولاً کودک بهتر غذا می خورد. والدین باید توجه داشته باشند برای اینکه کودک شان در زمینه تغذیه دچار بی اشتهایی نشود، باید از زمان شیرخواری مراقب تغذیه اش باشند. از شیر گرفتن کودک که معمولاً در سنین 2 تا 3 سالگی انجام می پذیرد، مستلزم حمایت های تغذیه ای مناسب با برنامه ریزی است. لذا به کارگیری یک روش تدریجی اما ثابت و جایگزین نمودن غذاهای مناسب در از شیر گرفتن کودک حائز اهمیت می باشد. اغلب برای مادران بهتر است که شیر پستان خود را فقط پس از تغذیه جامدات به کودک بدهند. اصرار کودکان بر خوردن شیر پس از یک دوره محرومیت، اگر با عدم قاطعیت مادر روبه رو شود منجر به پافشاری هر چه بیشتر کودک به خواسته هایش می شود.

اکثر کودکان هوس های کودکانه زودگذری در خصوص غذا خوردن دارند. چنانچه والدین طبق برنامه ای از پیش تعیین شده سرِ ساعت به کودک شان غذا بدهند و کودک امتناع کند و غذا را پس بزند و آنها غذای دیگری به او ندهند، زمانی که کودک حسابی گرسنه اش بشود، همان غذا را با میل و رغبت فراوانی خواهد خورد و این مسأله جلوی بروز مشکلات بعدی را خواهد گرفت.

کودکانی که دچار کم اشتهایی هستند اغلب در مواجه شدن با حجم زیاد غذا در ظرف شان، از خوردن سر باز می زنند. در این گونه موارد باید حجم غذای مورد انتظار کودک بسیار کم در نظر گرفته بشود و در همان وعده غذایی، به تدریج به حجم غذای کودک اضافه بشود.

تمیز کردن بشقاب غذا توسط کودک، انگیزه ای برای خوردن غذا حتی در حجمی بیشتر و در وعده های دیگر است. به کودکان کم اشتها می توان در هر وعده غذایی، غذای کمتری داد اما تعداد وعده های غذایی را بیشتر کرد. ضمنا باید توجه داشت که به هیچ وجه در میان وعده های غذایی از تنقلاتی نظیر بیسکویت، کیک، شکلات، پفک، چیپس، بستنی و... به کودکان داده نشود و در صورت اصرار و پافشاری بیش از حد آنان، این مواد در حجم بسیار کم و پس از خوردن غذا و طبق یک برنامه حساب شده و قبلی داده شود.

غذا نخوردن کودکان یکی از مشکلات رایج تغذیه‌ای موجود در خانواده‌هاست سوال این است که والدین در مقابل این عمل چه می‌کنند؟ تهدید و ارعاب؟ ضرب و شتم؟ مقایسه با دیگران؟به زور خوراندن غذا؟ تطمیع با خوراکیهای بی ارزش یا به اصطلاح هله هوله؟ و....؟کدام یک از راهها صحیح است؟

اگر کودکتان غذا نمی‌خورد باید او را نزد کارشناس تغذیه و همچنین در صورت نیاز نزد روانشناس ببرید. اگر از کودکتان بخواهید در بعضی از کارهای بی‌خطر آشپزی به شما کمک کند هنگامی که سفره را پهن کردید به همه اعلام کنید که غذای امروز را با کمک فلانی آماده کرده‌اید و از اهل خانه هم بخواهید (ولو اینکه از آشپزی شما ناراضی هستند) از غذا تعریف کنند مسلما این برخورد باعث خواهد شد که بچه نسبت به غذائی که خودش تهیه کرده است رغبت نشان داده و مقدار بیشتری از آنرا بخورد.

راه دیگر اینست که ببینید کودکتان برای غذا خوردن چه شرایطی را برای شما در نظر می‌گیرد و حتی الامکان آن را بپذیرید و فراموش نکنید آنچه از نظر ما نامعقول است شاید برای کودکتان (در آن شرایط) کاملا معقول و پذیرفتنی است و قبول آن باعث بهبود وضعیت روحی کودک می‌شود. حتما قضیه ابن سینا و شاهزاده‌ای را که فکر می‌کرد گاو است را می‌دانید. شاهزاده به هیچ وجه غذا نمی‌خورد و می‌خواست تا قصابی را برای ذبح کردنش احضار کنند. ابن سینا در هیات قصاب نزد شاهزاده رفت و گفت، این گاو لاغر است به او غذا بدهید تا فربه شود. آنگاه او را قربانی خواهم کرد. آنوقت شاهزاده شروع به خوردن غذا کرد هنگامی که کمی غذا خورد حالش بهبود یافت و سالم شد. با کودکان هم باید همین گونه برخورد کرد.

چند راهکار برای بدغذایی کودک:

- کودک برای خوردن باید احساس گرسنگی کند، فعالیت پیش از غذا، مصرف نکردن شیرینی، شربت و مایعات شیرین بین وعده‌های غذایی و خواب‌آلوده نبودن به این امر کمک می‌کند.

- از غذاهای مورد علاقه آنها استفاده شود.

- در دادن غذا به کودک باید صبور بود.

- باید هنگام غذا دادن به کودک با او صحبت کرد و او را به خوردن غذا تشویق کرد.

- زمان خوردن غذا را می‌توان با ابراز محبت برای کودک لذت‌بخش کرد.- در زمانی که کودک با علاقه غذا می‌خورد می‌توان از او تعریف و تمجید کرد.

- غذای کودک را باید به روش‌های مختلف همچون دادن غذای جدید، تغییر در ترکیب غذاها، مزه، بافت، نحوه طبخ، تزیین غذاها به شکل حیوانات، گل و عروسک و استفاده از بشقاب‌های رنگین متنوع کرد.

- در صورت امتناع از غذا، می‌توان آن را با غذای مورد علاقه‌اش مخلوط کرد یا آن را در فرصتی دیگر امتحان کرد.

- سفره غذای کودک در محیطی تمیز، آرام، دوستانه، راحت، مطمئن و همراه با دیگران باشد.

- ساعات برنامه غذایی کودک متغیر نباشد. باید فاصله زمانی بین مصرف میان‌وعده را با وعده اصلی رعایت کرد.

- در زمان غذا خوردن کودک نباید خیلی گرسنه یا خیلی خسته باشد.

- باید اجازه داد کودک، خود در مورد سیر شدنش تصمیم بگیرد. اگر در یک وعده مقدار کمتری غذا بخورد مسلما در وعده دیگر جبران خواهد کرد.

- غذاها را نباید خیلی زود و بر اساس تمایل کودک عوض کرد.

- برای خوردن غذا جایزه در نظر گرفته نشود.

- نباید انتظار داشت کودک خیلی تمیز و مرتب مطابق با خواسته شما غذا بخورد. ریخت و پاش غذا و پرت کردن غذا را می‌توان با ملایمت و به تدریج محدود کرد.

- سعی کنین فرزندتون رو در تهیه و آماده سازی غذاها مشارکت بدین. در مورد غذاهای مختلف بهش توضیح بدین و اثرات غذاهای مختلف رو به زبان ساده برای سلامتی انسان بهش بگین.

- فرزندتون رو مجبور نکنین بیشتر از میلش غذا بخوره چون اینکار باعث میشه آستانه سیری اون بالا بره و کم کم کنترلش رو اشتهاش از دست بده و در سنین بزرگسالی دچار پرخوری و اضافه وزن بشه.

- باید بدونیم که اگه دوستدار بچه های تپل مپل و چاق هستیم کاملاً اشتباهه. چاقی دوران کودکی پیامدهای خطرناکی داره و جزو مزمن ترین و درمان ناپذیرترین چاقی هاست. اگه فرزندمون رشد نرمالی داره و سالمه پس اون مقدار غذایی که دریافت میکنه براش کافیه لزومی نداره بخواهیم بیشتر از اون غذا بخوره.

- تا زمانی که کودک وارد اجتماع نشده سعی کنین از معرفی مواد غذایی کم ارزش بهش خودداری کنین مطمئن باشین اگه ذائقه کودکتون به این طعم ها آشنا نشه در بزرگسالی هم تمایل مفرط به خوردن این مواد غذایی نخواهد داشت. چرا برای اینکه فرزندتون رو تشویق به خوردن غذا کنین از نوشابه های گازدار و... استفاده میکنین؟. بعد از این هم که وارد اجتماع شد اونها رو از خوردن تنقلات کم ارزش منع کامل نکنین بلکه خودتون هم این مواد غذایی رو به ماسبت هایی تهیه کرده و در مقادیر مشخصی با هم مصرف کنین تا فرزندتون دور از چشم شما دنبال این غذا ها نره...

- اگه کودکتون کم غذا میخوره با ترفندهایی همون غذای کم رو هم پر انرِژی بکنین: مثلاً به غذاش کره – حبوبات- گوشت و دانه های روغنی اضافه کنین.

- دسرهای شیری که براحتی هم تهیه میشن راهکاری برای دریافت لبنیات توسط فرزند شماست.

- کودکان عاشق غذاهایی هستن که با دست خورده میشه براش ماکارونی های شکل دار درست کننید کتلت و کوکو های کوچیک تهیه کنین و اجازه بدین با دست اون ها رو بخوره...

- اگه کودکتون غذاشو نخورده هیچ میان وعده ای بهش ندین و اگه ابراز گرسنگی کرد همون غذای باقی مانده رو براش بیارین.

- در حلوی جمع در مورد بدغذایی فرزندتون صحبت نکنین چون اینطوری فرزندتون بیشتر لجاجت میکنه.

- کلاً غذا و غذا خوردن رو به یه بحث داغ و حساسیت آور تبدیل نکنین تا حساسیت فرزندتون هم به این مسئه زیاد بشه. غذا خوردن هم مثل کارای دیگه جزیی از زندگی ماست و لزومی نداره بیش از حد بهش اهمیت بدیم.

- از ظروف رنگی برای کودکتون استفاده کنین.

- در هنگام خرید نظرشون رو در مورد خرید کدام نوع میوه ازش بپرسین.

- کودکان به رنگهای قهوه ای علاقه دارن میتونین از این روش هم برای خوراندن مواد غذایی مختلف به کودکتون استفاده کنین.

- اگه به فرزندتون وقتی که کم غذا خورده خیلی توجه کنین این باعث میشه از کم غذا خوردن به عنوان راهی برای جلب توجه استفاده کنه پس وقتی غذاش رو خوب خورده توجه بیشتری بهش بکنین و اونو تشویق کنین.

- تو محیط های شلوغ به کودک غذا ندین چون هرچه زودتر میخواد از غذا خوردن خلاص شده و به شلوغی بپیونده!!!

- در اندازه های کم برای کودکتون غذا بکشین تا حجم زیاد غذا باعث نشه اشتهاش رو از دست بده مطمئن باشین اگه میل داشته باشه بازهم خواهد خواست.

- اگه کودکتون آروم غذا میخوره عجله نکنین چون اگه عجله بکنین اون هم ترجیج خواهد داد اصلاً نخوره.

- کودک رو به رعایت وعده های غذایی ملزم بکنید: صبحانه- ناهار و شام و 2 الی 3 میان وعده.

- همراه کودکتون غذا بخورین و از غذا تعریف بکنین. این باعث میشه اون هم به خوردن غذاها ترغیب بشه.

- کودکتون رو به پارک و پیاده روی ببرین این باعث میشه اشتهاش بیشتر بشه.

- برای کودک فضای دلنشین و جای راحتی را انتخاب کنید. غذا باید به او دور نباشد تا تحت فشار قرار گیرد. بشقاب را نزدیک به او بگذارید.

- همیشه وقت معینی را به غذا خوردن اختصاص دهید چون این کار اشتهای کودک را تحریک می‌کند. رنگ مواد غذایی بسیار مهم است. کودکان رنگ‌های متنوع را دوست دارند. سبزی‌هایی مانند هویج پخته و سبزی‌های سبز در کنار هم می‌تواند برای او جذاب باشد.

- باید حوصله و وقت کافی برای این کار در نظر گرفت و با آرامش به او غذا داد.

- آب میوه طبیعی بهتر از هر نوشیدنی دیگری است.

- اگر کودک یک ماده غذایی را نمی‌پذیرد و آن را نمی‌خورد، نسبت به سلیقه او با احترام برخورد کنید. آن ماده را کنار بگذارید ولی در روزهای بعد امتحان کنید


- اگر کودک خسته است، به او غذا ندهید و بگذارید استراحت کند. هرگز نباید زمان غذا خوردن برای او تبدیل به یک خاطره ناخوشایند شود.

- یک نوع غذا در وعده‌های متوالی، کودک را از آن غذا رو گردان می‌کند. تنوع را در وعده‌های غذایی او رعایت کنید.

- درباره رفتارهای کودک عکس‌العمل‌ها نباید متفاوت باشد. به طور مثال اگر غذا را پرت کرد، نباید گاهی خندید و گاهی او را تنبیه کرد. همیشه در زمینه رفتارهای نامناسب کودک نشان دهید که کار خوبی انجام نداده است.

پس در حقیقت باید کودک تشویق به غذا خوردن شود نه اینکه با بازی کردن و ادا و اطوار کودک فراموش کند که غذا میخورد و فقط به جنبه ی بازی آن توجه کند چه بسا که هر په قدر کودک بزرگتر میشود بایذ روشهای بازی را تنوع داد که فکر میکنم اطرافیان را کلافه خواهد کرد و کودک لذت خوردن را فرا نخواهد گرفت.


میشه برای یک مدتی غذای کودک رو با پدرش در یک ظرف ریخت و پدر موقع غذا خوردن اصلا به کودک توجه نکنه و تند تند غذا رو بخوره (از قبل برنامه ریزی شده باشه با پدر!). بچه چند روز اول طبق روال معمولی آرام غذا میخوره و زیاد اهمیتی نمی ده. وقتی بشقاب خالی میشه دوباره پرش نکنید.

بعد از چند روز نتیجه واقعا عالی اه چون بچه متوجه میشه اگر دست به کار نشه گرسنه میمونه و تا بشقاب مشترک را جلوشون میذارین سریع شروع می کنه به خوردن که عقب نمونه. البته هم چنان پدرش توجه نکنه ولی سرعتش را کم کرده بود تا بچه بیشتر بخوره. راهکار خوبیه

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

شعر پزشکی برای کودکان

 

اهمیت دندان ششم


خطر سم بوتولیسم در کنسروهای فاسد


کزاز

مصرف بی رویه آنتی بیوتیک

 
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

عفونت گوش چیست ؟

آیا تا به حال عفونت گوش داشته‌اید ؟ حتی اگر هم به خاطر نیاورید احتمالا یکبار مبتلا شدید . اکثر کودکان پیش از 2 سالگی حداقل یکبار عفونت گوش میانی دارند . این عفونت می تواند باعث گوش درد و تب شود .

عفونت گوش میانی چیست ؟

عفونت گوش میانی یکی از رایجترین مشکلات دوران کودکی است . بگذارید موضوع را با بحث درباره عفونت شروع کنیم . عفونت زمانی رخ می دهد که میکروبهایی مانند باکتریها و ویروسها وارد بدن می شوند و مشکلی بوجود می آورند . میکروبها می توانند وارد گوشهایتان شوند . گوش به سه بخش تقسیم می گردد: خارجی ، میانی ، داخلی . زمانی که میکروبها در گوش خارجی تان درد سر می آفرینند گوش شناگر نامیده می شود .

گوش میانی محفظه کوچکی از هوا در پشت پرده گوش محسوب می گردد. هنگامی گوش میانی تان دچار عفونت می شود که میکروبها وارد گوش میانی می شوند و آن قسمت پر از مایع ( چرک ) می گردد که حاوی سلولهای مبارزه کننده با میکروب است . زمانیکه چرک تولید می شود احساس می کنید در گوشتان بادکنكی در حال ترکیدن است که این حالت می تواند باعث درد گردد.

چگونه دچار عفونت گوش می شوم ؟

بین گوش میانی و حلقتان راهی وجود دارد که شیپوراستاش نامیده می شود . شیپوراستاش ( در هر گوش یکی وجود دارد ) فشار ناشی از ورود و خروج هوا به داخل و خارج گوش میانی تان را متعادل می کنند. وقتی کم سن و سال هستید مخصوصا قبل از اینکه سه ساله شوید ، شیپورهای استاش خیلی کوچکند و کمتر قادرند میکروبها را خارج کنند در کودکان بزرگتر بلندتر می شوند و معمولا بهتر کار می کنند اما باز هم می توانند باعث مشکلاتی گردند . اگر حساسیت یا سرماخوردگی داشته باشید شیپورهای استاش بسته می شوند و به میکروبها اجازه می دهند وارد گوش میانی گردند . سپس تعداد میکروبهای داخل گوش میانی افزایش می یابد و عفونت ایجاد می گردد.

عفونت گوش مسری نیست گرچه شاید سرما بخورید که بعدا به عفونت گوش بینجامد . اگر به عفونت گوش مبتلا شده باشید احتمالا علايم گوش درد ، تب یا مشکل شنوایی داشتید . هر گاه هر یک از این علايم ظاهر شدند به والدینتان بگویید تا شما را نزد پزشک ببرند .

پزشک چه اقدامی انجام می دهد ؟

وقتی نزد پزشک می روید با چراغ قوه خاصی به نام اتوسکوپ داخل گوشتان را می بیند . پزشک بوسیله اتوسکوپ می تواند پرده گوشتان را - غشای نازکی میانی گوش خارجی و میانی - ببیند .

پزشک ممکن است از اتوسکوپ برای فوت کردن هوا به داخل گوشتان استفاده کند . چرا ؟ برای اینکه متوجه گردد که هوا باعث می شود پرده گوشتان به طریقی که پرده گوش سالم حرکت می کند حرکت می‌نماید ؟ پرده گوش عفونی شده آن طوری که باید حرکت کند نمی کند چون چرک بر آن فشار می آورد ممکن است باعث تورم آن گردد . عفونت نیز باعث قرمزی پرده گوش می گردد .

اگر عفونت گوش داشته باشید ، پزشک در مورد اقدامات بعدی تصمیم می گیرد . شاید از والدینتان بخواهد تا شما یک یا دو روز بعد معاینه کند تا ببیند بهبودی حاصل شده است ؟ همچنین شاید پیشنهاد مسکن درد به شما بدهد تا دردتان را بکاهد .

اگر پزشک تشخیص دهد که باکتری باعث این مشکل شده شاید دارویی به نام آنتی بیوتیک تجویز کند . این دارو معمولا عفونت باکتریایی را بر طرف می سازد و طی چند روز بهبود می یابید .

چنانچه آنتی بیوتیک براي شما تجویز گردید خیلی مهم است طبق مدتی که پزشک دستور داده آن را مصرف کنید ، حتی اگر درد گوشتان متوقف شده باشد . در صورتیکه دارو را کاملا مصرف نکنید عفونت می تواند برگردد و مجددا درد گوشتان آغاز شود .

کودکی که عفونت مزمن یا مكرر گوش دارد ممکن است نیاز به چند آزمایش دیگر داشته باشد . عبارتند از شنوایی نگار (اوديوگرام) که شنوایی تان را می سنجد ، پرده صماخ نگار (تيمپانوگرام) دستگاهی که بررسی می کند آیا پرده گوشتان به طور طبیعی حرکت می کند یا خیر .

چگونه از عفونت گوش پیشگیری شود ؟

کودکان در پیشگیری از عفونت گوش ، چه اقدامی می توانند انجام دهند ؟ از ورود به محلهایی که افراد سیگار می کشند خودداری کنید . چون دود سیگارمی تواند جلوی عملکرد درست شیپورهای استاش‌تان را بگیرد .

همچنین سعی کنید سرما نخورید . این گامها می توانند موثر باشند:

· در صورت امکان از تماس با افراد سرما خورده خودداری کنید .

· دستانتان را مرتب بشویید .

· سعی کنید به بینی و چشمانتان دست نزنید .

با برطرف شدن سرما خوردگی و بیرون کردن این میکروبهای مزاحم از گوشهایتان آسوده خاطر می شوید .

 
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:7 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

سیاه زخم چیست ؟

 

شايد در مورد سياه زخم شنيده باشيد و از آن وحشت داشته باشيد . برخي مردم نگران اين هستند كه ميكروب سياه زخم به عنوان يك سلاح ميكروبي توسط اشخاصي منتشر شود ، هر چند این یک فکر وحشتناک است ولی دولت و پلیس روی راههایی کار می کنند که از ما محافظت نمایند.

در این اثناء این مسئله اهمیت دارد که از سیاه زخم وحشت نکنیم – شانس اینکه شما یا یکی از افراد خانواده شما به آن مبتلا شوید بسیار کم است . یکی از راههایی که می تواند حال شما را بهتر کند اینست که در مورد بیماری آگاهی پیدا کنید .

وقتی شما بدانید که این بیماری چیست و چطور به آن مبتلا می شوید دیگر آنقدرها ترسناک جلوه نمی کند . بنابراین در اینجا پاسخهای چندین سوال که شما ممکن است در مورد سیاه زخم بپرسید آمده است.

سیاه زخم چیست ؟

سیاه زخم عفونتی است که توسط باکتری ( یک نوع میکروب) بنام باسیل آنتراسیس ایجاد می‌شود . این باکتری هاگهایی می سازد که شکلی از میکروبند که با یک پوسته ی محافظ پوشیده شده اند. این هاگها می توانند سالها در خاک زندگی کنند و هنگامیکه وارد بدن شوند ایجاد سیاه زخم می کنند.گرچه این بیماری بیشتر در حیوانات مزرعه – مثل گوسفند ، گاو،و بز شایع است ، احتمال اندکی وجود دارد که انسانها نیز به آن مبتلا شوند و این بر اثر نوعی تماس با حیوان یا قسمتی از بدن حیوان است که سیاه زخم دارد.

انسانها چگونه به سیاه زخم مبتلا می شوند؟

انسانها اگر در معرض هاگها قرار گیرند ممکن است به سیاه زخم مبتلا شوند. ( در معرض بودن بدین معناست که یک میکروب که بیماری زاست درست در همان محلی که شما هستید مثل اتاق مشترک یافت شود جایی که بتواند در تماس مستقیم با بدن شما قرار گیرد.)

اما مهمترین قسمت اینست : تنها در معرض این هاگها بودن به این معنی نیست که انسان مریض خواهد شد. برای بیمارشدن ، انسان باید با هاگها به یکی از این سه طریق خاص تماس پیدا کرده باشد. آنها باید هزاران هاگ را به درون ششهای خود تنفس کرده باشند. یا باید گوشتی را خورده باشيد که این هاگها را داراست. ( گوشتی که سیاه زخم را منتشر

می کند از حیواناتی است که با این باکتری آلوده اند و معمولا این گوشت کاملا پخته نشده است . ) یا آنها باید چیزی را بلند کرده باشند که رویش هاگ بوده و این عامل بیماری را روی بریدگی روی پوست خود کشیده باشند. این ممکن است وحشتناک باشد ، اما حتی هنگامیکه مردم در تماس با این هاگها قرار می گیرند هم احتمال بیمار شدن قطعی نیست . اگر باکتری وارد پوست ، لوله گوارش ، یا ششها نشود ، بیماری بوجود نخواهد آمد.

آیا سیاه زخم واگیر است؟

سیاه زخم همانند آنفلوانزا که می تواند بین اعضا خانواده یا همکلاسی ها منتشر شود، انتشار پیدا نمی کند گر چه راههاي سرايت متعددي دارد كه در بالا ذكر شد.

سیاه زخم چگونه درمان می شود؟

سیاه زخم اغلب به طور موفقیت آمیزی توسط آنتی بیوتیکها (دارویی که باکتری را از بین می برد.) درمان می شود.

آیا من باید در مورد سیاه زخم نگران باشم؟

سیاه زخم بسیار نادر است. در پاییز سال 2001 در آمريكا ، بعد از اینکه شخصی از حروف نامه برای انتشار این تخمهای بیماری زا استفاده کرد افراد اندکی آلوده شدند. گرچه این ترسناک بود، تنها افراد اندکی بیمارشدند و پلیس سخت کار می کرد تا دیگر اتفاقی نظیر آن رخ ندهد. شانس اینکه یک نفر از هاگهایی که کسی انتشار می دهد یا از هرگونه تماس با حیوان آلوده سیاه زخم نگیرد بسیار ، بسیار اندک است.

اگر شما هنوزدر مورد سیاه زخم نگران هستید ، به خاطر بیاورید که شما، خانواده شما، و دوستان شما احتمالا هرگز با تخمهای سیاه زخم روبرو نخواهد شد. صحبت با معلم یا والدین حال شما را بهتر خواهد کرد و او خواهد توانست به دیگر سوالات شما در مورد سیاه زخم پاسخ دهد.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 23:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

اختلالات رشد

داستانهای افسانه ای عمدتا ماجراهای کوتوله ها یا افراد کوتاه را توضیح می دهند . این داستانها در صد سال گذشته نوشته شدند و گاهی اوقات در آنها سعی شده توضیح دهند که چرا این افراد با هم نوعان دیگرشان متفاوت به نظر می رسند .

داستانهای افسانه ای قدیمی ، چنانچه نویسندگان از آنچه که پزشکان امروزی درباره رشد و نمو می دانند با خبر می گشتند ، متفاوت می گشتند .

اختلال رشد چیست ؟

رشد و به بلوغ رسیدن افراد متفاوت است . ممکن است بلندتر از دوست صمیمی کلاس چهارمتان باشید. اما بعد در کلاس ششم ممکن است او چند سانتی متری از شما بلندتر است . معمولا امری کاملا طبیعی محسوب می شود . در هر حال ، اختلال رشد یعنی اینکه کودکی دارای رشد غیر طبیعی است – برای مثال ، رشد بسیار آهسته تر یا سریعتراز دیگر کودکان هم سن و سال .

رشد طبیعی چیست ؟

اگر رشد تمامی کودکان یکسان باشد چگونه پزشکان رشد طبیعی را تشخیص می دهند ؟ با اندازه گیری پا و اینچی ( یا متر و سانتی متر ! ) طی سالها بسیاری از وسايل اندازه گیری قد و وزن برای تعداد زیادی از کودکان با گروههای سنی متفاوت به کار گرفته شد . این اندازه گیری در آنچه که نمودار استاندارد نامیده می شود جمع آوری شدند که به پزشکان نحوه رشد بسیاری از کودکان را نشان می دهد .

از زمان کودکیتان هر باری که برای چکاپ ترد پزشکتان رفتید ، وی قد و وزن شما را اندازه گرفته است .به علت اینکه رشد کودکان متفاوت است پزشکتان وزن شما را با نمودار رشد استاندارد مقایسه می‌کند . اگر در صدک پنجاهم نمودار رشد قرار گرفته باشید به این معناست که نیمی از کودکان هم سن و سالتان بلندتر از شما هستند و نیمی دیگر کوتاه تر .اگر در صدک بیست و پنجم قرار گرفته باشید به این مفهوم است که هفتاد و پنج درصد کودکان هم سن و سالتان بلندتر و بیست و پنج درصد دیگر کوتاهتر از شما هستند و به همین ترتیب .

اکثر کودکانی که قدشان بین صدک سوم و نود وهفتم قرار دارد و رشد ثابتی دارند دارای رشدی طبیعی هستند . کودکانی که بلندتر یا کوتاهتر از این میزان رشد هستند نیز معمولا طبیعی محسوب می شوند . اما کودکانی که پايین تر از صدک سوم یا بالاتر از صدک نود وهفتم قرار دارند یا رشدشان خیلی آهسته تر یا سریعتر از سایر کودکان باشد ممکن است مشکلی در رشد داشته باشند . در چنین وضعیتی ، پزشک معمولا به بررسی مواردی می پردازد . یک موردی که پزشک می خواهد مطلع شود قد پدر و مادر و نحوه رشدشان در زمان کودکی می باشد . ممکن است ژنهای بلندقدی یا کوتاه قدی را از آنها به ارث برده باشید . شما نیز ممکن است تمایل به داشتن جریان رشد زودتر یا دیرتر از سایر کودکان را به ارث برده باشید .

مشکلات بلوغ جنسی

غدد موجود در بدنتان پیام رسانان شیمییایی تولید می کنند که هورمون نام دارند . افزایش طبیعی میزان برخی از این هورمونهای تولید شده موجب تغییراتی می گردد که در طی بلوغ جنسی رخ می دهند .

بلوغ مرحله ای از زندگیتان محسوب می گردد که رشد جنسی رخ می دهد مانند رشد سینه و عادت ماهانه در دختران و رشد آلات تناسلی و بیضه ها در پسران . یکی از تغییرات جسمی که طی بلوغ رخ می دهد افزایش زیاد در میزان رشد است – جریان رشد میزان بالای هورمونهای بدنتان بیانگر این است که استخوانها رشد می کنند و در حال رشد هستند .

زمانیکه این تغییرات پیش از سن 8 سالگی در دختران یا 10 سالگی در پسران رخ می دهند بلوغ زودرس یا قبل از موقع نامیده می شود . در ابتدا ممکن است این کودکان بلندتر از دوستانشان باشند ولی بعدا رشدشان زودتر از سایر کودکان ممکن است متوقف گردد و در بزرگسالی آن طور که باید بلند قد گردند نگردند . گاهی اوقات کودکان دارای بلوغ زودری را می توان با داروهایی که به رفع این مشکل کمک می‌کنند درمان کرد .

بلوغ دیررس یا به تاخیر افتاده زمانی رخ می دهد که تغییرات جسمی و هورمونی که باید در زمان بلوغ صورت بگیرند دیرتر از زمان معمول رخ می دهند یا گاهی اوقات اصلا رخ نمی دهد . دخترانی که تا سن 13 سالگی و پسرانی که تا سن 15 سالگی به بلوغ نمی رسند دارای بلوغ دیررس هستند و برخی مواقع بالعین تاخیری نامیده می شود . زمانیکه سر انجام بلوغ رخ می دهد ، یا خود به خود یا با درمان این نوجوان از جریان رشد برخوردار می گردند و تمایل دارند به هم جنسان خود برسند . بعضی وقتها حتی بلندتر از دوستانشان می گردند !

هورمونها و اختلالات رشد

یکی از غدد موجود در بدنتان غده هیپوفیز نامیده می شود . در زیر مغز قرار دارد و به شکل بادام زمینی است . ممکن است اندازه کوچکی داشته باشد ولیکن اهمیت فوق العاده زیادی دارد . یکی از پیام رسانان شیمیایی را که غده هیپوفیز به بدن وارد می کند هورمون رشد نامیده می گردد که ( جای شگفتی نیست ) برای رشد حیاتی است . زمانیکه غده هیپوفیز هورمون رشد کافی تولید نمی کند – و نیز گاهی اوقات سایر هورمونهای هیپوفیز – این وضعیت کم کاری هیپوفیز نامیده می شود . این امر می تواند رشد کودک را آهسته ، کند . آزمایشات خاصی برای تشخیص میزان هورمون کافی تولید شده در کودکان وجود دارد . اگر هورمون کافی تولید نکنند ، تزریق روزانه هورمون رشد اغلب می تواند به رشد آنان کمک کند تا در بزرگسالی از قدی متوسط برخوردار گردند .

غده دیگری که هورمونهای ضروری برای رشد تولید می کند تیروئید نام دارد . اگر به آرامی انگشت خود را جلوی گردنتان بگذارید می توانید دقیقا زیر سیب آدم آن را حس کنید . به شکل پروانه است و زمانیکه بلع انجام می دهید بالا و پايین می رود .

تیروئید هورمونی بنام تیروکسین می سازد . چنانچه به میزان خیلی کمی تیروکسین بسازد چنین وضعیتی هیپوتیروئیدي نامیده می شود . داشتن تیروکسین بسیار کم ، رشد کودک را کند می نماید . پزشکان می‌توانند آزمایش خون ساده ای را در رابطه با هیپوتیروئیدي انجام دهند . در صورت نیاز ، کودک می‌تواند هورمون کمی را به صورت کپسول مصرف کند.

سایر دلایلی که کودک به طور طبیعی رشد نمی کند چه هستند ؟

گرچه هورمونها نقش مهمی در رشد ایفا می کنند ولی دلایل بسیاری در رابطه با رشد غیر طبیعی کودک وجود دارد . برخی از آنها عبارتند از :

· بیماریهای مزمن مانند مشکلات قلب و کلیه ، فیبروز کیستی ، آرتریت روماتوئيد جوانان ، و آنمی سلول داسی شکل که ممکن است در برخی موارد از سرعت رشد بکاهند .

· ضایعات در طی بارداری : یکی از دلایلی که به خانم باردار هشدار داده می شود از مصرف سیگار و مشروبات الکلی خوددداری کند این است که رشد جنینش را کند می سازند . در نتیجه نوزاد به هنگام تولد بسیار کوچک بوده و برخی اوقات کوچک نیز باقی می ماند . این وضعیت تاخیر رشد درون رحمی یا IUGR نامیده می شود . برخی عفونتهای دوره بارداری ، سایر مشکلات بارداری و بیماریهای ژنتیکی خاص نیز می توانند چنین مشکلی را ایجاد کنند.

· ناتوانی رشد : برخی نوزادان رشد نمی کنند و پس از تولد به طور طبیعی وزنشان زیاد نمی شوند . این وضعیت ناتوانی رشد ( FTT ) نام دارد . ممکن است در هنگامی که نوزاد به اندازه‌ي کافی تغذیه نشود رخ دهد . گاهی اوقات ممکن است نوزاد مبتلا به بیماری ای باشد که نیاز به درمان دارد اما اکثر آنان پس از آغاز تغذیه کافی ، به طور طبیعی رشد می کنند.

· شرایط ژنتیکی : برخی شرایط ژنتیکی وجود دارد که باعث می شود کودکان آن طوریکه باید رشد ننمایند . برخی دختران کوتاه قد ممکن است سندروم ترنر داشته باشند . یعنی به جای دو کروموزوم X دارای یک کروموزوم هستند یا یکی از کروموزومهای ایکس شان غیر طبیعی است . مشکل ژنتیکی دیگر سندروم مارفان نام دارد که باعث بلند قدی فرد می گردد و اینکه دستان و پاهایش خیلی دراز است . چنین فردی مشکلات قلب و چشم نیز دارد . ( بسیاری از مردم بر این باورند که ابراهام لینکلن ، ششمین رئیس جمهور آمریکا ، سندروم مارفان داشته است .) اکثر این اختلات رشد را می توان امروزه با موفقیت درمان کرد . کودکانی که زمانی بسیار قد کوتاه یا قد بلند بوده اند با کمک می توانند به رشد کودکان هم سن و سال خود دست یابند . و این پایان مسرت بخش داستان افسانه ای است !

 
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:57 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

علل افزایش و تراکم بیلی روبین در خون

درون هموگلوبین یک هم Heam وجود دارد که د رحقیقت یک حلقه پروتوپورفینی است (که البته این حلقه به جز هموگلوبین در سیتوکرومها و میوگلوبین هم وجود دارد).زمانی که RBC متلاشی و هموگلوبین آزاد می شود این حلقه که در Hb وجود دارد آزاد می شود و بعد از تغییراتی تبدیل به بیلی روبین می شود.این رنگیزه حلالیت کمی در آب دارد و در چربی خیلی راحت حل می شود بنابراین اگر به نسج ها و بافتهایی که چربی در آنها زیاد است مثل اعصاب محیطی برود آنجا رسوب می کند ، پس به این دلیل (قابلیت حل در چربی ) یک ماده سمی محسوب می شود.
بدن باید با مکانیسم مشخصی سم زدایی کند یعنی به نحوی آن را دفع کند.وظیفه سم زدایی بیلی روبین به عهده کبد است یعنی بیلی روبین تولید شده باید به کبد منتقل شود.پس این بیلی روبین نباید رها باشد و توسط پروتئینی به نام آلبومین گرفته می شود و رسوب نمی کند.این پروتئین آنرا به کبد منتقل می برد.در کبد برای اینکه بیلی روبین براحتی دفع شود لازم است تا به ترکیبی تبدیل شود که در آب محلول باشد یعنی باید بصورت نمک بیلی روبین درآید.پس در کبد تبدیل به گلوکوروییدبیلی روبین (نمک بیلی روبین یا همان بیلی روبین کنژوگه) می شود.بیلی روبین برای تبدیل شدن به نمک با یک اسید که اینجا اسید گلوکورونیل است ترکیب شده (با یک ریشه از این اسید، البته برخی از بیلی روبین ها 2 ریشه می گیرند) و تبدیل به نمک بیلی روبین می شود.وقتی این صفت را پیدا کرد براحتی دفع می شود (اگر هم به خون برگردد به راحتی از کلیه دفع می شود) .در این حالت بیلی روبین از صفرا به روده ریخته می شود.آنزیمی که این واکنش را کاتالیز می کند آنزیم UDP-Glucoronyl Transferase (یوریدیل دی فسفات-گلوکورونیل ترانسفراز) است.پس کارخانه نمک سازی توسط این آنزیم اداره می شود.
بنابراین بیلی روبین غیرمحلول قبل از کبد است و بیلی روبین محلول بعد از کبد.
نمک بیلی روبین در روده ، توسط فلور طبیعی روده به اوروبیلینوژن تبدیل شده و از طریق ادرار دفع می شود.
افزایش بیلی روبین را هایپربیلیروبینیا می گویند.دسته بندی به شکلهای مختلف است:
1-گاهی برحسب نوع Bill است:مثلا هایپربیلیروبینیای کنژوگه-غیرکنژوگه
2-گاهی برحسب محل ضایعه در این زنجیره است:یرقا قبل از کبد ، یرقان کبدی ، یرقان بعد از کبد.
(در حالت سلامت باید فقط اوروبیلینوژن در ادرار باشد).

هایپربیلی روبینیای قبل از کبد:
بیلی روبیتی که در اینجا افزایش می یابد غیرکنژوگه است چون هنوز وارد کبد نشده است و تنها دلیل این بیلی روبین افزایش تولید است یعنی حلقه هم Heam به مقدار زیاد در اختیار این زنجیره قرار بگیرد مثلا در اثر همولیز که به دلایل مختلف رخ می دهد مثل ترومای نسجی، ورزش سنگین، فاوویسم،عقرب گزیدگی،ناسازگاری خونی بین مادر و جنین، ناسازگاری خونی در دریافت خون،بچه ای که تازه متولد شده به علت ترومای نسجی به علت عبور از کانال زایمان.در اینجا کبد سالم است و بعد از کبد هم مشکلی نداریم و صفرا به راحتی وارد روده می شود.همچنین است فردی که دچار لیز عضلانی (دیستروفی) باشد چون مقدار زیادی میوگلوبین آزاد می کند و میوگلوبین تبدیل به بیلی روبین می شود.
در حاتی که گفته شد کبد کارش را درست انجام می دهد و صفرا هم به راحتی به روده ریخته می شود ولی میزان بیلی روبین خارج از حد کبد است.در اینجا بیلی روبین در ادرار دیده نمی شود چون هنوز به فرم محلول در نیامده است.در اینگونه یرقانها اوروبیلینوژن ادرار مثبت و بیلی روبین ادرار منفی است.

هایپربیلیروبینیای کبدی:
در رابطه با متابولیسم بیلی روبین در کبد 3 مرحله کار داریم که هر کدام می توانند مختل شده و ایجاد یرقان کبدی کنند.
1-افراد مبتلا به سندرم گیلبرت اشکال اینها این است که آنزیم ترانسفراز کمی دارند یعنی آنزیم را دارند ولی کمتر از افراد طبیعی پس قدرت نمک سازی اینها از افراد طبیعی کمتر است.در بعضی از افراد در سندرم گیلبرت پروسه گرفتن بیلی روبین از آلبومین کند است.اینجا هم بیلی روبین غیرکنژوگه افزایش می باد.این یرقان ، یرقان خوش خیم است و ممکن است فرد متوجه نشود ولی در اثر یک سرماخوردگی (عفونت) حالت یرقانی داشته باشد که با برطرف شدن عارضه،خوب می شود.(دوباره به حالت اول برمی گردد ).
2-سندرم کریگلر-نجار:بازهم اشکال در ترانسفراز است.برخی از افراد آنزیم ترانسفراز را اصلا ندارند و یا اینکه کاهش شدید دارد پس اینجا فرد قادر به نمک سازی نیست و یک یرقان شدید می گیرد .اینجا هم نوع غیرکونژوگه افزایش می باد.در ادرار این افراد بیلی روبین دیده نمی شود.
3-سندرم Rotor و سندرم Dubin-Johnson:در سندرم Rotor مشکل در دفع کنژوگه به صفرا است ، دز نتیجه از بلی روبین های کنژوگه به خون می رود.در اینجا در ادرار بیلی روبین دیده می شود.این دو سندرم سبب افزایش بیلی روبین کنژوگه می شوند.

یرقان بعد از کبدی:
بعد از مجرای صفراوی است.هرجا مجاری صفراوی بسته شوند مقداری از بیلی روبین کنژوگه در کبد مانده (ایجاد یرقان می کند) و مقداری از بیلی روبین کنژوگه به خون برمی گردد.اینجا بیلی روبین ادرار مثبت و اوروبیلینوژن منفی است.(چون صفرا انسداد دارد و اصلا ساخته نمی شود).

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

استافیلوکوک Estaphylococcus

کلمه استافیلوکوک از دو بخش تشکیل شده : استافیل به معنی خوشه انگور و کوک به معنی دانه.پس استافیلوکوک یعنی دانه خوشه انگوری.
این باکتری برای اولین بار توسط کخ کشف شد. فردی به نام اوگستون در سال 1881 نام استافیلوکوک را برای باکتری انتخاب کرد.از نظر شکل ظاهری باکتری کوکسی گرم مثبت است و به شکل خوشه انگور در زیر میکروسکوپ مشاهده می شود.بی حرکت و بدون اسپور است و در روی محیط کشت رنگیزه های مختلفی ایجاد می کند (طلایی ، نارنجی ، سفید).بر روی محیط های معمولی رشد می کند.محیط اختصاصی جهت باکتری محیطی است به نام مانیتول سالت آگار.این محیط 7% نمک دارد که در نتیجه باکتریهای دیگر بر روی این محیط رشد نمی کنند پس یک محیط اختصاصی برای انواع استافیلوکوک است.
از نظر ساختمان آنتی ژنی:پپتیدوگلیکان دیواره و تئی کوئیک اسید و پروتئین A دارای خاصیت آنتی ژنی هستند.همچنین پلی ساکارید و آنتی ژن کپسولی در دیواره وجود دارد.

آنزیم های استافیلوکوک:
1-آنزیم کواگولاز:دو نوع کواگولاز وجود دارد:پیوسته ، آزاد
آنزیم کواگولاز پیوسته در سطح باکتری وجود دارد و به آن فاکتور جمع کننده نیز می گویند.(Clumping factor)
آنزیم کواگولاز آزاد باعث می شود که در لوله آزمایش پلاسما منعقد شود.جهت انعقاد نیاز به فعال کننده ای است بنام کواگولاز ریکتین فاکتور.پس کواگولاز به خودی خود فعال نیست و نیاز به فعال کننده Coagulas Reactin factor دارد.کواگولاز رشته های فیبرینوژن پلاسما را به رشته های فیبرین تبدیل می کند و باعث انعقاد می شود.در شرایط مساعد باکتری آنزیم دیگری ترشح می کند به نام فیبرینولیزین که رشته ها را حل می کند.(به همین دلیل بعد از انجام آزمایش باید 2 ساعت به 2 ساعت لوله را چک کرد تا آنزیم دوم ترشح نشود.)
یکی از راههای تشخیص استافیلوکوک بیماری زا از غیربیماریزا آنزیم کواگولاز است که در نوع غیربیماری زا وجود ندارد.
2-آنزیم فیبرینولیزین:رشته های فیبرین را حل می کند.
3-کاتالاز:آنزیم کاتالاز در استاف های بیماریزا و غیر بیماریزا (هر دو ) وجود دارد.کاتالاز آب اکسیژنه را تبدیل به آب و O2 می کند.جهت تشخیص استافیلوکوک از استرپتوکوک آزمایش کاتالاز انجام می شود.
4-آنزیم لیپاز:قادر است لیپیدها را حل کند.
5-آنزیم هیالورونیداز:کار آن اینست که اسید هیالورونیک بافت پیوندی را حل می کند و موجب انتشار عفونت می گردد.
6-آنزیم نوکلئاز:کار آن از بین بردن DNA است.به آن Dnase هم می گویند.

سموم (توکسین )های استافیلوکوک:
1-انتروتوکسین:ایجاد مسمومیت غذایی می کند.بر روی مواد آغشته به استافیلوکوک ترشح می شود و باعث مسمومیت می شود.
2-همولیزین ها:موجب لیز شدن RBC ها می شود.انواع همولیزین:همولیزین آلفا ، همولیزین بتا، همولیزین گاما
همولیزین آلفا وقتی ترشح می شود باعث لیز RBC ها بطور ناقص می شود و در روی محیط کشت یک هاله نیمه شفاف دیده می شود در حالیکه در همولیزین بتا ، RBC کاملا لیز می شود و یک هاله کاملا شفاف در اطراف باکتری مشاهده می شود.استافیلوکوک های کواگولاز مثبت و بیماریزا در روی محیط کشت بلاد آگار دارای همولیز بتا هستند.
3-لوکوسیدین:کار آن نابود کردن لوکوسیت ها(WBC) است.

انواع استافیلوکوک ها:
3 نوع استافیلوکوک داریم:
استافیلوکوک اورئوس Staphilococcus areus
استافیلوکوک اپیدرمیدیس Staphilococcus epidermidis
استافیلوکوک سیتروس

بیماری های استافیلوکوک:
1-آکنه (جوشهای غرور جوانی):تولید آکنه به علت وجود هورمونهای دوران نوجوانی است.بعد از ایجاد آکنه ، آنزیم لیپازی که بوسیله استافیلوکوک ترشح می شود چربی پوست را به اسید چرب تبدیل می کند و در نتیجه موجب تشدید بیماری می شود.
2-استئومیلیت(عفونت استخوان):به هر صورتی که باکتری وارد استخوان شود عفونت استخوان ایجاد می شود و اکثرا در دیافیز ایجاد می شود.گاهی عفونت به مفاصل سرایت می کند که به پیوارتریت تبدیل می شود.
3-عفونت فلسی شدن پوست Scalded skin syndrome:پوست بصورت ورقه ورقه می شود.
4-انتروکولیت استافیلوکوکی:انتروتوکسین حاصل از استافیلوکوک باعث اسهال می شود و بعد خود به خود جذب می شود.
5-مسمومیت غذایی
6-پنومونی
7-باکتریمی:
عفونت زودگذر خون است که برطرف می شود ولی ممکن است منجر به سپتی سمی شود.(سپتی سمی یک عفونت پایدار است و نیاز به درمان دارد)
8-عفونت پستان:این نوع عفونت در مادرانی مشاهده می وشد که در بیمارستان زایمان کرده اند و عامل این عفونت باکتریهایی هستند که در بیمارستان وجود دارند و دهان نوزاد بوسیله این باکتری ها آلوده شده است.

تشخیص آزمایشگاهی :
نمونه های ارصالی عبارتند از :خون، مایع نخاع، عفونت چرک.
1-از نمونه مورد نظر لام تهیه کرده و پس از رنگ آمیزی گرم در زیر میکروسکوپ مشاهده می کنیم.استاف ها به رنگ بنفش و خوشه ای دیده می شود.
2-روی محیط های B.A (بلاد آگار )، MSA(مانیتول سالت آگار) و شاپمن کشت می دهیم.24 ساعت در 37 درجه قرار می دهیم ، بعد از 24ساعت استافیلوکوک بیماری زا به رنگ طلایی روی محیط MSA ظاهر می شود ، در صورتیکه استافیلوکوک اپیدرمیدیس باشد به رنگ سفید ظاهر می شود.بر روی محیط B.A استاف طلایی ایجاد همولیز بتا می کند یعنی در اطراف کلونی هاله روشنی که نشان دهنده همولیز کامل RBC ها است مشاهده می شود.در محیط شاپمن هم باکتری رشد کرده اگر ژلاتین ذوب شود اطراف آن یک هاله روشن دیده می شود.
بعد از این تستها جهت تایید بیماری زایی آزمایش کواگولاز را در لوله انجام می دهیم چنانچه نمونه بیماری زا باشد بعد از 2 ، 4 و 6 ساعت انعقاد در لوله دیده می شود.
جهت درمان از آنتی بیوگرام استفاده می شود و داروی مناسب استفاده می شود.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:39 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

پنموکوک

جز استرپتوکوک ها هستند که باکتریهایی هستند گرم مثبت که غالبا بصورت دیپلوکوک شعله شمعی در زیر میکروسکوپ مشاهده می شوند.دارای کپسول پلی ساکاریدی هستند و در مجاورت با co2 10-5% بهتر رشد می کنند.

پنموکوک عامل بیماری پنمونی یا ذات الریه(سینه پهلو) است و به دنبال پنمونی عفونتهایی مثل سینوزیت،اوتیت،مننژیت و اندوکاردیت را نیز ایجاد می کنند.غالبا بصورت نرمال فلور در دستگاه تنفسی حدود 10% یا بیشتر افراد وجود دارند.باکتریهایی هستند که گرم مثبت هستند ولی در کشت های کهنه ممکن است بصورت گرم منفی دیده شوند و به طور خود به خودی لیز می شوند.اتولیز استرپتوکوک ها به وسیله مواد کاهنده کشش سطحی مثل املاح صفراوی افزایش پیدا می کند ،در صفرا لیز می شود و نسبت به اپتوشین(اتیل هیدرو کوپروئین کلراید) حساس می باشد.

2نوع کلونی ایجاد می کند:یک نوع کلونی راف(خشن) که بدون کپسول است و دیگری کلونی نوع صاف (اسموز) که دارای کپسول می باشد

ساختمان آنتی ژنی:

1-کپسول پلی ساکاریدی:پنموکوک ها براساس خصوصیات آنتی ژنیکی کپسول پلی ساکاریدی به 84 تیپ تقسیم می شوند که این تیپهای مختلف از نظر بیماریزایی ممکن است با هم اختلافاتی داشته باشند و تیپ 3 پنموکوک کپسول بزرگتر و کلونی های بزرگتر و موکوئیدی تری ایجاد می کند.

2-پروتئین M:شبیه Mپروتئین استرپتوکوکوس پیوژنز است ولی از نظر ایمونولوژیکی با آن متفاوت است و ضد فاگوسیتوز نیست و آنتی بادی ضد آن در مقابل پنموکوک باعث مصونیت نمی شود.

3-آنتی ژن فورسمن Forsmsn Ag: که از جنس لیپوتئی کویک اسید است و با آنتی ژنهای سطحی سلول پستانداران کراس ریکشن دارد.(واکنش متقابل)

4-کربوهیدرات C:اختصاصی گروه پنموکوک ایت و در آنها مشترک است.یک شاخص آنتی ژنیکی است که با پروتئینی از دسته بتاگلوبین ها واکنش ایجاد می کند و این پروتئین به نام CRP(C-Reactive proteine) نامیده می شود.مقدار این پروتئین در افراد سالم کم است ولی میزان آن در عفونت ها افزایش پیدا می کند وتست CRP یک تست غیراختصاصی در تشخیص عفونتها می باشد.

5-پروتئاز پنموکوکی:این پروتئاز توسط پنموکوک ترشح می شود و باعث تخریب IgA ترشحی می گردد.همین عامل در کلونیزاسیون و مستقر شدن پنموکوک و در حقیقت در بیماریزایی آن می تواند نقش داشته باشد.

6-توکسین پنموکوکی: توکسینی است به نام پنمولیزین O که شبیه استرپتولیزین O نسبت به O2 حساس می باشد و نقش آن از نظر بیماریزایی ناشناخته است.

عفونتهای کلینیکی :

پنموکوک باعث بیماری پنمونی (ذات الریه) می باشد و عفونت ریوی را ایجاد می کند . در بزرگسالان بالای 40سال که عفونت مزمن ریوی هم داشته باشند پنمونی پنموکوکی 4-3بار بیشتر است و همینطور در جاهایی که تراکم جمعیت وجود دارد مانند مدارس،سربازخانه ها و ....بیشتر شیوع پیدا می کند و عفونتهای پنموکوکی در فصل زمستان شایع تر است.و بعد از عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی ماندد عفونتهای ویروسی که باعث مستعد نمودن و انتشار عغونت پنموکوکی می شود بیشتر اتفاق می افتد.

پنموکوک در اثر تماس با ناقلین نیز منتقل می شود.میزان ناقلین در اطفال زیر سن دبستان 50-25% و در بزرگسالان 18-10% هم ذکر شده است.

پنمونی به ندرت یک عفونت اولیه است و اغلب در مواردی که مقاومت بدن پائین باشد یا دفاع دستگاه تنفسی ضعیف شده باشد یا عواملی مانند سرماخوردگی،بیهوشی،استعمال دخانیات و الکل که دستگاه تنفسی را آماده ابتلا به عفونت پنموکوکی می کند بیشتر اتفاق می افتد.

علائم بالینی:

پنمونی همراه با تب است که ممکن است درجه تب به 1/41-8/38 برسدهمچنین همراه است با تب،لرز و درد سینه،سرفه،خلط غلیظ که اکثرا با خون همراه است و در 25% موراد باکتریومی دیده می شود.

پنموکوک ممکن است از طریق دستگاه تنفسی فوقانی منتشر شود و باعث سینوزیت،اوتیت (گوش درد گوش میانی) شود.ممکن است از طریق خون به مننژ وارد و باعث مننژیت شود و یا ممکن است باعث اندوکاردیت شود.پنموکوک در نوزادان و اطفال مهمترین عامل پاتوژن در دستگاه تنفسی فوقانی است که اغلب با گوش درد همراه است.

تشخیص:

نمونه های کلینیکی شامل:خون ،مایع نخاعی و خلط می باشد.کشت باکتری روی محیط بلاد آگار و شوکولات آگار انجام می شود که باید نمونه ها در شرایط 10-5% CO2 قرار بگیرد.

تست های تشخیصی:

1-حساسیت به اپتوشین

2-حلالیت در صفرا

3-تزریق به صفاق موش

4-تست تورم کپسولس یا کوالانگ

درمان:

مهمترین دارو (بهترین دارو) پنی سیلین است و در صورت حساسیت به پنی سیلین از اریترومایسین و سفالوسپورین ها (مثل سفالکسین) استفاده می شود و در موارد مننژیت از کلرامفنیکل استفاده می شود.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

ازدیاد حساسیت نوع یک (آنافیلاتوکسیک یا فوری)

این نوع واکنش خود به دو شکل می تواند اتفاق بیافتد:
۱-سیستمیک یا عمومی (به نوع سیستمیک اصطلاحا آنافیلاکسی می گویند Anaphylaxi)
2-موضعی (اصطلاحا آتوپی گفته می شود Atopy)
اگر واکنشهای مخرب در تمام بدن اتفاق بیفتد می گوئیم تیپ یک سیستمیک.اما اگر فقط در یک ارگان اتفاق بیفتد می گوئیم ازدیاد حساسیت تیپ یک موضعی

مکانیسم وقوع واکنشهای تیپ یک:
در واکنشهای ازدیاد حساسیت (آلرژیک) به آنتی ژن ،آلرژن گفته می شود.
مرحله 1)حساس شدن:فرد برای نخستین بار با آلرژن روبرو می شود چند روز بعد بدن آنتی بادی نوع IgE می سازد.IgE که سیتوتروپ است (یعنی دوست دارد روی گلبول ها و سلولها بنشیند) روی مست سل ها (در بافت مخاطی و پیوندی) و بازوفیل ها (در خون محیطی) متصل می شود.سلولهای مذکور در سطح خود برای IgE گیرنده دارند.این مرحله بی سر و صدا و بدون واکنشهای خارجی است.
مرحله2)ظاهر شدن واکنش:در این مرحله به محض تماس مجدد با همان آلرژن اولی، مرحله دوم رخ می دهد.بدین ترتیب که آلرژن ورودی به IgEهایی که در سطح سلولها قبلا نشسته اند متصل می شود.آلرژن از طریق Fab گیرنده( IgE )به آن ها می چسبد و دو ملوکول گیرنده را مثل پل به هم وصل می کند. به محض چنین اتصالی فعل و انفعالاتی درون سلول صورت خواهد گرفت که منجر به پاره شدن گرانولها و خروج مواد شیمیایی آنها می شود.این مواد شیمیایی متعددند و اثرات متفاوتی روی بافتها و عروق دارند.علائم و نشانه هایی که بوسیله اثرات این مواد آشکار می شود را تضاهرات آلرژی می گویند.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

اتومایکوسیس Otomycosis

این بیماری ممکن است گوش خارجی و غضروف آن را مبتلا کند.
بیماریهای میکروبی گوش قسمت وسیعی از بیماریهای گوش را تشکیل می دهند.در بین قارچها،تعداد زیادی از قارچها عامل اتومایکوسیس هستند ولی ما آنها را به سه دسته تقسیم می کنیم:
1-ساپروفیتها
2-مخمرها
3-درماتوفیتها
تعداد درماتوفیتها به مراتب بیشتر است و خیلی از ساپروفیتها می توانند این بیماری را ایجاد کنند از جمله گونه های:آسپرژیلوس،پنسیلیوم،آلترناریا،کلادوسپوریوم، موکور، رایزوفوس،اسپولاریوپسیس.
در بین ساپروفیت ها و کلا در بین قارچها شایع ترین قارچی که باعث اتومایکوسیس می شود قارچی به نام آسپرژیلوس نایجر است.
در بین مخمرها:Candida Sp بویژه Candida.Albicans،Trichosporon،Geotrochum که مهمترین (شایع ترین )آنها کاندیدا آلبیکنس است.
در بین درماتوفیت ها:تقریبا تمام درماتوفیت ها می توانند در قسمتهای مختلف گوش بخصوص لاله گوش ایجاد بیماری کنند.
بیماری بیشتر در مناطقی که گرد و غبار است در اثر دست کاری گوش بوجود می آید.

علائم بیماری:
3 شکل بیماری دیده می شود:1)حالت حاد 2)حالت تحت حاد 3)حال مزمن
در حالت حاد،چرک و درد و ترشحات و خارش و سوزش زیاد دیده می شود.در تحت حاد همین علائم هست ولی به میزان کمتر.و در حالت مزمن این علائم را به ندرت می بینیم.
یکی از عوارضی که اتومایکوسیس می تواند بوجود آورد کری موقت است.یعنی در داخل گوش نزدیک پرده،قارچ و میسیلیوم های قارچ و اپیتلیال های توده ای و ترشحات،باعث می شوند توده ای بوجود آید و بیمار صدا را بدرستی نشوند.در اثر در آوردن این توده کری از بین می رود.

درمان:
برای درمان بیماری:اولین کاری که متخصص می کند باید گوش را تمیز کند.(قطره ای به نام استات آلومینیوم وجود دارد که در داخل گوش ریخته می شود و اجرامی که در داخل گوش است پاک می شود)بعد از این کار درمان شروع می شود.داروهای مورد استفاده یکی پمادی است به نام نیستاتین،همینطور سوسپانسیون نیستاتین،پماد کلوتریمازول و سوسپانسیون آمفوتریسین بتا.

تشخیص آزمایشگاهی:
اولین کار نمونه برداری است که ممکن است توسط متخصص باشد با وسیله ای به نام رینگ توده های درون گوش را در می آورند و برای آزمایشگاه می فرستند.با رنگهای بلدومتیلن و گرم و ...آن را رنگ آمیزی می کنند.و یا ممکن است شخص به آزمایشگاه مراجعه کند که در اینصورت از سوآپ استریل استفاده می شود.بهتر است سوآپ را به دست خود بیمار داد.باید آن را با سرم فیزیولوژی مرطوب کرد.وقتی ترشحات و چرک درون گوش را برداشت کرد ، روی لام می کشیم.لام را فیکس می کنیم(بهتر است که با الکل فیکس کنیم).بعد رنگ آمیزی می کنیم.بسته به عامل بیماری زیر لام چیزهایی می بینیم.مثلا در مورد آسپرژیلوس نایجر که خیلی شایع است میسیلیوم،شاخه های جانبی،گاهی وزیکول و از همه مهمتر کندیاهای خاردار دیده می شود.
در مورد قارچی مثل پنی سیلیوم و یا بقیه گونه ها باید میسیلیوم با تیغه میانی دید.
در مورد اسکوپولاریوپسیس کندیاهای خاردار می بینیم.
اگر موکور و رایزوپوس باشد میسیلیوم های قطور بدون تیغه میانی می بینیم.
اگر آلبیکنس باشد ،سودوهایف و مخمر دیده می شود.
اگر ژئوتریکوم باشد ، آرتروکندیا دیده می شود.
و اگر ترایکوسپوروم باشد ف آرتروکندیا و مخمر دیده می شود.

*برای کشت:ترشحات برداشت شده از گوش بیمار را در محیط S کشت می دهیم
.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

اعضای لنفاوی و ساختمان آنها

اعضا لنفاوی به دو دسته تقسیم می شوند:

۱)اعضای لنفاوی اولیه یا مرکزی 2)اعضای لنفاوی ثانویه یا محیطی
1)اولیه:در انسان شامل تیموس و مغز استخوان و در پرندگان بورسا است.
2)ثانویه:به دودسته تقسیم می شوند:

الف)اعضای لنفاوی ثانویه کپسول دارمانند طحال و عقده های لنفاوی.
ب)اعضای لنفاوی ثانویه بدون کپسول مثل لوزه ها،آپاندیس و گره های لنفاوی.
به اعضای لنفاوی ثانویه کپسول دار MALT هم می گویند (Mucosal-Assouated-Lymphoid-Tissue)

اگرگره های لنفاوی در دستگاه گوارش باشند به آنها GALT ،اگر در دستگاه مخاط باشند MALT و اگر در دستگاه تنفسی باشند BALT میگویند.

ساختمان اعضای لنفاوی:

1-مغز استخوان:در طی زندگی جنینی سلولهای خونساز ابتدا در کیسه زرده،سپس در کبد و طحال تولید می شوند و پس از آن در مغز استخوان ساخته می شوند.در یک فرد بالغ خونسازی بیشتر در مغز استخوان است.تکامل لنفوسیت های B در مغز استخوان صورت می گیرد.بنابراین مغز استخوان هم می تواند جز اعضای لنفاوی اولیه و هم اعضای لنفاوی ثتنویه قرار بگیرد.

2-تیموس:اولین عضوی که در دوران جنینی بوجود می آید تیموس است.اندازه آن به سرعت افزایش پیدا می کند.در هنگام بلوغ اندازه اش به حداکثرمی رسد و پس از بلوغ به تدریج کاهش پیدا می کند.بطوریکه در افراد مسن بصورت آتروفی در می آید.سلولهای نابالغ T در تیموس به نام تیموسیت گفته می شوند.در تیموس سلولهای اپی تلیال،ماکروفاژ و همچنین سلولهای دیگری وجود دارد.لنفوسیت های Tوقتی بالغ شدند در سطح آنها گیرنده آنتی ژنی ظاهر می شود.دسته ای از لنفوسیت های Tبالغ شده در تیموس از بین می روند.اینها لنفوسیت های T هستند که برعلیه آنتی ژنهای خودی عکس العمل نشان می دهند اما لنفوسیتهای Tبالغ شده که برعلیه آنتی ژنهای بیگانه قدرت شناسایی و عکس العمل را دارند از تیموس خارج شده و وارد خون محیطی و اعضای لنفاوی می شوند.

تیموس شامل دو قسمت است:1)قسمت خارجی 2)قسمت داخلی

به قسمت خارجی کورتکس و به قسمت داخلی مدولا می گویند.لنفوسیت های T نابالغ در قسمت کورتکس هستند.در قسمت مرکزی لنفوسیت های Tبالغ قرار دارند که از این قسمت وارد خون محیطی می شوند.در قسمت مرکزی تیموس ساختمانهای بخصوصی وجود دارد که به نام جسمک هاسل گفته می شود.(Hassal's corpiuscle) که ازاپی تلیال پوشیده شده است.

3-عقده های لنفاوی:در زیر گردن(گلو)،کشاله ران و یزر بغل وجود دارند.وقی آنتی ژنی وارد بدن می شود از طریق کانالهای لنفاوی وارد غدد لنفاوی می شود.عقده های لنفاوی توسط کپسول فیبروزی احاطه می شوند.عقده های لنفاوی از دو قسمت کورتکس و مدولا تشکیل شده اند.کورتکس خود از دو قسمت کورتکس سطحی و عمقی تشکیل شده اند.بطورکلی در ناحیه کورتکس ،لنفوسیت های B فراوانی وجود دارد و این ناحیه را به نام ناحیه واسطه به B می نامند.در ناحیه کورتکس گره هایی وجود دارد که به نام فولیکول نامیده می شود.این فولیکول ها،غنی از لنفوسیت B هستند.زمانی که آنتی ژنی وارد بدن می شودو سپس توسط کانالهای لنفاوی به غدد لنفاوی وارد شده،این فولیکول ها متورم می شوند و به نام فولیکول هیا ثانویه نامیده می شوند.قبل از برخورد با آنتی ژن این فولیکول ها به نام فولیکول های اولیه نامیده می شوند.نرکز فولیکول های ثانویه را بنام ژرمینال سنتر یا مرکز زایا می نامند.درقسمت مدولا لنفوسیت های Tوجود دارند و به نام ناحیه وابسته به T گفته می شوند.بخش مدولا را بخش ترافیک هم می گویند.

4-طحال:ساختمان آن شبیه عقده های لنفاوی است.به نام گورستان بدن هم نامیده می شود.طحال مانند صافی عمل می کند.از دو قسمت تشکیل شده:پولپ سفید،پولپ قرمز.در پولپ سفید عکس العمل های ایمنی صورت می گیرد چون ساختمان آن شبیه عقده های لنفاوی است.اما در پولپ قرمز،گلبول های قرمز ،پلاکت و گلبول های سفیدو ... وجود دارند.پولپ سفید و قرمز توسط ناحیه ای (کمربندی)از ماکروفاژها به نام مگینال زون (Aginal Zone) جدا می شوند.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

تریشیوریس تریشیوریس Trichuris trichiura

این کرم با نامهای دیگری نیز شناخته می شود از جمله:Trichocephalus Dispar و نیز کرم شلاقی یا کرم مهمیزی یا Whip worm.
انتشار جغرافیایی:
این کرم در اکثر نقاط دنیا وجود دارد ولی شدت آلودگی در مناطق گرمسیر و مرطوب جهان بیشتر است.آلودگی در بین اطفال بیشتر است.موارد کشنده از استرالیا گزارش شده است.
میزبانها:
میزبان اصلی آن انسان است.میزبان واسط ندارد.محل جایگزینی آن روده بزرگ بخصوص سکوم (روده کور) می باشد.در میمون و خوک هم وجود این انگل گزارش شده است.
شکل ظاهری:
بدن این کرم از دو قسمت متمایز تشکیل یافته است.این کرمها که شبیه مهمیز می باشند 5/3 قدامی آنها نازک و نخی شکل است که مری در آن جای دارد و 5/2 قسمت خلفی ضخیم و گرد و شبیه مهمیز است که در آن روده و دستگاه تناسلی قرار دارد.قسمت قدامیبخش مویی،نوک تیز بوده به آن استیله یا استایلت یا عضو نوک تیز می گویند و به این وسیله در مخاط روده میزبان فرومی رود.مری در قسمت نازک و مویی قرار داشته ، اطراف آن را سلولهای ترشحی تسبیح مانند به نام استیکوزوم می پوشانند.کرمهای بالغ ،گوشتی رنگ هستند.اندازه کرم نر 4.5-3 سانت و ماده 5-4 سانتی متر می باشد.انتهای کرم نر پیچ خورده دارای یک اسپیکول است ولی انتهای کرم ماده ساده می باشد.تخم انگل شبیه بشکه یا لیمویی شکل است به رنگ زرد متمایل به قهوه ای،سه لایه ای و حاوی توده سلولی است.مهمترین وجه تشخیص تخم آن داشتن 2 برجستگی در قطبهای آن می باشد.اندازه تخم 40-30 میکرون است.

سیر تکاملی:
تخم انگل همراه مدفوع به خارج دفع شده به مدت 15 تا 20روز در شرایط مناسب رطوبت،اکسیزن،دمای 25-20 درجه ،زمینهای شنی و یا روی سبزجات قرار گرفته حاوی لارو L2 آلودهکننده می گردد.چنانچه تخم لارو شده L2 به واسطه خاک ،سبزیجات و یا میوه های آلوده توسط انسان خورده شود آلودگی ایجاد می گردد.جدار تخم در دستگاه گوارش حل شده،لارو آزاد،در روده بزرگ که محل اصلی جایگزینی کرم می باشد قرار گرفته چند با پوسته اندازی کرده تبدیل به کرمهای بالغ نر و ماده می شود.کرمهای بالغ جفتگیری و تخم ریزی نموده،تخمها همراه مدفوع دفع و سیر تکاملی ادامه می یابد.
تفاوتی که با آسکاریس دارد اینکه این کرم گردش قلبی- ریوی ندارد و در همان روده به بلوغ می رسد.
بیماریزایی و علائم آن:
بیماری ایجاد شده توسط این انگل را تریکاریازیس می گویند.چنانچه تعداد کرمها کم باشد علائم و عوارضی ظاهر نمی شود ولی در آلودگی های شدید ناراحتی های گوارشی مانند دردشکم،اسهال و یبوست متناوب و در آلودگی های خیلی شدید اسهال همراه خون ظاهر می گردد.
یک کرم روزانه می تواند 0.005cc خون را بخورد یا دفع نماید(باعث دفع خون شود)بنابراین چنانچه 1000کرم در روده وجود داشته باشد روزانه 5cc خون از فرد مبتلا دفع می شود.عوارض مهم آن کم خونی، التهاب روده،سوء تغذیه،لاغری مفرط که به آن کوارشیوکور (کمبود پروتئینهای بدن) می گویند می باشد.همچنین در بچه ها عارضه ای به نام رکتال پرولاپس Rectal prolaps ایجاد می شود که در این حالت مقداری (قسمتی)از رکتوم به بیرون رانده می شود که به علت فلج اعصاب رکتوم صورت می گیرد. عوارض مهم در آلودگی های شدید اتفاق می افتد.
تشخیص:
آزمایش میکروسکوپی مدفوع و دیدن تخم انگل
درمان:
داروی مبندازول
فاکتورهای گسترش دهنده:
تخم انگل،شرایط مناسب،زمینهای شنی،سبزی و میوه حاوی تخم لارو شده،انسان.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:13 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

آسکاریس لومبری کوئیدس Ascaris lumbericoides

آسکاریس لومبری کوئیدس Ascaris lumbericoides

ار نظر انتشار جغرافیایی پس از کرمک (انتروبیوس) بیشترین انتشار را دارد.در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر و مرطوب انتشار جهانی دارد.در ایران بخصوص در اصفهان وجود دارد.بیشتر در روستاها و مناطقی که از سطح بهداشتی خوبی برخوردار نیستند وجود دارد.علاوه بر نوع انسانی، انواع حیوانی آن نیز وجود دارد که دو نوع آن به نام توکزوکارا کنیس Toxocara.canis(مربوط به سگ) و توکزوکارا کتی Toxocara.cati(مربوط به گربه) می باشد.

میزبانها و محل جایگزینی:
میزبان اصلی آن انسان است.میزبان واسط ندارد.محل جایگزینی روده باریک انسان است.

شکل ظاهری:
کرمهای نسبتا بزرگی هستند،ماده ها 20 تا 40 سانتی متر و نرها 30-15 سانتی متر اندازه دارند.در انتهای قدامی کرمها سه زائده لب مانند که نقش دهان را دارند مشاهده می گردد.انتهای خلفی کرم ماده باریک و ساده ولی انتهای کرم نر پیچ خورده است و دو اسپیکول دارد.در دو طرف بدن آسکاریس دو خط کناری به نام لترال لاین Lateral line یا Side line وجود دارد که به منزله دستگاه گوارشی -دفعی می باشد.

شکل تخم:
گرد متمایل به بیضی ،قهوه ای رنگ ،با اندازه 60-50 میکرون دارای سه لایه آلبومینی،لیپیدی و کیتینی می باشد.تخم هنگام دفع سلولار است(جنین بصورت توده سلولی است).از اختصاصات تخم آسکاریس داشتن آلبومین با برجستگیهای منظم پستانک مانند می باشد.تخمهای آسکاریس به سه فرم دیده می شوند:
1-تخمهای لقاح یافته، که فرم های تیپیک (طبیعی)انگل می باشد Fertilized ova.
2-تخمهای لقاح نیافته که از طریق بکرزایی بوجود می آیند یعنی کرم ماده بدون جفت گیری با نر تولید تخم می کند که این تخم هرگز بارور و دارای جنین نمی گردد.این تخم کشیده و پوشش آلبومینی در گوشه های تخم توسعه بیشتری نموده،شکل نامنظمی دارد و اندازه آن بزرگتر است.Non fertilized ova
3-تخمهای بدون پوشش (Decorticate ova).
معمولا هنگام خروج تخمها از زهدان کرم همراه تخمهای تکامل یافته مقداری هم تخمهای تکامل نیافته دفع می گردد که این تخمها بدون پوشش آلبومینی می باشد.چنانچه فقط بدون پوشش ها دفع شوند باید آزمایش را تکرار کرد.

سیر تکاملی:
هر کرم ماده آسکاریس در بدن انسان قادر است روزانه تا 200هزار عدد تخم تولید کند.تخم همراه مدفوع انسان دفع شده،در شرایط مناسب 25-20 درجه سانتی گراد، رطوبت و اکسیژن روی سبزیجات یا خاک در مدت 15-10 روز حاوی لارو L1 می شود. لاروL1 در داخل تخم یکبار پوست اندازی می کند و تبدیل به لارو L2 که آلوده کننده می باشد می شود.حال اگر تخم حاوی این لارو توسط میزبان اصلی (انسان) همراه سبزیجات ،میوه و یا خاک خورده شود باعث آلودگی فرد می گردد.جدار تخم در دستگاه گوارش از بین رفته،لارو آزاد شده،مخاط روده را سوراخ کرده، وارد جریان خون می شود.گردش قلبی-ریوی را طی کرده ،در ریه ها قرار می گیرد.حدود 10 روز در ریه ها توقف دارد،2بار پوست اندازی می کند و تبدیل به لاروهای L3 وL4 می گردد.لاروهای L4 نسبتا بزرگ هستند.لاروهای L4 کیسه های هوایی را پاره کرده همراه خلط و با حرکت خود به نایژه ها،حلق،مری،معده و نهایتا به روده که محل جایگزینی آن می باشد می رسد.در آن جا هم یکبار پوست اندازی نموده به کرمهای بالغ تبدیل ،جفت گیری وتخم ریزی می نماید.

بیماریزایی:
بیماری ایجاد شده را آسکاریازیس یا آسکاریوز می گویند.بیماریزایی در اسکاریس طی سه مرحله ظاهر می شود:
1-مرحله اول:علائم ریوی است که مربوط به مهاجرت لاروها در ریه ،توقف و رشد و نمو در آنجا می باشد.علائم شبیه سندرم لفلر می باشد که شامل تنگی نفس،سرفه های خشک ،گاهی همراه با خلط خونی،خس خس سینه،افزایش ترشحات حلق و ترشح ائوزینوفیلها می باشد.این علائم پس از خارج شدن لارها از ریه از بین می روند.
2-مرحله دوم:علائم گوارشی مثل اسهال و یبوست متناوب ،دل پیچه، تهوع، استفراغ،گاهی تب و سرگیجه.چنانچه تعداد کرمها زیاد باشد انسداد روده ایجاد شده که به آن ایلئوس ورمی نسوس Ileus verminesus یا آسکاریس ایلئوس Ascaris ileus می گویند.
گاهی اتفاق می افتد که کرم بالغ آسکاریس به سایر اندامها مهاجرت می کند و به عنوان انگل سرگردان در آن محل ایجاد عوارض پاتولوژیک می کند.البته پس از مدتی خود آسکاریس نیز از بین می رود.
3-مرحله سوم:عوارض عصبی که بر اثر ترشح سموم انگل عوارض عصبی به صورت جاری شدن بزاق دهان،دندان قروچه دیده می شود.

تشخیص:
آزمایش میکروسکوپی مدفوع و دیدن تخم انگل.

درمان:
داروی مورد استفاده برای درمان لوامیزولLevamizole(کتراکس Ketrax)و مبندازولMebendazool (ورمکس Vermox) می باشد.

فاکتورهای گسترش دهنده:
تخم انگل،شرایط مناسب،وجود تخمهای لارو شده در محیط و انسان به عنوان میزبان اصلی.

مبارزه و پیشگیری:
رعایت نکات بهداشتی مثل شستن میوه و سبزی قبل از مصرف،جلوگیری از ریختن مدفوع انسانی در محیط و استفاده از کودهای شیمیایی به جای کودهای انسانی در مزارع و درمان افراد آلوده.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:10 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

تشخیص افتراقی تالاسمی مینور از فقر آهن

تشخیص افتراقی تالاسمی مینور از فقر آهن

تالاسمی مینور و کم خونی فقرآهن از اشکال رایج بیماری های هماتولوژیک در مناطق خاصی از جهان ،بخصوص در نواحی اطراف مدیترانه و ایران به شمار میآیند،که یافته های آزمایشگاهی کم و بیش مشابهی دارند.از آنجا که درمان هردو پدیده متفاوت بوده و اقدام کورکورانه به درمان اثرات سویی بهمراه دارد،و نیز از نظر عواقب اجتماعی که از تزویج دو فرد مبتلا به تالاسمی مینور حاصل می شود(کم خونی علاج ناپذیر کولی)،تشخیص افتراقی به روشهای ساده و کم خرج حائز اهمیت بوده،و با استفاده ار نکات زیر تا 99%امکان پذیر است.
1-تغییرات گویچه های قرمز در CBC و گسترش خونی در موارد خفیف کم خونی فقر آهن (هموگلوبین 12-10) نامحسوس بوده و حال آنکه در تالاسمی مینور(با هموگلوبین مشابه)نسبتا شدید و چشمگیر است(سلولهای تارگت و بازوفیلی منقوط).
2-سرم بیمار در کم خونی فقر آهن روشن و در تالاسمی مینور با زردی خفیف همراه است.
3-تعداد گویچه های قرمز در کم خونی فقر آهن به تناسب هموگلوبین کاهش می یابد، و حال آنکه در تالاسمی مینور،افزایش یافته و یا در حد بالای طبیعی می باشد(اریتروسیتوز میکروسیتیک).
4-آهن سرم و TIBCدر تالاسمی مینور اغلب طبیعی است،و درصد اشباع ترانسفرین در کم خونی فقرآهن به طور محسوس کاهش می یابد.
5-در آزمایش مغز استخوان،ذخایر هموسیدرین در تالاسمی مینور اغلب افزایش داشته و در کم خونی فقرآهن تحلیل کلی نشان می دهد.
6-با استفاده از فرمول محاسباتی زیر که با در دست داشتن MCV,RBCو هموگلوبین انجام می گیرد،افتراق دو بیماری تا حدود زیادی امکان پذیر می شود.ارقام مثبت (بالای صفر) به نفع کمو خونی فقر آهن و نتایج منفی (زیر صفر) به نفع تالاسمی مینور خواهد بود: MCV-RBC-(5*HB)-3.4

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

پروتئینیوری

۱-نوارهای ادراری:اغلب این شناساگرها در PH اسیدی زرد رنگند ولی اگر در ادرار پروتئین وجود داشته باشد یا ادرار قلیایی باشد رنگ ان از زرد به آبی یا سبز آبی متمایل می شود.
همیشه تغییر رنگ نوار دلیل وجود پروتئین نیست.اگر PH بیماری بیشتر از 8 بود و رنگ نوار تغییر کرد ممکنست مثبت کاذب باشد.
2-روش اسید سولفوسالیسیلیک: اسید سولفوسالیسیلیک بهترین اسیدی است که هم آلبومین و هم گلوبولین ها را رسوب می دهد.می توان از اسید سالیسیلیک 3% استفاده کرد.
روش استفاده از اسید:
اسید 3% (3 گرم اسید در 100سی سی آب مقطر):به هر 5cc ادرار 0.5cc باید اضافه شود.
اسید 10%: به هر 5cc ادرار باید 3 قطره اضافه شود.
اسید 20%: به هر 5cc ادرار باید 2-1 قطره اسید اضافه شود.
این در شرایطی است که PH ادرار اسیدی باشد ، اگر قلیایی بود باید میزان ها را دو برابر کرد.چون قسمتی از اسید باید PH قلیایی را خنثی کند و قمستی پروتئین ها را دناچوره کند.
اگر بعد از افزودن اسید کدورتی ایجاد نشد پروتئین وجود ندارد، اگر کدورت ایجاد شد ممکن است وجود داشته باشد.
آیا هر کدورتی در اثر اضافه کردن اسید به ادرار پروتئین محسوب می شود؟ خیر.به احتمال 95% پروتئین است ولی ممکن است نباشد.ممکن است مریض در یکی دو هفته گذشته پنی سیلین مصرف کرده باشد(پروکائین یا بنزائین).کدورت ممکن است به خاطر واکنش با داروها باشد.ممکن است به خاطر واکنش با ضد التهاب های استروئیدی باشد.ممکن است کدورت در اثر ترکیب اسید با ماده حاجب رادیولوژی باشد.
روش گزارش دادن کدورت:
1-اگر کدورت به صورت جزئی باشد به صورت Trace گزارش می شود.
2-اگر کدورت بیشتر باشد و به صورت واضح دیده شود بطوری که اگر لوله را روی روزنامه بگذاریم ، بتونیم نوشته ها را بخوانیم در حد +1 گزارش می شود.
3-اگر شدت کدورت بیشتر بود طوری که سیاهی کلمه دیده شود ولی خوانده نشود در حد +2 گزارش می شود.
4- اگر کدورت به حدی بود که حتی سیاهی کلمات دیده نشود بصورت +3 گزارش می شود.
5-اگر به مجردی که اولین قطره اسید اضافه شود کدورت شدید به صورت ناگهانی ایجاد شد و محیط شبیه سفیده تخم مرغ شد در حد +4 گزارش می کنیم.
بهترین و قطعی ترین روش برای تشخیص پروتئین روش حرارتی است.حدود 6-5 سی سی ادرار را در یک لوله بلند ریخته ، حد فاصل هوا و ادرار را بوسیله شعله مستقیم حرارت داده تا به حالت جوش برسد.اگر کدورتی در این منطقه دیده شود قطعا پروتئین است، چون حرارت ساختمان سوم پروتئین ها را دناچوره می کند و به حالت کدورت در می آید.در اینجا دیگر مثبت کاذب نداریم.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

پاپ اسمیر

خانمها پاپ اسمیر را فراموش نکنند


سرطان دهانه رحم حدود ۵۰ سال پيش اولين علت مرگ و مير ناشي از سرطان در کشورهاي پيشرفته بوده است ، اما ميزان مرگ ومير ناشي از آن اکنون به دو سوم تقليل پيدا کرده است و در حال حاضر هشتمين علت مرگ و مير ناشي از سرطان است . ( شايع ترين سرطان ها در زنان به ترتيب عبارتند از : ريه ، پستان ، روده بزرگ ،‌لوزالمعده ، تخمدان ،‌غده لنفاوي و خون )‌

علت چنين کاهشي در مرگ و مير ، تشخيص زودرس و بموقع بيماري است که بسياري از اين رامديون آزمايش سلول شناسي به روش پاپانيکولا يعني پاپ اسمير مي باشيم.

تشخيص سرطان دهانه رحم چگونه صورت مي گيرد ؟

امروزه خانم ها با مراجعه به پزشکان متخصص زنان يا ماماها مي توانند به راحتي آزمايش پاپ اسمير بدهند . وسايل مختلفي براي نمونه برداري وجود دارد . اين نمونه برداري خيلي راحت و بدون درد و بدون بيهوشي در مطب صورت مي گيرد و نمونه سلولهاي دهانه رحم با وسيله چوبي يا پلاستيکي روي لام شيشه اي کشيده شده و ثابت ميگردد . سپس براي رنگ آميزي و بررسي ميکروسکوپي به آزمايشگاه ارسال مي گردد و متخصص پاتولوژي يا سلول شناس آن را بررسي مي کند .

در اين بررسي ها تغييرات قبل از بدخيمي ، علائم عفونت با ويروس پاپيلوما و تغييرات بدخيمي واضح و پيش رفته دهانه رحم ديده مي شود . علاوه بر آن عفونت هاي دهانه رحم و واژن ( مهبل ) مثل کانديدا ، تريکومونا ، کوکوباسيل و … نيز خود را نشان مي دهند . گاهي نيز علائم بدخيمي در ساير قسمت هاي تناسلي زنان مثل رحم ، واژن و لوله ها هم مشخص مي شود اما اين آزمايش روش مناسبي براي غربالگري اين بدخيمي ها نيست و فقط به طور اتفاقي اين بيماريها را ممکن است نمايان کند . علاوه بر اين با اين آزمايش مي توان وضعيت هورموني بدن را هم در شرايط خاصي بررسي کرد . براي بررسي ابتدا بايد نمونه مناسب باشد . تعداد کافي ( ۸تا ۱۲ هزار سلول ) ازاين ناحيه بايد در اسلايد ديده شود . خون ، مواد زايد و سلولهاي التهابي نبايد روي لام را گرفته باشند ، لام بايد سالم و نشکسته باشد .

قبل از نمونه گيري چه مسائلي بايد رعايت شود ؟

۱ - بهتر است نمونه گيري در زمان قاعدگي يا زماني که ترشحات خيلي زياد هستند و عفونت خيلي واضحي وجود دارد صورت نگيرد .

۲ - قبل از نمونه گيري نبايد به مدت ۴۸ ساعت نزديکي صورت گرفته باشد .

۳ - از پمادهاي داخل واژن يک هفته قبل از نمونه گيري استفاده نشده باشد .

انجام اين آزمايش براي کليه خانم هايي که فعاليت جنسي دارند يا داشته اند در تمامي سنين الزامي است و بايد در ابتداي شروع فعاليت جنسي در سه سال اول ، هر سال يکبار و بعد در صورتي که آزمايش طبيعي باشد هر ۳ سال يکبار انجام شود .

البته گاهي اوقات با توجه به تغييرات خاص يا عفونت ها ، پزشک متخصص زنان تشخيص مي دهد که اين فواصل کمتر شود و پس از درمان نيز با يک آزمايش ديگر نتايج درمان بررسي شود .

راهكار هاى پيشگيرى اوليه ابتلا به سرطان گردن رحم چيست؟
۱- از ارتباط جنسى در سنين پائين تر از هجده سال خوددارى شود.
۲- عدم بهداشت جسمانى زمينه را براى ابتلا به عفونت هاى واژنى بيشتر مى كند.
۳- استفاده از كاندوم راه صحيح جلوگيرى از سرايت بيمارى هاى عفونى واژينال است.
۴- پرهيز از بى بند و بارى جنسى.
۵- با افرادى كه به طور واضح زخم هايى در ناحيه تناسلى يا علايم ديگر عفونى دارند ارتباط جنسى برقرار نكنند.
۶- اجتناب از استعمال دخانيات.
۷- مراجعه به پزشك در صورت داشتن ترشحات واژنى مكرر به ويژه لكه بينى يا احتمالاً خونريزى پس از مقاربت ضرورى است.
۸- انجام ساليانه و يا حداقل هر سه سال يك بار پاپ اسمير به طور منظم از سنين جوانى تا سالمندى تنها را مبارزه با اين بيمارى سرطانى است.

 

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:6 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

کم خونی داسی شکل

فرد بالغ باید داری هموگلوبین A به میزان 97% ،A2 1.5-3%و F کمتر از 1% باشد.افراد دارای آنمی سیکل سل هموگلوبینی دارند به نامS. اگر از نظر ژنوتیپ بصورت SS باشد می گوئیم مبتلا به آنمی است یعنی در دو زنجیره بتا اشکال دارد.یعنی در زنجیره بتا ، اسید آمینه والین به جای گلوتامیک اسید قرار گرفته است.
این بیماری می تواند بعد از تولد مشخص شود.در سیاهان آمریکا ، کشورهای جنوب شرقی آسیا و آفریقای غربی و مرکزی این بیماری دیده شده است.
در این افراد مشکلاتی وجود دارد که در کاهش O2،گلبولهای قرمز این افراد کریستاله می شود.یعنی هموگلوبین آنها بصورت محلول نیست.کریستال شدن گلبول های قرمز دو مشکل ایجاد می کند:1)باعث تخریب غشای RBC می شود که در اینصورت گفته می شود فرد دچار آنمی همولتیک است.2)بدلیل اینکه این RBCها باید از مویرگ ها و عروق عبور کنند باید داری انعطاف پذیری باشند و چون این RBC ها انعطاف پذیری کمی دارند پس باعث انسداد عروقی می شوند.این انسداد عروقی در هر بافتی باعث انفارکتوس آن بافت خواهد شد.مثلا اگر این انسداد در چشم وجود داشته باشد، خون کافی به شبکیه نمی رسد و بینایی دچار مشکل می شود.در بافت قلب مشکلاتی ایجاد می شود که نهایتا باعث سکته می شود.در کلیه در اثر انسداد ، کاهش تغلیظ ادرار اتفاق می افتد.در کبد باعث انفارکتوس بافت کبدی می شود و نهایتا ممکن است ایجاد آبسه کبدی را بکند.در ریه باعث انفارکتوس ریه می شود.در استخوان ها ،نکروز استخوانی ایجاد می کند(این بیماران دردهای استخوانی شدیدی دارند.)در استخوان ها نکروز سراستخوان بازو و ران را مشهاده می کنیم که ممکن است آسپتیک باشد(نکروز بدون عفونت) و ممکن است محلی باشد برای عفونت ناشی از باکتری هایی مثل سالمونلا.
در پوست به علت انفارکتوس های متعدد باعث می شود زخمهایی در ناحیه ساق پا مشخص شود.قبل از 4 سالگی ممکن است سندرم دست و پا دیده شود که در آن التهاب دو طرفه پشت دستها و پاها دیده می شود که ناشی از التهاب انگشتان است.به آن داکتیلیت انگشتان هم می گویند.
آتروفی طحال:در سن کودکی طحال بزرگ است (اول بیماری) اما کم کم بدلیل انفارکتوس های متعددی که دیده می شود،طحال کوچک می شود.در ابتدا به دلیل هولیزی که وجود دارد بزرگ است ولی بعد کوچک می شود و اگر فرد کودک باشد باعث مشکلاتی می شود چون طحالی که کوچک است کارآیی ندارد و ایمنی کم می شود و باکتری پنموکوک می تواند برایشان مشکلاتی ایجاد کند.
علائم آزمایشگاهی:
دیدن تارگت سل که بسیار افزایش پیدا کرده اند بسیار اهمیت دارد.سلولهای پلی کرومازیا و وجود نرموبلاست و سلولهایی که به نظر کشیده می رسند(کاملا داسی نیستند ولی یک حالت کشیده و نوک دار دارند) دیده می شوند.
برای تشخیص باید تست هایی انجام داد:
1-تست داسی شکل شدن سلولها Sickling test :به این صورت است که از فرد خون گرفته روی لام می گذاریم و ماده متا بی سولفیت سدیم که احیا کننده است را به خون اضافه می کنیم.روی خون لامل گذاشته و اطراف لام و لامل را با پارافین می پوشانیم. بعد از 0.5 ساعت به ما جواب می دهد.بعد از 0.5 ساعت می توان سلولهای داسی شکل را مشاهده کرد.چون اکسیژن به خون نمی رسد سلولهایی که داسی شکل هستند ماهیت داسی شکل بودن خود را نشان می دهند.اشکال این تست اینست که هموزیگوت را از هتروزیگوت جدا نمی کند.(مشخص نمی کند)
2-تست حلالیت:گلبول های قرمز را بوسیله آب مقطر(یا به هر نحوی)لیز می کنیم ، بعد از ماده احیاکننده دی تیونیت استفاده می کنیم.روی RBC های لیز می ریزیم.محیط کدر می شود که نشان دهنده هموگلوبین S است.اگر شفاف باشد هموگلوبین A است.
3-بهترین تست برای نشان دادن هموگلوبین S استفاده از الکتروفورز است. در الکتروفورز در افرادی که ژنوتیپ SS دارند نشان می دهد که هموگلوبین S در این افراد حدود 90% است.هموگلوبین A2 مقداری و هموگلوبین F هم کمی وجود دارد.
گاهی وقتها فرد ممکن است دارای ژنوتیپ A/S باشد که به آن هتروزیگوت می گویند، یعنی کمی از زنجیره های بتا مبتلا است.میزان هموگلوبین در این افراد 10g/dl است.این افراد هیچ مشکلی ندارند.فقط مشکل زمانی است که کاهش شدید O2 داشته باشیم که در این زمان تعدادی از RBC هایشان داسی می شود.کاهش شدید O2 زمانی است که :فرد در ارتفاعات قرار بگیرد و زمانی که فرد دچار عفونت تنفسی شود.به همین دلیل در تست Sickling Test نمی توان هتروزیگوت را از هموزیگوت تشخیص داد چون هتروزیگوت ها هم در O2 کم داسی شکل می شوند و در این تست هم خودمان کاهش شدید O2 ایجاد کرده ایم.
در الکتروفورز میزان A 60-55% نشان داده می شود و S حدود 40-35% است. درلام خونی این افراد مشکلی وجود ندارد جز اینکه تعدادی تارگت سل دیده می شود.

نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 20:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم دی ۱۳۹۱

2ME


در 2Me به دنبال کلاس آنتی بادی می گردیم(IgM یا IgG).در 2ME باید از ماده خاص خود استفاده کرد.ماده 2ME (تو مرکاپتو اتانول) ماده ای احیاکننده است که می توند باندهای دی سولفیدی را مجزا کند و مولکول پنتامر IgM را تخریب کند.2ME در مولاریته معین و مدت زمان معین قادر است پیوندهای دی سولفیدی خارج مولکولی IgM را تخریب کند.آنتی بادی از دو زنجیره سبک و دو زنجیره سنگین تشکیل شده است.در مولاریته معین و زمان 2 ساعت پیوندهای خارج سلولی شکسته می شود.اگر مولاریته افزایش پیدا کند و یا زمان بیش از 2 ساعت شود 2Me روی پیوندهای داخل سلولی هم اثر می گذارد و می توند آنها را بشکند.2Me مولکولهای پنتامر را تبدیل به مونومر می کند و مونومرها قدرت اتصال ندارند.
برای انجام 2Me باید سرم را با 2Me مجاور کرد و به مدت 5-1 ساعت آنها را انکوبه کرد،رقتهای مختلف از آن تهیه کرد و بقیه کار را به روش رایت لوله ای ادامه داد.در روش 2Me باید رقت سرم را در نظر داشت تا پس از رقیق کردن لوله ها در آن ضرب کرد.
رقت لوله ها*رقت سرم*رقت آنتی ژن
2Me مثل رایت است با این تفاوت که در پروسه ای قبل از آن IgMها را کنار می گذاریم.
در مرحله مجاور کردن سرم با 2Me و انکوبه حتما باید در لوله ها را با پارافین بست،چون 2Me واده ای قابل تبخیر شدن است و اگر بخار شود اثر نمی کند.
2me یک ماده خطرناک و سرطان زاست،باید در تنفس و ریختن آن روی بدن دقت کرد.
آنتی ژن 2Me مخصوص خودش است و نمی توان از آنتی ژنهای دیگر استفاده کرد مگر در شرایط خاص.فیکساتورها برای فیکس نمونه دو نوع است:یا فرمالین است یا اسید فنیک(فنل).معمولا در آنتی ژن های پاستور(راپید) از اسید فنیک استفاده می شود ولی در آنتی ژنهای 2Me از فرمالین استفاده شده است.اگر ما آنتی ژن 2Me نداشتیم ،یا می توان مستقیما از آنتی ژن رایت لوله ای استفاده رکد یا راپید را رقیق کرد.3 بار می شوئیم.در این صورت اسید فنیک را خارج کرده ایم و در این صورت می توان از این آنتی ژن برای 2Me استفاده کرد.(برای تهیه مثلا 5 سی سی، محلول تهی را پس از شستشو به حجم 5 سی سی می رسانیم.)
*فیکساتور برای نگهداری آنتی ژن بروسلاست و پس از شستن آنتی ژن چون می خواهیم همان زمان استفاده کنیم و نمی خواهیم آن را نگهداری کنیم نیازی به فیکساتور ندارد.
اگر 2Me با هر رقتی مثبت شد نشانه IgG بودن آنتی بادی است(IgG کامل) و این نشان دهنده وجود آنتی ژن در بدن است.
اگر پزشک درخواست رایت و 2Me کرد و ما رایت را با کیفیت و دقت کافی انجام دادیم و منفی شد دلیلی برای انجام دادن 2Me وجود ندارد زیرا مثبت شدن رایت یا به خاطر IgG است یا IgM یا کمپلت هر دو.بنابراین اگر منفی شد دلیلی برای انجام 2Me وجود ندارد(چون 2Me چیزی غیر از IgM را نشان نمی دهد.)
نوشته شده توسط دکتر ساسان اسدپور در 19:47 |  لینک ثابت   • 
مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر